شهر ۰۹

برای تحول باید مدل داشته باشیم!

گپ و گفتی با دکتر ابولفضل خوشی مدیر گروه معارف دانشگاه/بخش دوم

برای تحول باید مدل داشته باشیم!

گفتگو : اسماء امیدی

تنظیم : ابولفضل مژده ، حسین خاوری و محمد رضا آقابیگلویی

33

اشاره:

دانشگاه اسلامی از دغدغه های دیرینه دلسوزان نظام ماست و تحول در علوم انسانی به ویژه در عرصه جنبش نرم افزاری و تولید علم متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی به واقع خاکریز فتح نشده انقلاب اسلامی است . مطلع شدیم دکتر ابولفضل خوشی مدیر محترم گروه معارف دانشگاه چند سالی است در عرصه دروس معارف حرکتی جدی و قابل توجهی را شروع کرده اند که بدین منظور ساعتی را میهمان ایشان بودیم که بخش دوم و پایانی این گفتگوی اکنون فرا روی شماست.

***

به نظر شما دانشگاه اسلامی از نظر شما چه دانشگاهی باشد و من دانشجو که در دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله تحصیل می کنم باید چه چیز ها یی را در خود تقویت کنم به کجاها برسم که احساس کنم دانشجویی هستم که در حیطه ی اسلام ویژگی های اسلامی در من تقویت شده ؟

من یک مثالی از امام خمینی می زنم . چون طراحی انفلاب اسلامی ، اسلامی شدن ، حکومت اسلامی بعد از ائمه ی معصومین ما فقط یک نفر در عالم آمد که مدعی بشود من می خواهم جامعه ، جامعه ی اسلامی بشود .آن هم امام خمینی بود .یعنی ۵۴ کشور دیگر یا شاهنشاهی هستند یا یک برداشت از دموکراسی غربی دارند . یعنی حتی نیامده اند حتی عربستان . حتی کشور های عربی دیگر نیامدند بگویند ما می خواهیم اسلامی باشیم . گفتند ما می خواهیم اسلامی باشیم ولی در مناسک . مثل حج . ولی اگر حج تمام شد چی ؟ مثلا شما رفتید در جده و ریاض چی ؟ نه اصلا رفتار اسلامی قوانین اسلامی نیست و قوانین ، قوانین پادشاهی است . یعنی یک نفر حکم می کند و بقیه اجرا می کنند . قانون ، قانون اسلام نیست . امام آمد و گفت قانون باید در همه ی مراحل قانون اسلامی باشد .حتی در قانون اساسی ما علاوه بر اینکه روح حاکم اسلام است گفت ه هر چیزی مغایر با قانون اساسی باشد یعنی مغایر با احکام دینی یاشد این قابلیت اجرا ندارد . امام می گوید که در نگاهی که به دین است امام نمی گوید که همه باید مجتهد بشوند همه باید فقیه بشوند . از امام پرسیدند مه شما به چه کسی غبطه می خورید ؟ همه فکر کردند که می گوید به استادم یا کسی دیگر .

امام گفتند همین حاج عیسی که در آبدارخانه ی ما کار می کند من به ایشون غبطه می خورم . غبطه یعنی یک مقامی داشته باشد .ایشان همین الان هم زنده هستند . جماران زندگی می کنند . گفتند امام چرا به ایشان ؟ گفتند من هر روز صبح که بلند می شوم وقتی که می خواهم نماز شب بخوانم قبل از نماز صبح . می بینم حاج عیسی قبل از من در حال نماز شب خواندن است . من غبطه می خورم .

امام هم رهبر سیاسی است و هم مرجع تقلید شیعه . یعنی هزاران مجتهد در درس خارج ایشان در طول سال ها به مرحله ی اجتهاد رسیدند . پس امام دارد ملاک را معلوم می کند و می گوید ملاک بندگی است . طی مراحل بندگی و رسیدن به قرب الهی چه برای یک مهندس یک پزشک یک کسی که هنرمند است یک کسی که راننده تاکسی است یک کسی که شغل خاصی دارد این ها همه در شغل خودشان در رشته ی خودشان می توانند یک سیر تکاملی داشته باشند .ما اصطلاحا در تربیت بهش می گوییم ربب . مربی از این ریشه گرفته شده است .این ربشه یعنی چی ؟ یعنی در تفکر اسلامی رشدی است که یک دانشجو یک استاد یک متخصص در عین حال که علم را یاد می گیرد و گسترش می دهد ، تعالی هم پیدا می کند . یعنی فقط صرفا یک متخصص رشته نمی شود مثلا یک پزشک عمومی می شود یک جراح می شود ولی جراحی که به جهت شخصیتی دارای تعالی هم هست . اسلام دنبال این است . اسلام دنبال این نیست که شما یک پزشک تربیت کنی یک جراح تربیت کنی این ها حداقل توقعات است .بالاخره جوامع بشری نیاز به متخصص دارند نیاز به تخصص های مختلف در مهندسی در هنر در بحث های دیگه دارند در علوم انسانی دارند . پس چه موقعی این دانشگاه اسلامی است ؟ دانشگاهی اسلامی است که وقتی پزشک عمومی پزشک متخصص تربیت می کند . به خروجی آن وقتی نگاه می کنی این پزشک به جهت عملکردی و رفتاری اولا از لحاظ علمی در نقطه ی بالا قرار دارد ولی نسبت این ژاپنی کانادایی آمریکایی اروپایی دارای ویژگی های برتری در تعالی هم هست . بعضی ها اشتباه می گیرند و فکر می کنند وقتی می گوییم اسلامی شدن وقتی می گوییم یک دانشجوی مسلمان یک دانشجوی تعالی یافته ی اسلامی یک دانشگاه علوم پزشکی اسلامی یک دانشگاه فنی مهندسی اسلامی یعنی اینکه بیاییم دفتر نهاد را سه برابر کنیم ، عناصرش را اگر مثلا ۲۰ نفرهستند بکنیم ۲۰۰ نفر . اگر گروه معارف مثلا تعدادش ۱۰ تا هست بکنیم ۵۰ تا . نه این برداشت غلط است . منظور این هست که اگر از این عناصر هم داخل دانشگاه یا خارج دانشگاه کمک گرفتید ، هدف آن نیست . هدف این است که این متخصص داخلی برتر بشود این فوق تخصص نفرولوژی بشود

رفتارش مثلا یک الگوی اسلامی باشد ؟ در حد و حدودای اسلامی بلشد ؟

مثلا من در دو جلد کتابی در تاریخ و تمدن داشتم در سال های قبل آنجا گفتم که در تمدن اسلامی هم در تمدن پیش از اسلام و هم در تمدن بعد از اسلام چون موضوع ما طب ایرانی است در اون دو کتاب آنجا هم قبل از اسلام و هم بعد از اسلام گفتم که در پزشکی ما جه کارهایی در تمدن اسلامی خصوصا در ۵۰۰ ساله ی اول انجام دادیم . ما آقایی می کردیم و در دنیا تمدن برتر بودیم . پزشکان ما در ۵۰۰سال اول تمدن اسلامی جه ویژگی هایی داشتند . امروز شما بیمه گذاشتید خیریه گذاشتید این ها یه چیزهایی است مثل وصله ی نچسب به پزشکی ما .

الان پزشکی ما عموما در بخش خصوصی و پرولیج و پر کیس و اینها دارد سیر می کند این ها هم یک مسکن هایی است در صورتی که در تمدن اسلامی در ۵۰۰ سال اول ما بیمارستان هایمان شکل خاصی اداره می شده بیمارهای ما شکل خاصی سرویس می گرفتند حتی به بیمار ما هزینه ی تو راهی تا رسیدن به سرزمین خودش داده می شده . حتی به پزشک ها و پرستارهای ما از بودجه ی عمومی امکاناتی داده می شده که به بیمار به شکل خاصی برسند . سنت وقف در پنج قرن اول برای اینکه این ساختمان ها و اماکن ها به مراکز درمانی بسپرند یک بحث عمومی بوده است الاه ما هنر کردیم در وضعیت الان مان اومدیم گفتیم که چون ما نمی توانیم ساختمان های فرسوده را درست کنیم آمدیم با سرمایه گذاران ۵۰ – ۵۰ داریم می سازیم الان کاری که دولت یازدهم می کند .

یعنی می گوید شمای پول دار بیایید دانشگاه را یا این بیمارستان فرسوده را در ضلع دیگرش بساز مدرن هم بساز در ۲۰ سال آینده در سود این شریک باش . خوب این یک دلار اضافی به دوش مردم است .این مدل ، مدل خصوصی سازی است یعنی بیماری که تا دیروز شاید با یک رقم کمتر در بیمارستان های دولتی می توانست درمان بشود الان با مشارکت یک سرمایه دار درست است که تجهیز می شود مطالب نو می شود ولی در دراز مدت هزینه ها را باید چه کسی بدهد ؟ مردم باید بدهند . ولی در تفکر اسلامی از تجهیزات، اماکن ، استاد ، پزشک ، دانشجو ، محیط یادگیری ، کلاس ، دوره ها ، کتابخانه ها همه ی ای نها به شکل خاصی ارائه می شده که من در این دو جلد کتابم کامل به آنها اشاره کرده ام و گفته ام این فضای تمدن اسلامی چی بوده . حالا ما می توانیم برگردیم به اون مدل بر اساس شرایط روز ایده های جدید بیاریم در حوزه ی آموزش . این می شود اسلامی . ما اگر توانستیم سنت وقف را به صورت کارآمد در محیط های پزشکی در خوابگاه های دانشجویی در فضاها بیاوریم این یه رویکرد اسلامی است اگر ما توانستیم اساتیدمان را در کارهای همگانی ، کاستن از آلام بشری اینکه شعار سازمان های خیلی بزرگ است مثل هلال احمر یا صلیب سرخ و … بتوانیم این را به صورت عینی در رفتار پزشکمان بیاوریم یعنی فضای غالب فضای دینی باشد .

این که مقام معظم رهبری چند سال قبل فرمودند فضای عمومی ادارات ما باید فضای دینی باشد . غالب یعنی که استثنائاتی هم شاید در اینجا وجود داشته باشد ولی فضای غالب دینی است . اگر فضای غالب پزشکان ما رویکرد اسلامی باشد نه لیبرالیستی نه لذت طلبی فردی نه انباشت سرمایه نه حرص و ولع برای بیرون کردن حریف از اون حوزه ی رقابتی به هر طریقی و با هر وسیله ای برای کام جویی بیشتر ، لذت طلبی بیشتر . اینها می شود لیبرالیستی . حالا اگر شما بخواهید استادی ، دانشجویی یا متخصصی تربیت کنی در تراز انقلاب اسلامی باید چه کار بکنی ؟ باید در این حوزه کار بشود باید در این حوزه ما بیاییم و بتوانیم افراد را به هر حال سازماندهی بکنیم و مدلی ارائه بدهیم به صورت کمی و کیفی به دانشگاه ها خصوصا دانشگاه علوم پزشکی که ما با آن مواجه هستیم و کار می کنیم و بگوییم که شدنی است اصلا این نیست که ما بگوییم در علوم پزشکی ، اصلا آن حرف آخر است این اتفاق می افتد ، تفکیک جنسیتی ، بخش ها وغیره خودش بعدا اتفاق می افتد . مثلا شما در مسجد می روید خانم و آقا جدا است و بعضی جاها برای سرویس گرفتن می روید جدا است .

اگر یک تفکری غالب بشود الزامات آن فراهم می شود ولی ما بیست سال است که بخش ها را می سازیم ، بعد تطبیق با قوانین شرع حال این رئیس می رود و رئیس بعدی می آید و دوباره برهم می خورد و دوباره شرایطی دیگر اینکه دانشجو در کلاس چگونه باشد و.. اینها به خاطر این است که برداشت غلطی از اسلامی شدن در ورود آن (یعنی در سلیقه و تکنیک هایی که باید اسلامی شدن را در دانشگاه دنبال کنند متاسفانه همیشه برداشت های ناقصی اتفاق افتاده است . همیشه هم در مقابل این مواجهه است تا می گویند اسلامی شدن می گویند آقا دوباره بحث های اسلامی بحث های دینی ، حالا مثلا گسترش نهاد رهبری در دانشگاه ها ، گروه های معارف فلان. نه این نیست ، همین اساتید علوم پزشکی یعنی همین اساتید مهندسی همین اساتید هنر می توانند تولید کنند .

ما می توانیم الگویی ارائه بدهیم که در آینده علوم پزشکی ما به صورت کمی و کیفی در تراز انقلاب اسلامی کار بکند . این شدنی است ، خواهشی که از دانشگاه خودمان و از ریاست دانشگاه دارم این است که این امکان را به من بدهند که من بتوانم این مدل را به عنوان یکی از مطالبات ما در محیط انقلاب اسلامی در نهاد های انقلاب اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله ما بتوانیم این را به عنوان یک الگوی زنده ، پویا و نیاز محور به دانشگاه های دیگر به پنجاه مرکز علوم پزشکی کشور معرفی کنیم این شدنی است.

تفاوت رفتاری دانشگاه اسلامی و غیر اسلامی را با چند مثال ملموس توضیح دهید.

من در دو حوزه ی معرفتی برای شما مثال می زنم ، اولین حوزه ی معرفتی حوزه ی انسان شناسی است . ویک حوزه ی دیگر حوزه ی هستی شناسی است ، یعنی نگاهتان به جهان و جهانبینی . البته حوزه های دیگر هم هست ولی چون حالا به کارتان نمی آید بحث را خیلی نمی خواهم فلسفی کنم می خواهم کاربردی بشود.

در نگاه تفکر اسلامی به انسان ، انسان را اشرف مخلوقات می داند. مثل کمونیست ها انسان را ابزاز تولید نمی داند و انسان را وسیله ای برای لذت طلبی و وسیله ای برای انباشت سرمایه در نظام لیبرالیستی نمی داند که این انسان در نظالم اسلامی اشرف مخلوقات است . می گوید حال این انسان که اشرف مخلوقات است چه سیری را باید طی کند؟ می گوید باید علم را در هر رشته ای در نقطه ی مطلوب آن کسب کند . مرزهای دانش را باید بشکند – همین تعبیری که مقام معظم رهبری دارند – یعنی مسلمان علاوه بر اینکه علم مدرن را یاد می گیرد باید این علم را از نظر مرز علم باید گسترش بدهد ، حرف های جدید در پزشکی بزند ، حرف های جدید در مهندسی بزند . می گوید این کافی نیست اگر همه این حرف ها را بزند ولی در انسان شناسی اسلامی ، این انسان مطلوب اسلامی نباشد شما به هدف تربیتی خود نرسیده ای . بر می گرد دوباره به آن کلمه ای که گفتم “ربب” یعنی شما وقتی رشد به انسان می دهید ، تعالی هم بدهید . عموم متخصصین ما – ضمن احترام به همه ی متخصصین در رشته های مختلف – که حتی کار های پژوهشی هم می تواند این را اثبات کند ،

قرآن می گوید انسان ها وقتی توانمند می شوند طغیان می کنند ، این طغیانشان به دلیل این است که تفکرات اسلامی در منظر انسان شناسی در این ها نهادینه نشده و الا وقتی یک پزشک متخصص می شود . انسان متنعهد می شود ، وقتی کسی در زیست شناسی وقتی تکنیک ها و عوالمی که در زیست هست مثل مولکول ها ، سلول ها و بحث ها مختلف را ندیده است در خدا شناسی رتبه ی پایین تری دارد . ولی وقتی وارد این علم می شود باید در حوزه ی خداشناسی باید در مرتبه ی بالاتری قرار گیرد (به علت خود این نظم ها و هماهنگی ها ) . اگر آدم ها بتوانند نگاهشان به هستی . چون ما چند نگاه داریم ، یک نگاه نگاه به هستی است (یعنی خداشناسی ، بحث جهان ). یک نگاه به خودمان (انسان شناسی) ، یک نگاه به خودمان و ارتباطمان با پدیده ها است ، یک نگاه ، نگاه یه پدیده های عالم است ، اصلا خود پدیده ها .

یعنی ما چهار نوع رفتار با عالم داریم ، اینکه بعضی ها فکر می کنند وقتی می گوییم پزشک اسلامی یعنی مثلا طب اسلامی ، طب سنتی . من به عنوان طب مکمل آنها را محترم می شمارم ، آن ها علومی هستند که کمک می کنند به طب نوین ولی اصلا هدف از اسلامی شدن این ها نیست . فقط اینکه علم را مضافش کنیم و بگوییم پزشکی اسلامی ، مثل فلسفه ی اسلامی ، مثل کلماتی که مضاف می کنیم. این بار معنوی که به آن نمی دهد باید در داخل خودش هم یک اتفاقاتی بیافتد . من معتقدم اگر پزشکی با الگوی تربیتی اسلامی تربیت شود . دانشجویی با الگوی تربیت اسلامی تربیت شود در بعد دانشی انگیزشی و مهارتی حتی مثلا در رشته ی روان شناسی ، جامعه شناسی ، علوم اسلامی مثلا یک حقوقدان یک مدیر یک حسابدار. هر کس در رشته ی خودش اگر تربیت بشود ، خروجی این یک انسان تعالی یافته است .

من می توانم یک مثال از دفاع مقدس بزنم ، دانشجوهای ما که در دوران دفاع مقدس دانشجو بودند و جبهه می آمدند و بعدا مهندس یا پزشک می شدند ، اینها همان دروس را می خواندند با همان واحد های درسی . شما الان مثلا در دانشگاه خود ما در یک تخصص خاص مثلا پانزده متخصص داریم ولی یک نفر را از بقیه سرآمد می دانیم ، هم در علم هم رفتار . این همان تعالی است ، یعنی این علاوه بر اینکه متخصص شده فوق تخصص شده ، بورد تخصصی گرفته و استاد دانشگاه شده است به جهت انسان شناسی هم روابطش با دانشجو با استاد ، با بیمار ، با مردم و با جهان هستی ارتقاع پیدا کرده است

دانشگاه اسلامی یعنی دانشگاهی که به ماهیت انسان ، “بما هو انسان” ارتقاع بدهد ، نه اینکه ما از لیسانس ، از دبیرستان می آییم . مثلا نماز خوان هستم در یک سطح وقتی فوق دیپلم می شویم کم می شود . می شویم لیسانس اصلا از اعتقادات می شویم فوق لیسانس ، بعد که می شویم دکترا خیلی ها می گوییم : ” انا ربکم الاعلا ” یعنی اصلا آن کلمه ای که فرعون در مقابل موسی گفت ! می گوید این تربیت اسلامی ندارد این تربیت دینی ندارد و الاهرچه قدر انسان در علم پسیشرفت می کند مثل رسول خدا مثل امیر المومنین شما تواضع در رفتار ، در منش در تعالی را می بینید .

می گوید اگر در رفتار فردی در رفتار جمعی رفتار گروهی تعالی وجود نداشته باشد شما به دانشگاه اسشلامی نزدیک نشده اید. دانشگاه اسلامی دانشگاهی است که علاوه بر کسب معارف و دانش های نوظهور و همه ی این ها انسانی تربیت کند که بیشتر در خدمت هم نوعش باشد در خدمت افراد باشد و محبتش به همه جاری و ساری باشد.

من به شما یک کد می دهم امیرالمومنین به مالک گفت: مالک، اگر روزی به مصر رسیدی این دستورالعمل حکومت توست. دو نکتهخ مربوط به بحث ما در این هست گفت به همه محبت کن به دو دلیل. یا در کیش با تو برابرند یا خالق شما یکیست. این الان منشور پزشکی است مثلا پزشکان قسم می خورند. می گویند وقتی بیمار به شما مراجعه می کند بیمار را در شرایطی که پزیرش می کنید نبینید ملیتش چیست زبانش چیبست؟ دینش چیست؟ اگر کسی به اورژانس بیمارستان آمد به همه خدمات دهید. امیرالمومنین ۱۴۰۰ سال پیش منشور داده است به مالک اشتر گفته اگر به مصر رسیدی به همه محبت کن. حالا اگر پزشک ما پرستار ما در محیط درمانی به همه محبت کند و به همه با یک دید نگاه کند فضای عمومی چگونه می شود؟ مثلا شما فکر کنید یک متخصص وقتی فرد وارد مطب می شود کار نداشته باشد این فرد مذهبش چیست؟ دینش چیست؟ ملیتش چیست؟ چه دفتر چه بیمه ای دارد؟ خوب این اسلامی شدن مصادیقش یعنی این. در دانشگاه دنبال این نگردیم ما اگر حافظ و قاری قرآن تربیت کنیم کار خوبی کردیم ولی ما در پزشکی باید پزشک خوب تربیت کنیم. من یادی کنم از استاد بزرگوارمان آقای دکتر خاتمی که رئیس دانشگاه ما بودند هر موقع بحث اسلامی شدن می شد ایشان می گفتند اسلامی شدن این نیست که شما بردارید در ماه رمضان در مسجد روزانه یک جزء قرآن بخوانید. این خوب است در خانه خود بخوانید. وقتی که وارد بیمارستان می شوید شما باید یک پزشک خوب باشید تمام وقت. پرستار خوب باشید تمام وقت. دانشجوی خوب باشید تمام وقت. این می شود اسلامی شدن. این می شود پزشک و پرستار اسلامی . ولی ما بعضی مواقع دنبال نمادهایی هستیم که این نمادها می تواند در محیط بیرون در محیط داخل تقویت بشود ولی اصل نیست این ها فرع اند. اصل این است که این پزشک، پزشک مسلمان متعهد باشد یک پزشک موفق علمی باشد در طراز اول علمی باشد ولی در عین حال متخلق به اخلاق دینی و اخلاق حرفه ای و پزشکی هم باشد.

به نظر شما آیا در این ۳۰ سال دانشگاه اسلامی به وجود آمده است؟

خیر. در بعد دانشی ما کار کرده ایم ولی مهارتی نیست یعنی اساتید ما الان وقتی می خواهند تعالی بگیرند و از استادیاری به دانشیاری برسند یا به استادی برسند، دانشگاه ها یک مکانیزمی گذاشته اند که یک رفتارهایی بسنجند. این رفتارها خیلی مواقع نهادینه نیست و این تبدیل به فرهنگ عمومی یک استاد نشده است. می گوید از این بند من باید این امتیاز را بگیرم پس باید تظاهر به این رفتار هم بکنم. فضای عمومی دانشگاه های ما باید فضایی باشد که به صورت واقعی همان جمله ای که ما راجع به معارف اسلامی داریم، ما می گوییم که اگر کسی خالصانه به سمت خدا برود بعد از ۴۰ روز چشمه های معرفت از قلب او جوشش می کند. ینابیع الحکمه. می گوید این ها می جوشد می آید بالا. کجا جاری می شود؟ به زبانش. شما می توانید استاد درس خاصی در فیزیولوژی باشید ولی در عین حال که در فیزیولوژی درس می دهید تمام معارف دینی در کلمات شما در گویش شما در منطق شما حاکم باشد. این اصلا ربطی به این ندارد که این درس را معارف بگوید یا کس دیگری. من یکی از کسانی که هر موقع نگاهش می کنم مثل آقای دکتر اصلانی یا دیگران برای من الگوی جاودانه است هم در ارتباط با فرزندانم هم با همسرم .

دکتر خاتمی است. من دکتر خاتمی را الگوی یک پزشک متعهد می دانم. یعنی شما الان در مطبشان بروید رفتار اسلامی را می بینید. من یک بیماری را به مطب ایشان فرستاده بودم یک قسمتی از دستش یک مشکلی داشت. ایشان شب با من تماس گرفتند که این شخص کیست که شما فرستاده اید؟ این که اصلا سواد ندارد. گفتم چرا ایشان فوق تخصص اند، جراح اند. رئیس دانشگاه بقیۀ الله (عج) بوده اند، استاد تمام هستند. گفت چون به من گفت برو پشت پرده بنشین، قسمت پایین دستت را بپوشان و قسمت بالا را فقط بخشی را خالی بگذار که من باید برای تشخیص آن را ببینم. ما اصلا این بحث ها را در پزشکی نداریم، آن هم در مطب خصوصی. بعضی ها اگر فیلمی بازی می کنند، اگر رفتاری انجام می دهند در مراکز دولتی بحث منافعی که هست ولی در مطب خصوصی که شخص ۲۰ سال جراح است. این دین حتی در بحث درمان بیمارش نهادینه شده احکام دینی علاوه بر اینکه استاد دانشگاه است علاوه بر اینکه فوق تخصص است علاوه بر اینکه ۱۰ سال رئیس دانشگاه بوده رئیس هلال احمر بوده سمت های مختلف داشته، دین در رفتارش نهادینه است. می خواهد در این مطب کسی باشد یا نباشد. در این اتاق عمل کسی باشد یا نباشد. حتی در منافع فردی ایشان کاملا منضبط هستند در مالی در اتق عمل. این یک نمونه اسلامی است. ولی این یک نمونه فردی است. این باید تبدیل به یک فرآیند شود. من خواهشی که دارم اگر امکانش وجود داشت اسم این بزرگواران را بنویسید. من این ها را فرعی می دانم در تعالی این ها باید تبدیل به سیستم بشوند. تبدیل به مدل بشوند تبدیل به فراوانی زیاد بشوند یعنی اگر ما دانشجوهایمان ۸۰ درصدشان با این فراوانی باشند و این گسترش پیدا کند ما به مطلوبمان رسیده ایم. نه برای دکتر خاتمی نیاز به کلاس عقیدتی خاص گذاشت نه لازم است برای او کلاس احکام گذاشت. این ها را در طول زندگی اش رفته و الآن هم این ها مقید اند، جلسات هفتگی دارند، هیئت های هفتگی ثابت دارند.

برای اسلامی شدن دانشگاه ها که تاکیدات امام (ره) و مقام معظم رهبری است ما چه کاری باید انجام دهیم؟ هم من دانشجو و هم شمای استاد؟

من فکر می کنم در همین مدلی که من ارائه داده ام و قابل اجرا در علوم پزشکی و جاهای دیگر است بین سه عنصر دانش و انگیزش و مهارت که البته فرق دارد که مثلا برای دانش یک کلمه معادل می گذارند یا انگیزش را مثلا بحث های عاطفی مطرح می کنند. کلمه اش را نمی خواهم بگویم ولی آن چیزی که الان متداول است حالا چون ما این ها را در رشته خودمان عاطفی مطرح می کنند و مثلا مهارتی را می گویند روانی-حرکتی. ما این ها را روزش کردیم یعنی چیزها یی که آدم عادی و همه می فهمند. مثلا اگر بگوییم مهارتی همه می فهمند ولی اگر بگوییم روانی-حرکتی، اصلا می گویند این چیست در روانشناسی. اگر بتوانیم بین این سه حوزه یعنی ما الآن در دانشی قوی هستیم، در انگیزشی و مهارتی بتوانیم مفاهیم را عملیاتی کنیم بتوانیم در قالب یک نقشه راه. نقشه راه یعنی یک مدل. مثلا شما می خواهید بروید به توچال صعود کنید. شما اگر نقشه راه نداشته باشید، ایستگاه اول، دوم، سوم و … شما کلی مشکل بین راه دارید شاید کسی سقوط کند شاید کسی نرود شاید در یک مشکلی گرفتار شود. برای رسیدن به تعالی نقشه راه می خواهد علما می گویند برای بحث های عرفانی برای بحث های معنوی معلم راهی هم باید باشد. همین بحث هایی که آقایان در حوزه و جاهای دیگر در بحث های اخلاقی دارند . همین در دانشگاه ها هم صادق است یعنی ما در دانشگاه باید مدل داشته باشیم، در آن مدل تعریف کنیم بین حوزه دانش، انگیزش و مهارت چطور می توانیم اتحاد برقرار کنیم. خروجی ما که یک استاد، هیئت علمی یا دانشجو است این خروجی متناسب با شان انقلاب اسلامی و فرموده مقام معظم رهبری و امام (ره) باشد. در خاطرم هست که در دوران جنگ ما دانشکده هایی نداشتیم که مثلا رزمنده های مان را ببرند در کلاس های خیلی سخت و طولانی. ولی این رزمنده نماد کامل یک مسلمان تعالی یافته بود. فرآیندی که این را تربیت می کرد یک فرآیند پیوسته یک فرآیند مهارتی و یک فرآین پایدار بود. اگر ما همین مدل هایی که در جنگ داشتیم. در حوزه هایی که توفیق داشتیم بیاییم در آموزش عالی و وزارت بهداشت عمل کنیم من فکر می کنم شدنی است. البته تربیت انسان یک شبه نیست. شما بعضی مواقع باید ۲۰ سال ۳۰ سال زمان بگزارید و انرژی صرف کنید که حالا یک انسانی به تعالی برسد یا نرسد. زمان می خواهد و نیاز به حوصله دارد.

برای رسیدن به یک دانشگاه اسلامی مثلا در کشور ما که درسی به عنوان معارف را ارائه می کنیم، به نظر شما برای رسیدن به هدفی که شما گفتید هم چتر هست هم یک نوری هست که باید مسیر را به ما نشان دهد. این ۲ واحد درس معارف کافیست یا باید کتب بیشتر و واحدهای بیشتری برای این هدف ارائه شود؟

من اعتقاد دارم که الان ۶ گرایشی که معارف دارند و حدود ۱۶ درس است و ۵۰ کتاب متون درسی دانشگاهی دارد به عنوان یک گروه خیلی فعال و با تنوع است. ما الآن بحث های فلسفه و کلام داریم اخلاق داریم انقلاب داریم. مبانی نظری داریم تاریخ داریم تفسیر هم داریم. من فکر می کنم در این مرحله باید بازنگری شود ولی این الآن اولویت نیست. الویت این است که همین روشی که الان گروه های معارف اجرا می کنند و دوستان دیگر نیز کمک می کنند. حاج آقای محمدیان به عنوان رئیس نهاد، آقای دکتر رنجبران به عنوان معاونت پژوهشی دارن به جدیت دنبال می کنند. این است که ما مباحث دانشی را در معارف هم باید بیاییم و کاربردی کنیم. وقتی ما اخلاق می گوییم اخلاق را به عنوان مفاهیم و مصادیق رشته علمی باید بیاییم و کنار هم بگذاریم باید بیاییم کاری کنیم که فرد فقط این درس را نمره ۲۰ نگیرد و اخلاق اسلامی را پاس کند. این اخلاق اسلامی بعدا در رفتارش هم تجلی داشته باشد. من فکر می کنم همین روش نیاز محوری که الآن کار می شود یکی از اقدامات خوبی است که می تواند این را در گروه های معارف هم ما اجرا کنیم.

سخن آخرتان با دانشجویان……

من از دانشجویان خواهشی که دارم این است که این روش های جدیدی که در آموزش با عناصر ده گانه آموزش اجرا می شود الآن به گونه ای است که غربی ها ۵۰ سال است که در دانشگاه هایشان در حال اجرا شدن است و این ها چیز هایی نیست که ما بگوییم جدید است و ما بخواهیم آزمون و خطا کنیم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *