این چه هوس بازی است؟

تیر ۱۱

این چه هوس بازی است؟

در محضر ولایت

این چه هوس بازی است؟

 Untitled-2REHAB

مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى مسئولان، استکبارستیزى، افتخار به انقلابی گرى. یک دوره‌‌اى بر ما گذشت که اسم انقلاب و انقلابی گرى و این ها به انزوا افتاده بود؛ سعى می کردند به عنوان یک ارزش منفى یا ضد ارزش، از این چیزها یاد کنند؛ مقاله می نوشتند، حرف می زدند، گفته می شد. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعکس است؛ گرایش عمومى مردم و مسئولان کشور به حرکت انقلابى، جهت گیرى انقلابى، ارزش هاى انقلابى و مبانى انقلاب است. این را توجه داشته باشید که یکى از عوامل گرایش مردم به دولت، همین هاست؛ یعنى مردم به این ارزش ها اهمیت می دهند. مسئله‌‌ى دعوت به عدالت، مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى، دور بودن مسئولان از تجمل؛ اینها خیلى چیزهاى مهمى است.

  ۲/۶/۹۲

 **

ضعف هاى ما , خطرهائى است که در سر راه ماست و در این مدت وجود داشته است و باید بعدها جلوى  این ها را بگیریم. اولین ضعف ما گرایش به دنیاطلبى بود که گریبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولین دچار دنیاطلبى شدیم، دچار مادی گرائى شدیم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرایش، تشریفات و اشرافی گرى یواش یواش از قبح افتاد. وقتى ما این جور شدیم، این سرریز می شود به مردم. میل به اشرافی گرى، میل به تجمل، میل به جمع ثروت و استفاده‌ى از ثروت به شکل نامشروع و نامطلوب، به طور طبیعى در خیلى از انسان ها هست. وقتى ما خودمان را رها کردیم، ول کردیم، دچار شدیم، این سرریز می شود به مردم؛ در مردم هم این مسئله پیدا می شود.ازی درباره فرهنگ صحیح اقتصادی و اقتصاد مقاومتی در رسانه ملی و پرهیز از تبلیغ و ترویج تجمل گرایی .

۱۴/۱۱/۹۰

 

 **

 

ما باید اعتراف کنیم به این مسئله. عادت هاى ما، سنت هاى ما، روش هاى غلطى که از این و آن یاد گرفته ایم، ما را سوق داده است به زیاده روى در مصرف به نحو اسراف. یک نسبتى باید در جامعه میان تولید و مصرف وجود داشته باشد؛ یک نسبت شایسته اى به سود تولید؛ یعنى تولید جامعه همیشه باید بر مصرف جامعه افزایش داشته باشد. جامعه از تولید موجود کشور استفاده کند؛ آنچه که زیادى هست، صرف اعتلاى کشور شود. امروز در کشور ما این جورى نیست. مصرف ما به نسبت، از تولیدمان بیشتر است؛ این، کشور را به عقب می رساند؛ این، ضررهاى مهم اقتصادى بر ما وارد می کند؛ جامعه دچار مشکلات اقتصادى می شود. در آیات شریفه ى قرآن بارها راجع به پرهیز از اسراف در امور اقتصادى تأکید شده؛ این به خاطر همین است. اسراف، هم لطمه ى اقتصادى می زند، هم لطمه ى فرهنگى می زند. وقتى جامعه اى دچار بیمارى اسراف شد، از لحاظ فرهنگى هم بر روى اوتأثیرهاى منفى می گذارد. بنابراین مسئله ى صرفه جوئى و اجتناب از اسراف، فقط یک مسئله ى اقتصادى نیست؛ هم اقتصادى است، هم اجتماعى است، هم فرهنگى است؛ آینده ى کشور را تهدید می کند.

۱/۱/۸۸

   **

در مصارف گوناگون شخصى و خانوادگى، اسرافِ فردى صورت می گیرد. تجمل گرائى ها، چشم و  هم چشمى ها، هوسرانى افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهاى غیر لازم خریدن؛ این ها از موارد اسراف است. وسائل تجملات، وسائل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه؛ اینها چیزهائى است که ما براى آنها پول صرف می کنیم. پولى که میتواند در تولید مصرف شود، سرمایه گذارى شود، کشور را پیش ببرد، به فقرا کمک کند، ثروت عمومى کشور را زیاد کند، این را ما صرف میکنیم به این چیزهاى ناشى شده ى از هوس، چشم و هم چشمى، آبرودارى هاى خیالى. مسافرت می روند، مى آیند، میهمانى درست می کنند – گاهى خرج آن میهمانى، از مسافرت مکه اى که رفته اند، بیشتر است! – عروسى می گیرند، عزا می گیرند؛ هزینه اى که براى این میهمانى ها مصرف می کنند، هزینه هاى گزافى است؛ انواع غذاها! چرا؟ چه خبر است؟ در کشور ما هنوز هستند کسانى که از اوّلیات هم محرومند. باید کمک کنیم کشور پیش برود. نمی گوئیم پول را بردارید بروید حتماً انفاق کنید – البته اگر انسان انفاق بکند، بهترین کار است – اما حتّى اگر انفاق هم نکنند، همین پولى که صرف این تجملات می شود، در تولید براى خودشان به کار بیندازند، در کارخانجات سهیم شوند و تولید کنند، باز براى کشور مفید است. ما به جاى این کارها میهمانى درست می کنیم، عزا درست می کنیم، هى رخت و برِ روزبه روز دگرگون براى خودمان درست می کنیم؛ چرا؟ چه لزومى دارد؟ عقلاى عالم این کار را نمی کنند؛ این فقط سخن دین نیست. قرآن می فرماید: «و لاتسرفوا انّ اللَّه لا یحبّ المسرفین»، «کلوا و اشربوا و لاتسرفوا»؛ بخورید، بیاشامید، اما زیاده روى نکنید. در آیه ى شریفه ى دیگر: «کلوا من ثمره اذا اثمر و اتوا حقّه یوم حصاده و لاتسرفوا انّه لایحبّ المسرفین». خداوند اسراف کنندگان را دوست      نمی دارد. ما بندگان خدا هستیم. اینها حرف دین است و روایات فراوانى در این زمینه وجود دارد. در روایت دارد که کسى میوه اى را خورد و نیمى از میوه ماند، آن را دور انداخت. امام (علیه السّلام) به او نهیب زد که اسراف کردى؛ چرا انداختى؟ در روایات ما هست که از دانه ى خرما استفاده کنید. تا این حد! خرده هاى نان را استفاده کنید. آن وقت در هتلها میهمانى درست کنند و به یک عده اى میهمانى بدهند؛ بعد هرچه که غذا ماند، به   بهانه ى اینکه بهداشتى نیست، توى سطل آشغال بریزند! این مناسب یک جامعه ى اسلامى است؟ اینجورى می شود به عدالت رسید؟
باید خودمان را اصلاح کنیم. باید الگوى مصرف جامعه و کشور اصلاح شود. ما الگوى مصرفمان غلط است. چه جورى بخوریم؟ چه بخوریم؟ چه بپوشیم؟ تلفن همراه توى جیبمان گذاشته ایم؛ به مجرد اینکه یک مدل بالاتر وارد بازار میشود، این را دور مى اندازیم و آن مدل جدید را باید بخریم؛ چرا؟! این چه هوس بازى اى است که ما به آن دچار هستیم؟؟

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *