شهر ۱۶

باور کنید اینها شعار نیست!

صداوسیما و لزوم یک نگاه و اقدام جدی و عاجل!

باور کنید اینها شعار نیست!

به قلم سردبیر

160958_334

ماجرای مراوده ما با رادیو و تلویزیون بر می گردد به اوسط قرن اخیر شمسی ابتدا رادیو و دهه ها ی بعد تلویزیون در دوران پهلوی دوم و نطفه این رسانه در کشور ما با اعمال مدیریت طاغوتی افراطی پهلوی گذاشته شد و آش آنقدر شور شده بود که اکثریت قریب به اتفاق متدینین در زمان سابق اجازه ورود این آلات فاسد را به منازل خویش نمی دادند ، چند دهه فضای حاکم بر رادیو و تلویزیون متاسفانه با این ماجرا نهادینه شد و با وقوع انقلاب اسلامی نیز در سالهای نخست برغم تسویه مدیران ارشد و برخی کارمندان انقلاب فرهنگی لازم در این رسانه صورت نگرفت.

***

صداو سیما امروزه بسیار فرق کرده است اما ، شبکه معارف دارد، شبکه قرآن ایضا و دانشکده ای در قم برای تبلیغ کارشناس رسانه ای دینی و همچنین هزاران هزار کارمند گزینش شده متعهد و متخلق به مناسک و اخلاق و صد البته حراست قوی و محکم! اما همه ماجرا این نیست ، به واقع پرسش کلیدی ما این است که سازمان عریض و طویل رادیو و تلویزیون با دهها شبکه رنگ و وارنگ در این کارزار رسانه ای چه می کند و کجای قصه ایستاده است؟

***

می توانیم مانند برخی دوستان دلخوش کنیم به اندک حجاب مجریان زن و پوشش بعضا متوسط بازیگران زن در تلویزیون و بگوییم آقا شما خبر ندارید در چهار ، پنج هزار کانال ماهواره ای که بروی ایران برنامه پخش می کنند چه خبر است؟

آقا جان باید کلاهمان را هم به هوا انداخته و صداوسیما را هم حلوا حلوا کنیم! مگر یک رسانه اسلامی چه باید بکند که این سازمان ما نکرده است؟

هم دین و دیانت اش برجاست ، هم سر اذان همه برنامه ها را قطع می کند ، هم اول پخش اخبار قرآن پخش می کند ، هم مجریانش با صلوات شروع می کنند و هم در شبهای شهادت و مناسک که دوربین همه کانالهایش در اماکن مذهی جای ثابت دارد! دیگر سر چی غر می زنید؟ از سینمای ایران که خیلی بهتر است که پنجاه کیلو آلبالو و فروشنده می سازد برادر جان!

اگر چشم شما به چهار دقیقه تبلیغ خوش آب و رنگ بازرگانی اش است و شاکی هستید که می دانید که بنده خدا چاره ای ندارد اگر همین را هم پخش نکند که با این بودجه دولت که نمی دهندش که به گدایی می افتد و باید مجدد به دوران شبکه یک و دو و سریال پوآرو و برنامکه کودک قدیم بر گردد دیگر!

اگر شاکی از جلف بازی و سبک کاری های مهران مدیری و رامبد جوان و فرزاد حسنی و … هستید که باید عرض کنم وقتی این جماعت برنامه دارند خیلی ها کانالهای ماهواره را بی خیال می شوند و برنامه این عزیزان را نگاه می کنند خدایی اش این دستاورد کمی است؟

اگر از سریالهای آبکی و بدون کشش اش رضایت ندارید که می دانید که باباجان پول نیست و خیلی از بزرگان با این بضاعت کم اصلا سمت سازمان نمی آیند و این دوستان مجبورند این کارهای ضعیف را به خورد ملت بدهند و آنتن را پرکنند دیگر!!

اساسا مگر اداره این سازمان با چند دهه شبکه و چند ده هزار کارمند و… شوخی است؟ خود شما یک مرکز فرهنگی را نمی توانید اداره کنید آن وقت هی به ضرغامی و سرافراز و حالا علی عسگری ایراد می گیرید؟؟

دیگر اینکه…

***

از این دست استدلالها و مباحث را حتما در جمع های دغدغه مند فرهنگی اجتماعی را که نقد صداوسیما به راه می افتد حتما از دهان طرفداران سازمان بسیار به گوش تان خورده است و شنیده اید و برخی را پاسخ گفته و برخی را هم سکوت کرده اید ..

***

         ما معتقدیم سازمان صداوسیما امروزه بزرگترین دستگاه فرهنگی رسانه ای کشور است و ضریب نفوذش از تمامی رسانه ها بالاتر و مهم تر است و به واقع نگاه حداقلی به سازمان اصلا پسندیده شرایط امروزین نزاع فرهنگی ما نیست ، سازمان به نظر می رسد از فقدان یک مغز متفکر راهبردی که حرکت رو به جلوی کیفی و کمی آن را تنظیم کند و هماره آسیب های آن را به حداقل برساند رنج می برد و مدیر ارشد این سازمان هر جند هم قودی و قدرتمند باشد نخواهد نتوانست بدون یک قوه عاقله و متفکر سازمان را آنطور که باید اداره نماید .

**

بر این باوریم صداوسیمای جمهوری اسلامی یک دانشگاه به تمام معنای کلمه است ، دانشگاهی که وراتر از دورهمی و خنداندن و آشپزی یاددادن و فوتبال پخش کردن و سریال دوبله نمایش دادن و خبر رساندن و….. باید به نسل جوان ما ادب و اخلاق ، حیاء و عفاف ، ایثار و عدالت و خیلی خوبی های دیگر را با زبان گویای هنر و نه شعار و کلیشه بیاموزد و پرورش گر نسل ایران فردای ما باشد و باور کنید اینها شعار نیست …

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *