شهر ۰۹

الگوی نقد صدا و سیمای جمهوری اسلامی

الگوی نقد صدا و سیمای جمهوری اسلامی

حسن نوروزی

100_10 

صدا و سیما یکی از مهم­ترین رسانه هایی است که می تواند نسبت به آرمان­های انقلاب اسلامی روشنگری کند و ابزاری برای انتقال پیام­های دینی و تربیتی و فرهنگی باشد. صدا و سیما اگر دانشگاه است، آنچه در این دانشگاه تدریس می شود عبارت است مفاهیم و درسهای اسلام ناب و اسلام انقلابی و اسلام واقعی.

صدا و سیما پس از انقلاب اسلامی توسعه کمّی و کیفی زیادی پیدا کرده و اکنون در خط مقدم مبارزه با تهاجم رسانه­ای دشمنان قرار دارد و دارای نقشی پرنفوذ و تعیین کننده است؛ لذا ضمن تقویت این نهاد، باید در آسیب­شناسی و رفع معایب آن بکوشیم. برخی از منتقدین خودی گاهی بی­پروا به نقد صدا و سیما می پردازند و به جای این که مشکلی را حل کنند موجب تضعیف این نهاد می شوند و حتی موجبات ایجاد بدبینی به نظام را فراهم می­آورند. بزرگی می گفت: «من در داخل تاکسی یا اتوبوس، از آهنگ ها یا برنامه های رادیو یا تلویزیون انتقاد نمی کنم؛ چون اثر منفی و بدبینی ای که این انتقاد، نسبت به نظام به وجود می آورد، از اثر منفی آن آهنگ یا برنامه، بیشتر است»! بنابراین هدف ما از نقد این سازمان باید تقویت ارکان نظام اسلامی باشد نه چیز دیگر.

 به نظر می رسد در نقد صدا و سیما باید چند نکته را رعایت کنیم تا این نقد، اثر مطلوب خود را بر جا گذارد:

۱ـ نقد صدا و سیما باید با معیار های انقلاب اسلامی و از منظر فرمایشات و انتظارات رهبری و مبتنی بر سیاست­ها و مأموریت هایی باشد که ایشان به نهاد صدا و سیما ابلاغ فرموده­اند. این­گونه نیست که مقام معظم رهبری از نهاد صدا و سیما رضایت کاملی داشته باشند و سیاست­های ابلاغی ایشان توسط صدا و سیما تماماً اعمال شده باشد؛ به همین جهت خود ایشان هم گاهی از صدا و سیما انتقاد می کنند. به عبارت دیگر، صدا و سیما باید آنجا که از مأموریت­ها و سیاست­های مورد نظر رهبری عدول می کند (و بر اساس یک الگو) مورد نقد قرار گیرد و گر نه نقد ما به عنوان نقد و تضعیف نظام تلقی خواهد شد.

۲ـ در نقد صدا و سیما باید حسنات و سیئات صدا و سیما را تفکیک کنیم. نباید فقط معایب را دید، باید خدمات و تأثیرگذاری ملی و جهانی این رسانه را که رشد عظیم و شگرفی داشته، را هم ملاحظه کرد. نقد صحیح، سنگ محکی است که بر اساس آن بتوانیم نکات مثبت و منفی را تفکیک کنیم و مزایا و معایب را با هم ببینیم و بی انصافی نکنیم.

۳ـ مزایا و کاستی­های صدا و سیما را باید درجه بندی و سطح بندی کنیم؛ یعنی معایب را به اصلی و فرعی و مزایا را هم به اصلی و فرعی تقسیم کنیم. در این صورت است که تصویر روشنی از خوبی ها و بدی های این سازمان پیدا خواهیم کرد.

۴ـ برای درک بهتر از اشکالات و امتیازات صدا و سیما می توان آن را با رسانه­های دیگر هم مقایسه کرد. یعنی از یک سو باید با یک رسانه مطلوب و مفروض مقایسه شود و از سوی دیگر با رسانه های دیگری که در کشور یا در سایر کشورها وجود دارند مقایسه صورت گیرد. هنگام نقد باید به محدودیت ها و مقدورات صدا و سیما و موانعی که پیش روی آن قرار دارد و انتظاراتی که حوزه و دانشگاه و یک ملت هفتاد میلیونی با ترکیبات مختلف فرهنگی و افکار عمومی داخل و خارج و فضایی که رسانه های دشمن به وجود آورده اند (و صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید رقیب آنها باشد یا با آنها مقابله کند) و …  را هم مورد دقت قرار بدهیم تا بفهمیم که صدا و سیما در این وضعیت، چه کار می توانسته بکند که انجام نداده، و یا چه کاری را نباید انجام می داده است.

۵ـ  در نقد صدا و سیما حتی الامکان نباید افراد و آدم ها و مدیران این سازمان را نقد کرد، باید جریان سکولاریسم و تفکرات و روش های وارداتی غربی را نقد کرد که موجب بروز این معایب و ناهنجاری­ها در صدا و سیما می شوند. در واقع، آثار سکولاریسم در عرصه رسانه را باید نقد کرد تا به سمت رسانه مطلوب حرکت کنیم.

۶ـ هر نقطه از صدا و سیما را که نقد می کنیم باید راهکار رفع این اشکال و ارتقاء کارکرد این سازمان را هم ارائه کنیم. نباید فقط برخورد سلبی داشت، باید کمک هم کرد. حوزه و دانشگاه باید با تولید محتواهای مطلوب و اسلامی و کارآمد، به نهاد صدا و سیما کمک کنند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *