فرو ۱۴

بالاخره این فرزند، مال کدام پدر است؟

مطالبه، اعتراض، اغتشاش، توطئه، ناکارآمدی یا یکی دیگر؟

اسماعیل بنده خدا یامچی

دانشجوی هوشبری

 

هفتم دی ماه ۹۶ بود که خبرگذاری ها لحظه به لحظه خبر تازه ای را از مشهد مخابره میکردند. خبری که به سرعت در تمام جهان بازتاب داشت و در زمان اندکی تمام توجهات را به خود جلب کرد. اما مگر خبرِ این روزها تکراریِ تجمع عده ای از مالباختگان و معترضین مقابل ساختمانی دولتی یا بانکی ورشکسته و یا موسسه اعتباریِ به گِل نشسته ای، چه تفاوتی با بقیه تجمعات و اعتراضات در روز های گذشته دارد؟ مگر این روزها مردم معترضی که دیگر جانشان از ظلم اقتصادی و بی عدالتی قسمت های مختلف برخی سازمان های دولتی و خصوصی به لب رسیده و برخلاف میل شان مجبور شده اند دست به تجمع و دادخواهی علنی و مستقیم در خیابان و در مقابل ساختمان مورد اعتراض شان بزنند، کم هستند؟ مگر شمار کسانی که نابسامانی های اقتصادی بیشمار کشور، کمر زندگی شان را خم کرده و به ناچار و به ناچار و به ناچار مجبور شده اند حق از دست رفته خودشان در کف خیابان جستجو کنند،کم هستند؟ پس چرا اعتراضات مشهد تا این اندازه مورد توجه قرارگرفته است؟ چه اتفاقاتی در مشهد در حال رخ دادن است و چه حوادثی قرار است در آینده نزدیک در کشور اتفاق بیفتد؟ چه کسانی در فکر سوء استفاده هستند؟ انگار خواب های دور و درازی برای این مردم دیده شده است…

**

از هفتم دی به مدت ده روز پرواز میکنیم. اکنون هفدهم دی ماه است و فضای عمومی کشور پس از چند روز آشوب و اغتشاش به حالت آرامش بازگشته است. آتش آشوب و اغتشاشی که جرقه اش، پیش از سفر ده روزه مان در مشهد زده شد. پس از چند روز ناامنی و بی نظمی، خیابان های شهر دوباره رنگ آرامش به خود میبینند. انقلاب مردم پیچ خطرناک دیگری را پشت سر گذاشته و حال  دوباره به ساحل آسایش رسیده است. پیروزی دیگری برای جمهوری اسلامی و صاحبان نظام یعنی «مردم» که آن را زاده و بزرگ کرده اند به وجود آمده و شکست دیگری برای همان هایی که ده روز پیش خواب های آشفته ای برای مملکت دیده بودند به وجود آمده. این ده روز خیلی طولانی تر از یک ده روز معمولی بر این کشور گذشته است.

هر روز تحلیل های مختلفی را از گوشه و کنار می شنویم. هر کس به نوعی میخواهد تحلیلی ارائه دهد و هوشیاری و شم بالای سیاسی و اجتماعی خود را بدون توجه به محتوا و نتیجه کلامش به رخ دیگران بکشد. از اغلب راننده تاکسی ها که ورد زبان این روز هایشان «کار خودشونه» و «همشون با هم اند» شده است بگیر تا آن روزنامه نگار مواجب بگیر فلان روزنامه و ماهنامه و گاهنامه ی زنجیره ای که قلمش را همانند بدن زنانِ بعد از نیمه شبِ تهران، به حراج گذاشته است. کمتر کسی را میبینیم که «بشنود». کمتر کسی را میبینیم که بگوید:« من چون در این باره اطلاعات کافی ندارم، پس تحلیل الکی هم نمیکنم!»

آشوب تمام شده و حال هر کسی دلیلی را تنها عامل یا عامل اصلی جریانات اخیر کشور میدانند. عده ای کاملا منکر نقش دشمن خارجی در این آشوب ها هستند و ناکارآمدی و بی کفایتی مسئولین را عامل اصلی اغتشاشات میدانند و معتقدند:«دود از کنده بلند میشود»! عده ای دیگر همه چیز را گردن استکبار جهانی و ایادی شرق و غرب می اندازند و معتقدند:«همه چیز زیر سر آمریکای جهان خوار و انگلیس تبه کار است»! عده اندک دیگری هم هستند که از بس حالشان خوب است و خوشی زیر دلشان را زده، که مردم بدبخت و فقیر را عامل اصلی میدانند و از توقعات و انتظارات مردم گداگشنه سخن میرانند و معتقدند:«رعیت جماعت همینه. همیشه داره میناله و نمیتونه راحت بشینه. آخرش هم مملکت رو به این روز میندازه»!!!

و جالب اینجاست که همه ی این ها تا حدودی راست می گویند اما همه ی راست را نمی گویند! همه ی این ها هست. اما همه، اینها نیست!

**

اما به راستی دلیل چند روز آشوب و اغتشاش و این همه ضرر و خسران سیاسی و اقتصادی و اجتماعی چه بود؟

«این‌جوری نیست که ما هیچ اشکالی نداریم، فقط دشمن خارجی است که دارد [مشکل ایجاد میکند]؛ نه، مگس روی زخم می‌نشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکه‌ها میتوانند اثر بگذارند، نه آمریکا میتواند هیچ غلطی بکند.» این عبارات، بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم قم در ۱۹ دی ماه ۹۶ است. عبارات موجز اما جامع و کاملی که ناظر به همه ابعاد موجده ی اغتشاشات اخیر است. ایشان با اشاره به دو عبارت مگس و زخم، نمایانگر دست داشتن هر دو عامل داخلی و خارجی در به وجود آمدن حوادث اخیر هستند. عوامل داخلی یا سهوا و از روی بی کفایتی و یا عمدا و از روی عداوت با مردم و نظام اسلامی(نعوذ بالله!!!)، با ایجاد مشکلات اقتصادی و عدم مدیریت درست نابسامانی های اقتصادی کشور و در برخی موارد کمک به افزایش این مشکلات، باعث به وجود آمدن زخم های اقتصادی در زندگی مردم شده اند و موجبات نشستن مگس بر روی زخم مردم را فراهم آورده اند.  اما در آن سوی ماجرا نیز نمی توانیم از نقش عوامل خارجی و دشمنان قسم خورده ی مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز چشم پوشی کنیم. عاملی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب مثلثی متشکل از آمریکا و اسرائیل که نقش سیاستگذاری و تعیین خط مشی های اعتراضات را بر عهده داشتند تا خاندان فاسد سعودی که از هیچ کمک مالی و رسانه ای به اغتشاشگران دریغ نکردند و تا گروهک تروریستی منافقین که نقش پادویی آشوب ها را بر عهده داشتند، متحدانه در کنار هم جمع کرد تا بار دیگر همت خود را برای شکست دادن این ملت و کشور به کارگیرند اما باز هم با شکست مفتضحانه دیگری روبرو شدند.

**

اما چه چیزی باعث الیام زخم و کم شدن شر مگس ها از سر کشور خواهد شد؟

نکته مهم اینکه درست است که در روز های بعد از هفت دی، مطالبات مردم توسط دشمنان ملت، منحرف شد و شعار های برحق مردم بر ضد سیاست های اقتصادی دولت و بر ضد موسسات مالی متخلف زیر آشوب ها و اغتشاشات عده ای اندک که در فکر براندازی کل نظام بودند گم شد، اما این دلیل نمیشود که دولتمردان و کسانی که به هر نحوی چرخ زندگی مردم در دستشان است، مطالبات برحق مردم مظلوم را نادیده بگیرند و برای اصلاح وضعیت کشور تلاش نکنند. برای تحلیل درست به هیچ وجه نمیتوانیم از واقعیات فرار کنیم و واقعیت امروز جامعه ما، وجود مشکلات اساسی در وضعیت اقتصاد است که حتی مردم باتحمل و صبور و قانع ما را نیز، به تنگ آورده است! درست است که مردم در روز های بعد از اغتشاشات همانند گذشته، تمام قد به حمایت از نظام اسلامی عزیز تر از جانشان برخواستند و طومار دشمنان ملت را درهم پیچیدند، اما این حمایت، حمایت از آن مسئول بی لیاقت دولتی و غیردولتی نیست که باز به بی کفایتی خود ادامه داده و به فکر مشکلات مردم نباشد. آن حمایت های عظیم میلیونی مردم در سراسر کشور در محکومیت اغتشاشگران، حمایت از اصل اسلام و حمایت از اصل نظام اسلامی بود. مسئولین با دیدن آن حمایت ها، دوباره حاشیه ی امنی برای خود متصور نشوند که اشتباهات گذشته خود را تکرار کنند و دوباره خون به دل این مردم کنند که اگر نیاز باشد همان مسئولین خائن را نیز این مردم ازمیان برخواهند داشت.

همانگونه که از صحبت های معظم له برداشت میشود، این زخم ها خوب شدنی است؛ یعنی تلاش مسئولان باید برای این باشد که زمینه های ایجاد زخم های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و ملی را از بین ببرند؛ از طرفی نیز باید زمینه های جذب و طمع مگس های مزاحم از میان برداشته شود. این زمینه ها را می توان در چند بخش تقسیم کرد:

اولین و مهم ترینِ این زمینه ها مسئله اقتصاد است. اصلی ترین توجه دولتمردان باید بر روی حل معضل بیکاری، رکود و تلاش برای افزایش قدرت خرید قشر پایین جامعه باشد. هرچند مردم ایران برای مقابله با آشوب ها خود به میدان آمدند و نسخه اغتشاشگران را درهم پیچیدند؛ اما دولتمردان باید بدانند تا زمانی که مشکلات اقتصادی حل نشود، نارضایتی مردم هم وجود خواهد داشت.

دومین زمینه ای که دولت باید برای از بین رفتن مشکلات و به تبع آن از بین بردن دخالت های دشمنان در کشور انجام دهد، این است که شکاف بین خود و مردم را از بین ببرد. در قاموس انقلاب اسلامی و رهبران آن مسئولان خدمتگزاران مردم هستند و این خدمت زمانی محقق می شود که مسئولان درد واقعی مردم را بچشند. اگر بین مردم و مسئولان فاصله طبقاتی باشد، نمی توانند مشکلات آنها را درک کرده و برای آن چاره ای بیندیشند.

سومین موضوعی که باید مسئولان برای حل این مشکلات به انجام آن مبادرت ورزند، شفاف سازی و ایجاد فضایی است که مردم بتوانند به راحتی زبان به نقد گشایند، این در حالی است که چند سالی است چنین رفتاری را در مسئولان کشور نمی بینیم. البته باید بدانیم بین این دو مسئله، شفاف سازی بر دیگری تقدم دارد؛ زیرا زمانی که شفافیت وجود داشته باشد، عملاً بسیاری از مسئولان و نقدهای مردم پاسخ داده خواهد شد.

در نهایت مسئولان باید بدانند اگر حتی نمی خواهند یا نمی توانند این زخم ها را درمان کنند، مشکلات کشور را حل کنند و در مقام خدمتگزاری مردم ظاهر شوند؛ حداقل نمک روی زخم مردم نپاشند؛ یعنی برای آنکه روی کم کاری ها و بدقولی هایشان (که البته همین مسائل در نهایت منتهی به اعتراضات اخیر شد) سرپوش گذارند، اقدام به فرافکنی و طرح مباحث جنجال برانگیز نکنند؛ مطالبات مردم روشن است و رهبر معظم انقلاب نیز آن را به روشنی بیان کرده اند. زمان شعار و تبلیغ خیلی وقت است که به پایان رسیده و اکنون نوبت درمان درد ها و التیام گذاشتن بر زخم هاست.

با بیان مطالب فوق، اگر نگاهی به سوال اصلی ابتدای متن بنیدازیم، به آسانی متوجه خواهیم شد که آشوب و اغتشاشات اوایل دی ماه ۹۶ فرزند نامشروعی بود که قرار بود در رحم شهر های کوچک پرورانده شده و به سمت ایجاد مرض های صعب العلاج برای مردم و انقلاب پیش برود. اما مردم انقلابی و آگاه کشورمان با بصیرت مثال زدنی خود این نقشه و برنامه منحوس و نامشروع را در نطفه خفه کرده و بار دیگر کشور و نظام را از این گردنه سخت و صعب عبور داده و شکست بزرگ دیگری را برای دشمنان ملت و انقلاب رقم زدند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *