اقتصادنا در پسابرجام!

تیر ۰۹

اقتصادنا در پسابرجام!

اقتصادنا در پسابرجام!

27 

مهندس مهدی اسماعیلی

اگر بداءی رخ ندهد، این سطور را در روزهایی می خوانید که به آن پسابرجام می گویند. چشم شما روشن به پسابرجام! زمانی که خیلی ها منتظر دیدن آن بودند. و امیدهایی که در انتظار به بار نشستن آنند.

پسا، برجام؛ زمان متصف به یک رویداد که هر کسی از ظن خودش یار آن می شود. در داخل و خارج مرزهای ایران نگاه های متفاوتی آن را می پاید. فراتر از مرزها، یکی مدعی است زمان فرار ایران به سمت دستیابی به سلاح هسته ای را طولانی کرده، دیگری آن را فرصتی برای تعامل اقتصادی بیشتر با ایران می داند و البته دیدگاه های موثر دیگر. و اما در داخل نگاه غالب، امید به تغییر است؛ گروهی به تغییر سیاسی در ساختار حکومت به سود خود، بخشی گره گشایی در معیشت خود و گروهی توسعه کسب و کار خویش.

اما این انتظار برای تحول و امید به بهبود چرا بدینگونه در مردم ما ریشه دوانده است؟ رکود اقتصادی، ضیق معیشت و رقابت سیاسی دغدغه های متفاوتی است که این انتظار را شکل داده است.

ریشه های آن در زیرساخت اندیشه ای مردم ماست که طی دهه های اخیر بر این ساخت، ساختار یافته که؛ اقتصاد زیربنای هر بنایی است و با تحول در این زیرساخت، روساخت ها به تناسب آن سامان جدید می یابد. فلذا همگان در انتظار رخ‌دادی هستند که معتقدند در آن هیچکاره اند. یعنی ملتی هستیم که خود را در امر اقتصاد هیچ می انگاریم و چشم به دستی داریم که آن را برای ما بگرداند. مردمی هستیم که به انحراف، روزی را صرفا در معیشت می بینیم و برای آن یا چشم به آسمان داریم یا به دیگران. و این همان مشکل فرهنگی برداشت انحرافی در توکل و روزی رسانی حق متعال است که با معیوبات فرهنگی دیگر ما آمیخته شده و خلط آن با مبانی سوسیالیستی در اقتصاد، معجونی تلخ و سمی برای اقتصاد، جامعه و سیاست به عمل آورده است.

حال که دقت می کنم در این حوزه نیز، این انتظار و امید، شباهتی عجیب به برداشت انحرافی ما از انتظار موعود دارد. انتظاری منفعلانه.

رخوت، سستی و رکود؛ نه در اقتصاد که در فرهنگ ما ریشه دوانده و آداب اجتماعی ما را با اوهام به وادی بی خردی کشانده است.

اما این برجام چیست؟ که مبدا وهمی تحول شده و پیشا و پسای آن اینقدر مهم گردیده است؟ برنامه جامع اقدام مشترک حول چه موضوعی؟ تعامل، مهار و یا سرکوب جمهوری اسلامی ایران؟

بلاشک، هر ملتی دوست دارد که خود را آنگونه در ذهن بپروراند که دیگران را خاضع در برابر خود ببیند. لذاست که دولت ما دوست دارد که اینگونه باشد و آن را ترویج و تبلیغ می کند که نظام سلطه بدین نتیجه رسیده است که باید از خصومت با این ملت دست بردارد و به تعامل تن در دهد. و البته ملت نیز بدین می بالد که غرب به تعامل با ما تن داده و قدرت ما را پذیرفته است. اما تفاوت این دو دیدگاه بخش مقدمه آن، یعنی دست برداشتن از خصومت است. روشن است که تعامل از سر پذیرفتن یک واقعیت و با موضع صلح و آشتی با تعامل از سر خصومت متفاوت است. یکی بالندگی طرفین را دنبال می کند و دیگری، مهار و سرکوب را. یعنی تعامل برای کسب موقعیت برای حمله و ضربه جدید. و این تفاوت در طرح مقدمه موضوع، نقطه آغاز تعارضات دیگر است.

یکی رصد می کند برای نفوذ و مهار و یا فرصت ضربه و طرف دیگر آگاهانه و یا ناآگاهانه هر آنچاه آن خسرو می کند را شیرین می بیند.

و چیست این اقتصاد ما و این زیرساخت که همگی در انتظار تحول آن چشم به بیرون دارند؟ ساختاری بدون تئوری و مدل و فارغ از پارادایم بنیادین، یک چشم به زیرزمین دارد و منابع آن و چشمی دیگر به بیرون دارد و منافع آن. این را ببینید کنار ضعف ساختار اندیشه ما در حوزه فرهنگ کار و اقتصاد. که می شود همان معجون سم‌ین که ذکر آن رفت.

حکومت، عصاره ملت و باطن مردم، ظاهر مسئولانمان است. لذاست که با چشم به مساعدت بیرون، هر ترصد نفوذ و ضربه را پرچم صلح و آشتی می بینیم. چرا که دوست داریم اینگونه باشد. و این انتظار از دولت و ملت با ضریبی تکاثری رو به فزونی است که هر عمل اقتصادی را در کشور در امیدواری انفعالی رسوب داده است.

می خواهم بگویم که برجام مبدأ تحول اقتصاد ما نیست که پس و پیش آن برای ما اینقدر مهم باشد. نظام سلطه مترصد مهار و سرکوب است و ما به خطا، چشم که نه دست به سوی آنها دراز کرده ایم. باید به خویشتن بازگشت. باید از خواب گران بیدار شد. دست به زانو گرفت. باورهای معیوب را اصلاح و مدل بومی برای اقتصاد ملی اجرایی نمود. حتی اتخاذ یک مدل رایج دنیا و بومی سازی آن، بسی ارزشمندتر از شرایط آشفته کنونی است.

و اما نکته آخر برای بعضی ها که چشم به برجام دارند برای بهره برداری آن در عرصه سیاست کشور. بدانید که مدل تعامل غرب تغییر کرده است. اگر پیش از این حمایت از یک جریان را برای استقرار در صدر دولت ابزار مهار ایران می دانست به عنوان اولویت برتر. امروز دیگر جریان و جناح مهم نیست. غرب دریافته که این مسیر به سامان نمی رسد فلذاست که هر چه دولت ناکارآمدتر باشد برای آنها بهتر است و چپ و راست دیگر معنا ندارد. دریافته اند که فروپاشی از درون و تکمیل حلقه بی اعتمادی مردم و حکومت تنها با اثبات ناکارآمدی حکومت محقق خواهد شد. لذاست که به شما هم رحم نخواهند کرد.

چشم فروبندید! آنها شما را هم به سخره خواهند گرفت. آنها می خواهند شما را هم ناکارآمد نشان دهند. برای آنها حسن و محمود تفاوتی ندارد.

رویای “اقتصادنا در پسابرجام” صادقه نیست و پرشگون. به زودی بیدار می شوید.

۱۹/۱۰/۹۴- ساعت ۸:۴۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *