باید قیام کنیم!

تیر ۰۹

باید قیام کنیم!

گفتگویی با استاد حاج علیرضا پناهیان درباره نفوذ فرهنگی

باید قیام کنیم!

به کوشش : اسماء امیدی ، مهدی عجم 

panahin

اشاره:

نفوذ فرهنگی در سلسله مباحث نفوذ از جایگاه خاصی برخوردار است به جهت آنکه فرهنگ اساسا مبنا و ریشه حیات بشری است و دشمنان انقلاب اسلامی و اسلام ناب در سراسر گیتی تهاجم فرهنگی و نفوذ فرهنگی را بسیار جدی گرفته و برایش هزینه می کنند ، صنعت غول آسای هالیوود و بالیوود ، شبکه های مجازی رنگارنگ ، هزاران شبکه ماهواره ای و …… نمادهایی از این دست از تلاش دشمن برای تاثیر گذاری بر فرهنگ ماست ، به بهانه پرونده نفوذ گفتگوی کوتاهی داشتیم با استاد پناهیان که با سپاس مجدد از ایشان با هم می خوانیم :

**

با سلام و تشکر از شما به عنوان سوال نخست بفرمایید تلقی و تعریف شما از نفوذ فرهنگی چیست؟

اساسا ما انسانها با دشمن خودمان آفریده شده ایم از زمان ابتدای خلقت  حضرت آدم(ع)  نیز ابلیس آفریده شده است و پس از خلقت دشمنی با ایشان را آغاز کرد و این امر نشان می دهد که اهمیت وجود دشمن در حیات بشر چقدر بالاست و بخشی از حیات او در این درگیری می گذرد و ارتباطی به تحولات دیگر ندارد ، انسان اساسا در حیات خودش در نزاع با  ایادی ابلیس برای اصل وجود خویش تلاش می کند اگر این مبنا را پذیرفتیم ، باید ببینیم در هر دوره ای این دشمنی چگونه جلوه می کند ، گاهی از اوقات این دشمنی در درگیری بین انسان تجلی پیدا می کند ، مثل ظلم انسان های زور گو به دیگران ، پس اصل دشمنی را اگر قبول کنیم ، پذیرفتن مصادیق آنها راحت خواهد بود وبه ما آمادگی برای مقابله را خواهد داد ، همانطور که دشمنی ابلیس از طریق نفوذ بوده است و وی از خداوند می خواهد که امکان نفوذ در بنی آدم به او داده شود و خداوند متعال هم این امکان را برای او باقی می گذارد که او بتواند با نفوذ دشمنی اش را اعمال کند . اینکه دشمنی بتواند با نفوذ ضربه بزند باعث افزایش هوشیاری انسان می شود وضمن اینکه درگیری را عمیق تر خواهد کرد موجب تقویت قوای فکری انسان خواهد شد.

دشمنان زمینی که در واقع ایادی ابلیس هستند طبیعی است که از شیوه نفوذ استفاده کنند ، اساسا دشمن به ۲ صورت به مبارزه با انسان می پردازد اول آشکارا  و دوم مبارزه پنهان است و در حالت دوم است که مفهوم نفوذ جلوه می کند.

استاد به نظر شما نفوذ بر چند دسته است؟

نفوذ به چند دسته قابل تقسیم است ، اول نفوذ امنیتی که ساده ترین نوع نفوذ است چرا که نهاد هایی هستند که با آن مقابله کنند البته عموم مردم هم باید همکاری کنند تا نهادهای امنیتی موفق شوند ، نفوذ وقتی که بیشتر جنبه فیزیکی داشته باشد تحت عنوان نفوذ فرهنگی قلمداد نمی شود.

وقتی نفوذ جنبه فکری و فرهنگی یافت به معنای وارد شدن به ساحت فکر و اندیشه است و جلوگیری از این نوع نفوذ باید بیشتر توسط آحاد مردم و نخبگان صورت پذیرد نفوذ فرهنگی بیشتر رفتارها و عادات و روش های زندگی بر می گردد اما نفوذ فکری به اندیشه ها بر می گردد و آثار مخرب تری دارد .

نفوذ فکری تحت تاثیر قرار دادن اندیشه ها با منطق غیر صحیح است ، البته اگر اندیشه با منطق صحیح تغییر پیدا کند ایرادی ندارد ولی اگر معرفتی را بدون منطق و عقلانیت درست جایگزین معرفتی دیگر کنند پسندیده نیست .این وقت است که نفوذ فکری رخ می داد و این امر می تواند مبدا نفوذ فرهنگی شود ، عموما از کلمه فرهنگ وقتی استفاده می شود بخشی از آن به مسائل فکری بر می گردد .

در متون دینی ما مفهومی است به معنای نفوذ فکری در انسان که در جامعه کبیره عرضه می کنیم خطاب به اهل بیت سلام الله علیها که ما فقط به شما اعتماد داریم و اندیشه مان را با شما سامان می دهیم .

مومن نباید کسی را برای این امر یعنی نفوذ فکری ، غیر ائمه اطهار بپذیرد و این امری مهم است  ، از نفوذ فرهنگی هم در دین ما یاد شده است  از اینکه ما لباس پوشیدن  ، غذا خوردن و عادت هایمان به کفار شبیه شود این امر حرام اعلام شده و در دین شدیدا با این امور مقابله شده است  ، شباهت های رفتاری ما با دشمنان ما کم کم از فکر و اندیشه ما تاثیر می گذارد و چه بسا که افکار آنها را بپذیریم  ، مهم ترین جایی که جلوی نفوذ فکری باید گرفته شود در حوزه و دانشگاه است و این برعهده نخبگان است  ، در حوزه معارف دینی نفوذ فکری و حتی در دانشگاه های ما در حوزه علوم انسانی این بستر مهیا تر است .

مساله این است که ما نباید حرف های غلط به ظاهر علمی را بدون دلیل بپذیریم آن هم حرف های غلطی که قدرتها توزیع می کنند  و دشمنان ما بیشتر دنبال تحت سلطه گرفتن ما هستند و سرفصل  هایی را به عنوان  استانداردهای علمی دیکته کرده  و ترویج می کنند چه بسا که افکار غلطی هم هستند و برای جلوگیری از نفوذ فکری باید میزان مضارب آراء و نقد در محیط علمی با کرسی های آزاد اندیشی و نظریه پردازی که آقا سال هاست روی آن ها تاکید می کنند همین است که چرا که این گفتگوها باعث می شود با برخورد نقادانه و علمی جلوی تثبیت فکر غلط گرفته شود .

مصادیق نفوذ فرهنگی کدامند ؟

بخشی از نفوذ فرهنگی برمی گردد به روش های زندگی بخصوص لذات و شهوات چرا که آنجا امکان فریب بیشتر هست و ابراز نفوذ فرهنگی و تغییر رفتار امروزه بسیار متنوع تر شده است و از ابزار های هنری و وسایل سرگرمی مردم هم استفاده می کنند  ، وقتی انسان ها رفتاری را لذت بخش تلقی کردند و موج آن در جامعه  به راه افتاد و تبدیل به یک خواست عمومی شد برای تعداد فراوانی از مردم ، طبیعتا مردم از آن دفاع می کنند و در مقام دفاع از آن خواسته ها  مبنای ارزش ها را مورد خدشه قرار میدهند و کم کم تغییر رفتار ها به تغییر روحیات و افکار منجر می شود و این از مصادیق مهم نفوذ فرهنگی است  ، مثلا مرعوب کردن جوانان ما درباره تکنولوژی غرب و پیشرفت های مادی آن روش دیگری از نفوذ است که میخواهد اندیشه جوانان ما را  تحت تاثیرقرار دهد که غرب بدون دین و دینداری به این سطح از پیشرفت رسیده است و وقتی جوانان جامعه ای این فکر را بپذیرند در واقع تحت نفوذ فرهنگی قرار گرفته اند و سلطه غرب را راحت تر می پذیرند و میل به مهاجرت پیدا می کنند تا از دانش خودشان در خدمت آن تمدن استفاده کنند ودر مقابل بهره ای اندک از زندگی توام با رفاه برخوردار شوند .

استاد به نظر شما نقش تشکل های دانشجویی در این عرصه چیست ؟

اساسا وقتی نقش فکر و اندیشه و فرهنگ به میان می آید زیاد نمی توان حاکمیت را موثر دانست ، دولت نمی تواند با بخشنامه جلوی نفوذ فکری و فرهنگی را بگیرد  ، البته منظور من این نیست دولت در این امر بی تاثیر است چرا که یقینا تاثیرات منفی و مثبت دارد . اما نه به آن اندازه که نیروهای مردمی تاثیر دارند در این عرصه مهم ، اگر دولت ها قصد ایستادگی داشته باشند نقش عمده ای از بار آن به دوش نخبگان و تشکل های دانشجویی است که باید همگان قیام کنیم و این رسالت سنگینی است ، اما اگر دولت ها کوتاهی کنند و بخواهند با اهمال کاری زمینه نفوذ را فراهم کنند ، اینجا وظیفه گروه های مردمی بیشتر می شود در هر صورت هوشیاری نخبگان جامعه در این عرصه بسیار مهم است.

دولت وقتی بخواهد تاثیرمثبت در تقابل با نفوذ داشته باشد در مقایسه با زمانی که بخواهند تاثیر منفی بگذارد نقش کمتری دارد  ، البته اگرهمه دولت ها بخواهند به وظایف قانونی خودشان عمل کنند می توانند تاثیر داشته باشند  ، اما جراید و رسانه ها که همه شان دولتی نیستند ومربوط به نخبگان هستند و محل ابراز نظر و اندیشه هستند ، اما چون جراید در اختیار جریانات سیاسی هستند  عمدتا گزینشی عمل می کرده و سیاسی برخورد می کنند .

سخن آخر شما با خوانندگان آرمان گرا؟

بنده تصور می کنم دشمن تا چه حد رذالت دارد که می خواهد با نفوذ به اهداف شوم خود برسد و ما نباید در این باره تردید کنیم و تاسف بخوریم ، او راهی جز این ندارد و کار خودش را انجام می دهد . این بخش ماجرا بدیهی است .

از طرف دیگر برای مقابله و هشیاری با این جریان جبهه ما باید همیشه برنامه داشته باشدو فعالیت کند برای تاثیرگذاری بر مخاطبین و نکته ای که هست این است که آن کسانی که در این زمانه نفوذ را می پذیرند چرا به این راه رفته اند ؟ آیا جز بیماری روحی عامل دیگری می تواند تصور شود ؟یا حتی ضعف شخصیتی و ویژگی های انسانی می تواند عامل پذیرش نفوذ باشد ؟

زمانی غرب خیلی فریبنده ظاهر می شد و هرکسی فریب می خورد نمی شد به راحتی او را متهم کرد ، اما در زمانه ای که بالاترین جنایت ها توسط غربی ها انجام می شود چطور انسانی می تواند منطق این جنایتکاران را بپذیرد ؟

در زمانه ای که لیبرال دموکراسی باطن خودش را عیان کرده است چطور عده ای هنوز حاضر نیستند نقدی را درباره آن بشنوند یا حتی بپذیرند ؟ اینها به راحتی فریب خورده اند یا دارند خودشان را فریب می دهند به نظرم باید روی این مساله خیلی تامل کرد .

و آخر اینکه نام نشریه شما آرمان گراست و لازم است حتما به خوانندگان خودتان توضیح دهید که آرمان های شما کاملا مبتنی بر واقعیت انتخاب شده اند و برخی تلقی نکنند که آرمان گرایی شما منطبق بر حقیقت و واقع بینی نیست ، در قاموس ما آرمان گرایی عین واقع بینی است وعده ای می خواهند این را جا بیندازند که جوانان دانشجوی آرمان گرا واقع بین نیستند و آرمان گرایی حقیقی فراتر از واقع بینی حساس بودن به واقعیت های عالم را در پی دارد و آرمان گرایی ما واقع بینی ما را تقویت کرده است امیدواریم خوانندگان شما در این مجله اتحاد واقع بینی و آرمان گرایی را به وضوح مشاهده کنند .

با تشکر مجدد از جنابعالی به خاطر فرصتی که در اختیار ما قرار دادید

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *