بهم ۱۷

باید از ریاکاری پرهیز کنیم!

گفتگو با استاد دکتر جعفر اصلانی

 

باید از ریاکاری پرهیز کنیم!

 

محمدصادق باحقیقت ، مجتبی نادری،احمدسمائی

 

4

اشاره:

استاد دکتر جعفر اصلانی نامی شناخته شده در عرصه بیماری های ریه بویژه جانبازان شیمیایی هشت سال دفاع مقدس می باشند. ایشان علاوه بر اشتغال به امور درمانی و آموزشی در مجموعه دانشگاه قریب به یک دهه ریاست دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله را عهده دار بودند و علاوه بر تحول کمی و کیفی جایگاه دانشگاه را در نظام سلامت ارتقاء دادند . اخلاق فردی دکتر و تواضع و ساده زیستی ایشان بر تمامی شاگردان و کارکنان دانشگاه شهره است به بهانه پرونده این شماره را ساعتی خدمت ایشان بودیم که در ذیل می خوانید.

 

**

با سلام و احترام به عنوان سوال اول بفرمایید از نظر جنابعالی ساده زیستی باید چه ویژگی هایی داشته و در بین طیف جوانان و مسئولین باید چگونه باشد؟

موضوع اشرافیت و اشرافی گری امری مطلق نیست.درواقع فاکتورهای زیادی هست که بخواهیم تصمیم بگیریم یک سبک زندگی اشرافی است یا نه.اگر به این فاکتورها دقت نکنیم برای نهادینه کردن فرهنگ ساده زیستی جامعه مان با شکست مواجه می شدیم.درست است که ساده زیستی در همه امور خوب است و در مقابل،اشرافیت مستلزم اسراف است که آن هم اسلام پذیرفته نیست.

نکته اول شانیت است.بایستی شان انسانها رعایت شود.بنا به شان و جایگاه اجتماعی هرشخصی لازم است زندگی متوسط و متعادل با آن جایگاه را داشته باشد.ممکن است فرضا یک بازرگان یا تاجر با توجه به وضعیت شغلی درآمد قابل ملاحظه ای دارد از طرفی وقت،انرژی،هوش خود راهم صرف این کار میکند علاوه بر این در این راه ریسک ها را هم به جان میخرد.همانطور که این شخص در زندگی اش مقداری از درآمد را صرف خیرات و کمک به معیشت مردم میکند لازم است که خودش هم زندگی مناسبی داشته باشد. توجه کنیم که در این حالت اشرافی گری نیست. اگر یک تاجر موفق (نه کسانی که از راههای غیرمعمول به ثروت اندوزی می پردازند) که از راههای صحیح کسب درآمد میکند و ثروتش شرعی و قانونی است،اگر امکانات رفاهی مانند خانه نسبتا بزرگ یا ماشین با قیمت بالا داشته باشد،عیبی بر این شخص وارد نیست،اگرچه با امساک کردن شدید وجهه بهتری داشته باشد.اما اگر همین فرد ریخت و پاش های بیش از حد انجام دهد کما اینکه مراسمات مختلف و جشن که در جامعه مان وجود دارد،این اشرافیت تلقی میشود.این فرد اگر در رفتار و منشش با دیگران،با کبر و غرور آنچه را دارد به رخ دیگران بکشد وبا درآمدش به دیگران فخر بفروشد مصداق کامل اشرافیت را داریم.پس باید به شانیت انسان ها قائل باشیم.همانطور که کسی فرضا استاد دانشگاه است استاد دانشگاه از نظر مالی باید تامین باشد،داشتن یک سری امکانات برایش هیچ عیبی ندارد و اصلا این موضوع اشرافی گری به حساب نمی آید،در ضمن این تفاوت ها کاملا پذیرفته شده است.نکته مهم این که اگر افراد از روش های ناصحیح به ثروت های بادآورده برسند غیرطبیعی است نه آنکه کسی که توانایی مالیش را با هوش و تلاش به دست آورده است.در ضمن برخی هم با همین ثروت های بادآورده شانیت های کاذبی برای خود ایجاد می کنند که نمونه اش را در جامعه می بینیم.مشاهده شده فردی که هوش مناسب ندارد،تحصیلات لازم را کسب نکرده،فاقد اخلاق،روش ومنش مناسب است اما به دلیل ارتباطات غلط به ثروت انبوه می رسد.

در این بحث مساله شانیت را مطرح کردید،به نظر شما تعیین کننده شانیت چه جایگاهی است؟

یک عامل عرف جامعه است.زمان امام علی (ع) را ببینید،وضعیت اقتصادی جامعه در آن زمان بسیار پایین بود،حضرت علی هم در همین حین مسئولیت اجرایی حکومت را برعهده داشت.حال به دوران زندگی امام صادق (ع) توجه کنید،اگرچه ایشان ظاهرا در نظام حکومتی آن زمانحضور نداشتند اما باتوجه به فتوحات آن زمان دوره اسلام،وضعیت معیشتی با ابتدای حکومت امام علی تفاوت داشت.حتی در جامعه خودمان همین تفاوت ها را می بینیم،پس زمان هم به عنوان یک عامل دیگر درنظر می گیریم.

آیا ما باید برای خودمان شانیت کاذب ایجاد کنیم؟

همانطور که بیان شد ثروت های بادآورده شانیا ایجاد نمی کنند.فاکتور ثروت به تنهایی به شخص شان و منزلت نمی دهد.اگر گفتیم تاجر فردی با منزلت است باید درنظر بگیریم که زحمت و تلاش زیادی به حق،در این راه کشیده وبخشی از این درآمدها ابزاری هستند که باعث ادامه فعالیتش است.یک نکته مهم اینکه ظاهر و آراستگی انسان ها در اسلام بد نیست،آنچه نهی شده وابستگی به ظاهر است،کاملا می بینیم بعضی ها ظاهر ساده ای دارند اما به همان ظاهر ساده شان هم شدیدا وابسته هستند.

مطلب دیگر اینکه بعضی ها مدعی ساده زیستی اند اما اگر عمیق شویم متوجه می شویم که اینها درواقع توانایی رسیدن به موقعیت مناسب را ندارند.انسان بزرگ کسی است که وقتی شرایطش را دارد امساک کند،هنر نیست کسی شعار ساده زیستی بدهد در حالی که ثروتی در اختیارش نیست.حال می بینیم که وقتی اینگونه انسان ها به مال و مکنت می رسند،حدود و موازین را پایمال می کنند،یادمان باشد صرف ساده بودن یک فرد ارزش نیست،بایستی ببینیم چه مقدار امکانات دارد واز این امکانات در چه حد و چگونه استفاده می کند،نه کسی که مال و ثروت در اختیار ندارد و دائم هم می گوید این داشته ها خوب نیست و ادعای واهی ساده زیستی دارد،وقتی هم که در موقعیت توانایی مالی اورا میبینبم،بی هیچ قید وبندی زندگی کی کند و به قول معروف خدا را بنده نیست.

ما چون در جامعه اسلامی هستیم،داشتن مسئولیت خود بحث دیگری است.کسی که مسئولیت یک بخش را برعهده دارد شرایطش متفاوت است وهرچه مسئولیت بالاتر می رود باید رعایت بیشتری در این زمینه داشته باشد بطوریکه حاکم جامعه سطح زندگی متوسط رو به پایینی دارد.برای حاکم داشتن بعضی امکانات متوسط هم ممکن است برایش اشرافی گری تلقی شود.اسلام برای حاکم استفاده کردن از امکانات را محدودتر می کند،مانند این است که فردی دارا پست بالایی در اختیار بگیرد،باید توجه کند که بعد از داشتن مسئولیت در استفاده از امکانات محدودیت های خاصی دارد و یک سری مسائل را باید مراعات کند حتی در زندگی شخصی اش،چون دراین موقعیت جامعه به شما نگاه می کند و حساسیت بالا میرود،اینجاست که رعایت یک سری نکات مهم است.این شخص در استفاده از اموال شخصی و عمومی باید با احتیاط کامل عمل کند.اگر شخص بخواهد ازبیت المال استفاه شخصی نماید اشرافی گری است و عوارض زیادی برای مردم دارد و جامعه را مایوس و منفعل می کند.

در این راه ما باید از ظاهرسازی پرهیز کنیم. بعضی افراد ریاکاری می کنند،در پنهان از امکانات استفاده می کنند و ثروت جمع می کنند اما در ظاهر خودشان را ساده نشان میدهند که کاملا ناروا است.بایستی هم این افراد مراقب باشند و هم مردم کنترل و نظارت کنند و هم امر به معروف و نهی از منکر را انمجام دهیم.کاملا اشتباه است که ریخت و پاش های اشراف مآبانه دارند درحالیکه در ظاهر ساده زیستی کاذب و ریاکارانه دارند.

حال بایستی چه کرد؟هرکس باید دقیق شود و ببیند که شانش چیست و چطور باید اعتدال را رعایت کند اعتدالی که اسلام بیانش می کند.حواسمان باشد که بدترین چیز در دنیا دل بستگی است.ممکن است یک نفر یک تسبیح داشته باشد و به همین تسبیح دل ببند،این همان وابستگی دنیا است.از آن طرف ممکن است یک نفر دارایی زیادی داشته باشد اما دلبسته آن نباشد،آن چیز که می تواند عدم وابستگی را نشاتن دهد انفاق است.چنین شخصی اگر داشته هایش را هم از دست بدهد خیلی برایش مهم نیست،حال می خواهد ثروت باشد،مقام یا …

بنابراین اشرافیت فقط ظاهر نیست دل بستگی هم به دنبال دارد که بسیار خطرناک است.نکته مهم اینکه وقتی دلبسته مسائل دنیایی می شویم به مرور اخلاقمان هم تغییر می کند و برای حفظ داشته ها هر خط قرمزی را رد می کنیم.اگر اشرافی گری نهادینه شود آن وقت ممکن است که یک فرد به خصوص در مسئولیت های اجرایی حتی به کشورش هم خیانت کند چراکه می خواهد ثروتش و مقامش را از دست ندهد.در این صورت،هم خودش را متضرر می کند وهم دیگران و سپس جامعه را دچار زیان می کند،حیثیت جامعه و افراد راهم زیر سوال می برد.

راههای دیگر برای کنترل اشرافیت ،زیر ذره بین قراردادن دیگران است،نه دیگران شخصی،افراد شخصی منظورمان نیست بلکه کسانی که مسئولیت اجرایی دارند،باید اینها کنترل شوند.باید با رعایت قانون و موازین شرعی امر به معروف و نهی از منکر کرد.البته امر به معروف و نهی از منکر این نباشد که بخواهیم در فضای مجازی آبروی افراد را خدشه دار کنیم.این عمل نه قانونی است نه اخلاقی بلکه بخشی از رسیدگی هایمان باید در مجرای قانون باشد.این وظیفه آحاد جامعه است،این غلط است که ما چیزی را می بینیم،عمق و واقعیتش راهم نمی فهمیم و بلافاصله شروع به شایعه پراکنی و غیبت می کنیم نه اسلامی است و نه قانونی ونه گره ای از مشکل باز می کند.ما باید با چشم باز به مشکلات نگاه کنیم.وقتی به واقعیت یک موضوع برسیم امر به معروف و نهی از منکر می کنیم.این کار اگر در جامعه انجام شود جامعه اصلاح می شود،یعنی اگر مسئول خود را تحت نظارت بداند رعایت می کند.

انقلابی کسی است که یک آرمان دارد و برای آن ارمان همه چیزش را حاضر است فدا کند.ممکن است یک انقلابی برای خدمت کردن نیاز به استفاده از امکانات داشته باشد.یک موقع ممکن است از زندکی خودش بگذرد،اموالش را صرف آرمان هایش کند.پزشک انقلابی هم قطعا در موارد لازم روحیه انقلابی اش را نشان می دهد.این پزشک ممکن است درآمد خود را صرف آرمان هایش کند و حتی حاضر است در این راه جانش راهم بدهد.پس اینطور نیست که اگر شخص انقلابی است حال دیگر از ماشین خوب استفاده نکند،این ها ممکن است برای رسیدن به هدفش لازم باشد.اگر این چنین باشد استفاده اش بی مشکل است،اگرچه در بعضی شرایط استفاده از دارایی ها مناسب است اما در جاهای دیگر ممکن است روش مناسبی تلقی نشود.

ممکن است در راه پایبندی به آرمان ها نا ملایمتی ها را تحمل کند اما آرمانش حفظ شود،این فرد انقلابی است.بنابراین اگر شخص هدفی را در آرمانش قرار داده و در این راه از امکانات استفاده کند عیبی وارد نیست.این موضوع راهم توضیح دهیم که در یک زمان خاص نامد انقلابی گری یک شیوه خاص است که ممکن است در زمان و مقطع دیگر این شیوه تفاوت کند،یک موقع سکوت نماد انقلابی گری است مانند آنچه در ماجرای امام حسن (ع) اتفاق افتاد.در برهه زمانی دیگر هم امام حسین (ع) روش قیام را برگزیدند.توجه کنیم که راه اصلی این بزرگواران یکسان بوده و فقط ظاهر باهم تفاوت می کند.

اما این مسئله وجود دارد که برخی افراد تا زمانیکه امکانات در اختیار ندارند،ادعای زیادی هم دارند و دم از سادگی می زنند اما وقتی خودشان وارد عرصه شوند از هیچ عملی ابایی ندارند.

همانطور که اول بحث مطرح شد مخاطبان ما دو گروه هستند،مسئولین و جوانان.جوانانی که حضرت آقا می فرمایند باید دو ویژگی مومن و انقلابی داشته باشند،حال جوانانی که معمولا هم ابتدای زندگی اجتماعی و نیز آغاز مسیر حضور در فضای خانواده جدیدشان است،چه نکاتی را باید رعایت کنند؟

قدم اول آن است که با مطالعه و تحقیق بپذیرند که مسئولین امروز در رده های مختلف جوانانی بوده اند به مانند خودشان و گاها دوران جوانی آنها هم در مسیر انقلاب گذشته است.این دانش،برای فرد عیرت آموزشی دارد.دوم آنکه در سطوح مختلف زندگی عدم وابستگی به تعلقات را تمرین کنیم.

توجه کنیم که اگر ما نسبت به دیگران در انقلابی بودنشان حساسیت داریم باید نسبت به خودمان هم همین رویکرد را داشته باشیم.یعنی خودمان را هم زیر ذره بین قرار دهیم اگر چنین نکردیم در حال غفلت مراحل را طی می کنیم وممکن است که ماهم دچار مشکل شویم،لذا باید هم زندگی دیگران را بررسی نماییم و هم برای گسستن از دل بستگی ها در وجود خودمان تلاش کنیم،اگر توانستیم در جوانی دل بستگی هایمان را کنترل کنیم در آینده در مواجه با مسئولیت ها هم رعایت شئونات را می کنیم.بنابراین انقلابی گری دو جهت دارد،مردم،مسئولین و نظام و جنبه داخلی آن که وجود خودمان است.در این مسیر باید به جوانان این فرصت را بدهیم که شیوه های غلط را بشناسند سپس خودش را در جهتی پیشرفت دهد که این شیوه ها را انجام ندهد و هم چنین کسی که مسائل خرد را در جوانی رعایت نکند در آینده دچار خطاهای بزرگی خواهد شد.

به عنوان سوال آخر برای جوانان الگوهای عملی در اطراف ما زیاد است،نقش و رسالت آنها چیست؟

از مسئولیت های افراد نخبه متعهد این است که الگو باشند.این اشخاص باید در رفتار خیلی مواظبت کنند.انقلابی گری در این افراد به این معناست که بتواند الگو باشد و در این راه مسئولیتشان سنگین است چون نگاه جامعه جوان به اینها معطوف می شود.حال اگر این ها خطایی کنند تاثیر بسیلار زیادی دارد چون اینها خواص به شمار می آیند بنابراین مجازات بسیار سنگین تری نسبت به خطاهای مردم عادی دارند.دلیلش هم واضح است،عموم مردم کارهایی را که این خواص انجام می دهند تکرار می کنند حال اگر اشتباه هایی هم در این راه باشد ضرر بسیار سنگینی وجود خواهد داشت.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *