تحول در علوم واقعی است!

تیر ۰۹

تحول در علوم واقعی است!

گپ و گفتی با دکتر ابولفضل خوشی مدیر گروه معارف دانشگاه

تحول در علوم واقعی است!

گفتگو : اسماء امیدی

تنظیم : ابولفضل مژده  ، حسین خاوری و محمد رضا آقابیگلویی

33

اشاره:

دانشگاه اسلامی  از دغدغه های دیرینه دلسوزان نظام ماست  و تحول در علوم انسانی به ویژه  در عرصه جنبش نرم افزاری و تولید علم متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی به واقع خاکریز فتح نشده انقلاب اسلامی است . مطلع شدیم دکتر ابولفضل خوشی مدیر محترم گروه معارف دانشگاه چند سالی  است در عرصه دروس معارف حرکتی جدی و قابل توجهی را شروع کرده اند  که بدین منظور ساعتی را میهمان ایشان بودیم که ماحصل این گفتگوی بلند  اکنون فرا  روی شماست.

***

با سلام و احترام به عنوان سوال نخست بفرمایید  در عرصه آموزش چند نظریه مطرح هست؟

امروزه  ۳ مدل در ارائه ی موضوعات آموزشی در دنیا مطرح است . یک مدل ، مدل متمرکز است ، یعنی سیاست گذاری اجرا و همه ی اقدامات متمرکز است ، توسط حاکمیت یا نظام مرکزی یا نظام آموزشی هر کشور اجرا می شود . تقریبا در اروپا ۵۰ سال قبل یعنی بعد از جنگ جهانی دوم دیگر از این مرحله گذشتند یا دقیقتر بگوییم مثلا ۶۰ سال هست از این مرحله گذشتند . کشور ما با یک مقدار تاخیر بعد از انقلاب اسلامی ، نظام آموزشی مان متمرکز بود ، یعنی همه چیز از استاد ، محتوا ، اهداف ، ارزشیابی ، همه ی عناصر آموزش متمرکز اجرا میشد .بعد از انقلاب فرهنگی یعنی از سال ۶۳ ، مجالی پیدا شد که آمدند رویکرد غیر متمرکز را به دانشگاه ها ابلاغ کردند . به این صورت که بعضی از ضوابط دانشگاهی ، بعضی از اختیارات وزیر علوم یا وزیر بهداشت به دانشگاه ها واگذار شد که در غالب هیئت ممیزی دانشگاه که الان هم هست امورات مربوط به دانشجو ، رشته ی تحصیلی ، ارتقای اساتید را واگذار کردند که بخشی از امتیازات مربوط به دوره ی نیمه متمرکز است .

یک دوره ی دیگری است که دوره ی دانشجو محوری یا یادگیرنده محور است که دنیا تقریبا ۵۰سال است که این مسیر را رفته . دنیا که می گویم دنیایی پیشرفته هستند در آموزش . عمدتا اروپایی ها . مثلا کانادا ، استرالیل ، آمریکا . کشورهایی که پیشرفته هستند . حالا الزاما هم اروپا نیست ولی اروپا محور این تغییرات هست . کشورهایی مثل ژاپن ، کانادا ، استرالیا و آمریکا هم در این دسته هستند .

این ها خوب از ما جلو هستند . ۳۰ ، ۴۰ سال . من در تز دوره ی دکترا به این نتیجه رسیدم که بیایم طراحی الگو بکنم برای دروس معارف اسلامی دانشگاه ها که کار خیلی سختی بود و شاید ۴ ، ۵ سال پژوهش در دانشگاه های مختلف و مطالب مختلف . الحمدلله ما توفیقات زیادی در این زمینه داشتیم . . یعنی ما مدلی را ارائه دادیم که این مدل می تواند آینده ی دروس را در همه ی رشته ها متحول کند ولی این به عنوان یک شاهد مثال ، من در رشته معارف پیاده کردم . توفیقات ما منجر به این شد که من در سال ۹۲ به عنوان گروه برتر کشوری انتخاب شدم . در سال ۹۳ خودم به عنوان فرد برتر انتخاب شدم . در سال ۹۴ به عنوان فرایند برتر در دانشگاه خودمان در بین ۳۰۰، ۴۰۰ عضو هیئت علمی که هست من به عنوان نفر اول انتخاب شدم و این به عنوان یک امتیاز یرای این دروس بود که ما توانستیم این کار را بکنیم و این فرایند را هم اجرا بکنیم که ماحصل این فرایند هایی که ما اجرا کردیم ، نتیجه اش این شد که چند کتاب چاپ شده است و  چندین کتاب در حال چاپ هست .

طرح شما در حال اجرا هست ؟

 بله  در حال اجرا است . یک طرح ملی و یک طرح کشوری است و همین کتابی که الان هم خدمتتان است این یکی از آن قسمتی از آن کارهاست که طراحی الگو برنامه ی درسی دروس معارف آموزش نیاز محور .

 حالا ما در این طرح در کلیات می خواهیم چه بگوییم ؟ ما می خواهیم بگوییم در آموزش ۱۰ عنصر داریم . ۱ بحث عنصرایدئولوژی یا منطق یادگیری ۲ . هدف ۳ . بحث محتوا ۴ . نقش معلم یا راهبرد های تدریس . ۵ مواد و منابع ۶ . گروه ۹ . زمان ۱۰ . مکان . یعنی ما این ۱۰ عنصر را در آموزش داریم . بعضی مدل ها می گویند ۴ عنصری ، بعضی ها می گویند ۶ عنصری ، بعضی ها می گوین آموزش ۷ عنصری . نهایتا بعضی ها می گویند ۱۰ عنصری . ما می گوییم بر اساس قاعده ی چون ۱۰۰ آمد ۹۰ هم پیش ماست ، من ۱۰ عنصر را می گیرم که دیگر هیچ اختلافی نباشد . یعنی اونی که ۶ عنصری می گوید یا ۴ عنصری یا ۷ عنصری یا مثل کلاین ۹ عنصری می گوید ، ۱۰ عنصر همه را شامل می شود .. هیج اختلافی بینش نیست . در این ۱۰ عنصر ، یکی از عناصر است که به ۹ عنصر دیگر جهت می دهد و آن را به رشد و بلوغ می رساند . آن هم عنصر پنجم یا راهبردهای تدریس است . نقش معلم در حالت کلی است . در این رویکرد جدید ما معتقدیم که معلم باید در ۳ عنصری که نقش ایفا می کند یعنی اولین  بحث مدیریت یادگیری دوم  بحث تسهیل کنندگی سوم هم  بحث راهبردی ، باید مدیریت را در کلاس تا آنجایی که امکان دارد به دانشجو واگذار کند .

دانشجو باید فعالیت های یادگیری را انجام بدهد . البته معلم در هر کدام از این مدل ها مدیر یادگیری است ولی مثل واگذاری باید واگذاری واقعی باشد . ( به بخش خصوصی به عنوان اقتصادیون ) . در کشور ما متاسفانه همین طور که در بعد اقتصادی هم این جوری بوده ، عموما واگذاری ها ، واگذاری های  صد در صد خصوصی نبوده . یعنی تعاونی ها آمدند گرفتند ، بخش های دیگر گرفتند و شبه دولتی اند . ما در آموزش مثالی که می زنیم می گوییم واگذاری باید واقعی انجام شود . اصل ۴۴ در بحث معلمی در بحث آموزش محور باید واقعی اجرا شود . البته این تکنیک هایی دارد ، راهبردهایی دارد . ما در کارگاه های ۳ روزه هر روز ۱۰ ساعت ، ۳۰ ساعت به هر دوره ی مثلا ۳۰ ، ۳۵ نفره از اساتید دانشگاه های مختلف این تکنیک ها را آموزش می دهیم . در غالب ۱۰۰ ها اسلاید ، کتاب ، مقاله این ها گفته می شود .

رویکرد جدید چه می گوید؟ ما می خواهیم چه بگوییم؟ می خواهیم به همه عزیزان بگوییم که در روش های جدید آموزش دو سوم از محتوا باید در کلاس تولید شود الآن امروز کشورهای پیشرفته دنیا از صفر تا صد را معلم نمی آورد در کلاس یک سوم را معلم می آورد با فعالیت های کلاسی دو سوم دیگر تولید می شود حالا اینجا لازم است که شما به دانشجو فضا بدهید در گروه بندی، در فضاهای دیگر این اتفاق بیفتد. من معتقدم در روشی که امروز ما یه صورت سنتی فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس و دکتری اجرا می کنیم از تگنیک های تدریس دو روش را ناقص استفاده می کنیم یعنی سخنرانی و پرسش و پاسخ آن هم به صورت ناقص یعنی صد درصد علمی نیست. به صورت سنتی اساتید اجرا می کنند.

امروز در دنیا بیش از بیست روش برای اجرا در کلاس وجود دارد که اگر شما عالم باشید و یاد دبگیرید می توانید دانشجو را با این بیست روش در کلاس فعال کنید. آن ها تولید محتوا بکنند آن ها فعالیت کنند، آن ها محیط یادگیری را پویا نگه دارند . در یادگکیری سه حوزه داریم.

 یک حیطه دانشی، دو حیطه انگیزشی، سه حیطه مهارتی. عموما ما در دروسمان چه حالا در پزشکی کمتر در مهندسی مان ، علوم انسانی و هنر عموما دانشجویان ما در حوزه دانشی قوی هستند یعنی در المپیادها و سایر بحث ها قوی هستند ولی در حوزه انگیزشی که یاد بگیرند این را تبدیل به مقاله بکنند در این حوزه ضعیف هستند هم در صنعت هم در علوم انسانی. این روش کمک می کند تا دانشجو هم در تولید علم کار بکند و هم آن را تبدیل کند به مهارت و ما با تکنمیک هایی که استفاده می کنیم به قول اجتماعیون در جامعه پذیری ما کمک می کنیم که این فرد مهارت های زندگی، مهارت های حرفه ای و مهارت های رفتاری را یاد بگیرد. در حین اجرای این مباحثی که هست. حالا می آییم من یک پلی می زنیم بین موضوعاتی که من خودم داشتم چون می خواستم مقالات و کتاب ها را معرفی کنم و موضوعی که شما دارید اسلامی شدن. برخلاف خیلی از رویکردهایی که معتقدند اسلامی شدن تجویزی است من معتقدم اسلامی شدن هم دانشی است یعنی در حیطه یادگیری هم حیطه دانشی دارد و هم حیطه مهارتی و هم حیطه انگیزشی. عموما هرچه سخنرانی و بحث بوده در جمهوری اسلامی مثل تولید علممان در حوزه دانشی بوده نه در حوزه انگیزشی و مهارتی. ما وقتی کمی گوییم دانشگاه اسلامی مثلا ما در گروه های معارف گفتیم دانشگاه اسلامی دانشگاهی است که در بارش فکری در کلاس درس در جلسات اول در نظر سنجی طبقه بندی نیازها ببیند نیاز دانشجو چیست در این موضوع علمی. علاوه بر اینکه اهداف آموزشی را دنبال می کند و محتوا ارائه میدهد و ارزشیابی می کند و همه عناصر آموزش ده گانه۸ ذرا استفاده می کند بدون این دانشجو مثلا در سال ۹۴ چه می خواهد، نیازش چیست؟ این فقط مربوط به معارف نیست، من چون تئوریسین این داستان هستم به عنوان کسی که ۴-۵ سال کار کرده ام در کل کشور این تئوری در حال اجرا شدن است من ادعا دارم حتی در فیزیولوژی و حتی در دروس هنر و حتی در دروس پزشکی معتقدم حتی در دروس تخصصی این روش می تواند صد در صد کارایی داشته باشد فقط معلم باید با تکنیک های علمی این در حوزه آموزش از منی که متخصص این رشته هستم، دکتری آموزش و برنامه ریزی درسی دارم این تکنیک ها را بیاموزد، این تکنیک ها را که آموخت در کلاس اجرا کند. بعد هیچ فرقی بین فیزیولوژی و معارف و مثلا دروس بالینی، مهندسی یا هنر نیست. این قابلیت اجرا دارد.

 همه ی محصولات و همه مزایایی که الان این روش برای دروس دارد و برای دروس معارف دارد می تواند برای درس هایی دیگر هم داشته باشد. مکن معتقدم یکی از الزامات اسلامی شدن در دانشگاه توجه به نیاز در هر دوره است یعنی ما دانشجویی را که در کلاس عموما جامعه ما جامعه مسلمان است چه شیعه چه سنی و گرایش هایی که هست یا اگر هم از گرایش های دینی دیگر باشد مثل مسیحیت، یهودیت و بحث های دیگر این ها همه تفکرات دینی و الهی دارند. پس در این مشترک هستند. حتی اگر هم در اروپا باشند ، در ژاپن باشند. می گوید اگر شما این ها را گرفتید و اشتراکات را مشخص کردید در اسلامی شدن دانشگاه ها ما به عنوان مسلمان یک اشتراکاتی داریم از نظر اعتقادی و ایدئولوژی. حالا ما می خواهیم بیاییم و این را در دانشگاه اجرا کنیم آیا در سی سال گذشته به صورت تجویزی موفق بودیم؟ نخیر. شما آیا وقتی دانشجو می آید و دروس معارف را می گذراند و دروس دیگر را در بعد علمی امتحان می دهد  یا نمی دهد؟ بله امتحان می دهد آزمون مرحله ای می دهد، کوئیز جلسه ای برگزار می کند ، آزمون پایانی دارد، فاینال دارد همه این ها هست نمره هم شاید خوب بگیرد شاید هجده بگیرد بیست هم بگیرد پس چرا این هجده و بیست در دروس معارف مثلا در درس اخلاق اسلامی منجر به نمره بیست در اجرا و رفتار نمی شود؟ چون انگیزشی نمی شود. این انگیزش تبدیل به مهارت نمی شود. همین مشکل را ما در صنعت هم داریم دانشجوی ما می آید مثلا در شریف در امیرکبیر یک مدرکی مثلا در مهندسی پزشکی می گیرد حالا ما چون با گرایش پزشکی صحبت می کنیم من مثال ها را از پزشکی میزنم. اگر شما در مثال پزشکی می گویید که حالا خوب این مهندس پزشکی است الان تجهیزات آورده ایم امکانات آورده ایم حالا بیا این را تولید کن می گوید من تولید نمی کنم من اپراتور هستم من فقط می آیم شکل کار این دستگاه را می گویم آن هم آن شرکتی که گفته. می گوییم حالا که شما رفته ای و مهندس شدی از این دانشگاه معتبر در ایران فقط اپراتور هستی فقط یک تکنیسیتن هستی پس تولید چه؟ می گوید من در تولید نقشی ندارم می گوید من اصلا ایده ندارم.

من معتقدم این فکر ما آموزش یا تدریس نیاز محور در اسلامی تر شدن دانشگاه ها می تواند مفید باشد. می تواند کارآمد باشد. به این شکل که ما می توانیم با استفاده از تکنیک های مختلف بارش فکری، جمع آوری نیازها، طبقه بندی نیازهای دانشجو در قالب اهداف آموزشی هر درس می توانیم اسلامی شدن دانشگاه ها را هم به صورت دانشی، انگیزشی و مهارتی در کنار هم در محیط آموزشی داشته باشیم. من در همه مقالاتی که خوانده ام تا الان در این فصل نامه های پژوهشی اسلامی شدن دانشگاه ها من این فکر ما را ندیده ام جایی یا کسی بیاید و برایش ویژه نامه ای بزند.  یک گسترشی بدهد .یک فراخوانی بکند . عموما درگیر مسائل تئوریک و و عموما مسائل دانشی هستیم .ما در ۳۵ انقلاب این مسائل دانشی گفته شده ما ادعا داریم مثلا من در فصل نامه ی مطالعات انقلاب اسلامی شماره ی۳۲ بهار ۹۲ سال دهم یک مفاله ای دارم اونجا نوشته ام که طراحی و تبیین اهداف مطلوب انقلاب اسلامی یعنی اصلا شما چه طوری می توانید طراحی هدف بکنید . این مقاله سی چهل صفحه است در همین فصل نامه هست .مقاله ی علمی پژوهشی هم هست. گفتم شما وقتی در دانشگاه ها می خواهید انقلاب اسلامی را معرفی کنید چه طوری می توانید هدف طراحی بکنید .

 شما در آموزش معتقدید در دانشگاه همه در حول هدف حرکت می کنند . هدف دو تا کار می کند . یکی مثل چتر هست همه ی عناصر یادکیری و آموزش را زیر حیطه ی خودش دارد . دو مثل نورافکن است و افق های دورتر را نشان می دهد . پس همه در محیط یادگیری برای تحقق هدف کار می کنند یعنی محتوا می آید هدف رو محقق کند .ارزشیابی می آید حد یادگیری را اندازه گیری کند . همه ی عوامل و معلم می آید هدف رو کمک کند برای تحققش .

پس هدف محور است. حالا اگر ما بدانیم در اسلامیئ شدن دانشگاه ها چطوری طراحی هدف نماییم فرقی ندارد من باز رشته درسی را به عنوان یک شاهد مثال آوردم در این مقاله در شماره ۳۲ فصل نامه مطالعات اسلامی در سال ۹۲ من به عنوان مثال آوردم گفتم معارف مثلا می تواند همین را می توانیم در فیزیولوژی همین را می توانیم . اگر این جسارت روزی می توانست عملیاتی بشود یکی از آرزوهای من هست که ما بتوانیم برای علوم پزشکی کل کشور مثل این کتابی که من نوشتم برای معارف اسلامی ما الگو ارائه بدهیم .

برای کل رشته ها این می شود ؟ بله می شود . الگو باشد . یعنی بگویید که شما عناصر یادگیری را در محیط یادگیری با عناصر آموزش چه گونه می توانید در نقطه ی مطلوب انجام بدهید . چون یکی از تعاریف ما در نیاز ۵ ، ۶ تعریف در نیاز داریم یک از آنها فاصله ی بین وضع موجود تا مطلوب است  این فاصله میشود نیاز ، امروز دانشگاه های علوم پزشکی ما در یک نقطه ای هستند که که مطلوب انقلاب اسالمی نیست باید حرکنند به سمت آن مطلوب حالا باید یک کسی بیاید و یگوید این مطلوب چیست این الگو چیست ؟ دانشگاه های علوم پزشکی حرکت کنید به آن سمت بعد به صورت پایلوت ما میتوانیم به صورت کمی عناصری که کمی است مثل آنچه که من رفتم دانشگاه تهران امیرکبیر شریف علوم پزشکی و همه جا کار کردم و آمار دادم میتوانیم سه سال در دانشگاه بقیه الله هم این الگو را پیاده کنیم

در معارف به جهت اینکه من معارفی هستم و تشکر میکنم از آقای دکتر رنجبران به عنوان معاونت آموزشی- پژوهشی نهاد رهبری ، حاج آقای محمدیان به عنوان مسئول نهاد رهبری در دانشگاه ها این بزرگوارن کسانی بودند که به من این امکان را دادند که من این طرح را با هزاران استاد در کل کشور  وبیش از ۴۷۰ گروه آموزشی و صدها هزار دانشجو در هر ترم من اجرا کنم ، یعنی الان در همه ی گروه های معارف طرح من درحال اجرا است در کل کشور  ، یکی از آرزوهام این هست که علوم پزشکی ما که فضای غالبش لیبرالیستی است بیاید به سمت اسلامی شدن .

شاید بعضی از دوستان پزشک این مطالب را بخوانند شاید یک مقدار آزرده بشوند حال هم دوستان مذهبی و هم دوستان دلسوزی که هستند ولی من مدعی هستم با فعالیت شانزده هفده سال ای که در دانشگاه علوم پزشکی داشتم ، فضای کلی کشور ما در علوم پزشکی لیبرالیستی است. در دانشگاه ها اگر بخواهیم اسلامی بشود باید یک تغییراتی را بپذیرد ، باید یک مدلی را بپذیرند این مدل که می گوییم وقتی می گوییم مدل اسلامی شدن معنی اش این نیست که حدیث  ، روایت نه! باید رویکردمان ، فضای غالبمان به یک سمتی باشد مثل بندگی . ما می گوییم هر انسان مسلمان در تعالی به سمت بندگی می رود ، به سمت قرب الاهی می رود این می تواند مهندس باشد می تواند پزشک باشد می تواند مجتهد باشد ، می تواند یک راننده ی تاکسی باشد . اینها همه یک مسیر تعالی و ترقی دارند در بندگی . حالا  همین ها در اسلامی شدن بیاییم در علوم پزشکی در مهندسی در هنر در معارف در همه چی اجرا کنیم .

من درآموزش الان دارای تئوری هستم دارای نظریه هستم که ما میتوانیم دانشجو را محور قرار بدهیم ، آموزش نیاز محور باشد و تعالی علوم پزشکی ، هنر ، فنی مهندسی را در غالب سپردن کار به دانشجو در محیط یادگیری این تعالی اتفاق بیافتد ، تجویزی هم نباشد. دانشجو بشیند گوش بکند ،  حدیث بگویید روایت بگویید اینها هم خوب است ولی اینها خیلی دیگر بعد از ۳۵ سال انقالاب اسلامی ابزار های قدیمی شده است؛ امروز تکنیک ها و ابزار ها ی جدیدی هستند  ، ما از این ابزار ها تکنیک ها راهبرد ها مدل ها که هر کدام از اینها در آموزش یک تعریفی دارد یک توضیحی دارد در این فضا ها می توانیم بیاییم و دانشجو را فعال کنیم و دانشجو بتواند بیاید و این موضوع را به نتیجه برساند ؛ البته بعضی می گویند ” خب شما این حرف هایی را که می زند به تاسی از بعضی از دروس مثل فلسفه منطق بیشتر بحث های فکری هست؟ ” نخیر آموزش ، من در دانشکده هم زمانی که درس می خواندم دانشکده ی روان شناسی و علوم تربیتی بود در شاخه ی آموزش با گرایش یادگیری پس اصلا همه اش کمی است پایان نامه ی من بیش از یک سومش تحلیل ها کمی است یعنی پس اگر من ادعای می کنم ، این ادعا کلی گویی نیست ، جزئی هست ما به محیط مراجعه می کنیم به دانشجو . سوال های ما تبدیل به کمی می شود مدل های مابا معیارهای کمی و کیفی سنجیده می شود . اعتبار سنجی می کنیم آن را هم من ارجاع می دهم به مقاله ای در پژوهش های انقلاب اسلامی در سال ۹۲ شماره ی ۶ سال دوم این پژوهش که در پژوهش های انقلاب اسلامی است من آمدم شکل اعتبار سنجی گفتم که وقتی شما داری در اسلامی شدن در طراحی اهداف در مدل ها می خواهی کار بکنی چه گونه اعتبار سنجی می کنی چگونه فن دلفی انفرادی و جمعی را در اساتید ودانشجوها اجرا می کنی

اسلامی شدن یک مفهوم عام است یک بحث ایدئولوژیک است یک بحث استقرایی به صورت کل نگر است یک بحث قیاسی به عنوان جزئ نگر است این ها هم از جز به کل و هم از کل به جز قابل اجرا است ما در یادگیری روشی داریم به نام روش گشتالت یعنی روش کلی نگر است .در این روش گشتالت می گوید که در ادبیات ما به روش مورائیکی معروف است مفاهیم گسترش پیدا می کنند . به صورت عمودی و افقی .یعنی هم به صورت کل با جزئ هم جزئ با کل مفاهیم ارتباط پیدا می کند باعث گسترش معانی می شود . من معتقدم در اسلامی شدندر محیط یادگیری در دانشگاه ها باید از روش گشتالتی استفاده بکنیم . مفاهیم باید گسترش پیدا بکند .

مثلا شما در اول ابتدایی تاریخ می خوانید راهنمایی تاریخ می خوانید . دبیرستان تاریخ می خوانید دانشگاه هم تاریخ می خوانید . اگر معلم معلم باشد بر اساس کتاب موضوع یکی است ولی گسترش معنا پیدا می کند می تواند موضوع زندگی پیامبر باشد ولی در دبیرستان یک چیز دیگری است . یک سطح دیگری از یادگیری است .در دانشگاه یک سطح دیگری است . در همه ی رشته ها این می تواند اتفاق بیفتد .ما می توانیم پزشکی تعریف بکنیم ما می توانیم علوم پزشکی تعریف بکنیم که متناسب با شرالیط جامعه ی اسلامی باشد . یعنی در آن فضا رشد بکند و خدمت بکند .من زمانیکه این طرح تحول در پزشکی می خواست اجرا بشود طرح تحول سلامت من مخالف بودم . همه گفتند این طرح خوبی است حقوق پزشکان شش برابر می شود پرستاران و … . گفتم من با ۱۶ ، ۱۷  در علوم پزشکی و کار اجرایی در ۲۰ سال در علوم پزشکی من معتقد هستم تا بحث نگرش پزشکان و کادر درمانی ما به درمان حل نشود یعنی از لیبرالیستی خارج نشود  با دادن پاداش چند برابر هم مشکل بهداشت درمان ایران حل شدنی نیست .

رابطه ی پزشک و بیمار هم رابطه ی محترمانه و رابطه ی خدمت متقابل هم نیست . امروز بعد از اجرای یکی دو سال از این طرح دقیقا به اعتراضات و انتقادات ما که همان اول می کردیم رسیدند که واقعا باید بیایند روی رفتار پزشکان روی رفتار کادر درمانی روی نگرش این ها به موضوع چون پاداش ها تا یک درصدی ما در روان شناسی هم شرطی شدن نوع یک و دو و هم پاداش های مختلف در رفتار گرایان می گوییم تا یک جایی این پاداش ها جواب می دهد . بعد از یک مرحله ای می رسد اصلا شاید این پاداش ها بحث های انگیزشی نداشته باشد .

 فرض کنید من دیروز دو کا جراحی می گرفتم امروز ده کا . شاید تا سه ماه برایش مطلوب است ولی اگر سال دیگر بپرسی یا سه سال دیگر می گوید جزئ حقوقم هست . می گویند شما روزی دو کا می گرفتی می گوید حالا شده ده کا خیلی در رفتار اون با بیمار تاثیر ندارد . با وقت گذاشتن ورسیدگی بیمار . در اسلامی شدن دانشگاه ها هر کس با موضوع خودش باید به آن هدف آموزشی و اسلامی نگاه بکند . یعنی یک پزشک قرار نیست که برود و تحقیقات علوم قرآنی بکند . پزشک کارش تربیت کادر درمانی است . خدمت کردن در محیط های اورژانس و بخش های درمانی است . ازش خدمت به بیماران می خواهند . ولی ما پزشکی می خواهیم که معارف دینی و گرایشات اسلامی را بشناسد .

 ارزش های حاکم اسلامی و رفتار آن بر اخلاق فردی ، اخلاق حرفه ای اش غالب باشد سایه انداخته باشد . اگر این اتفاق در علوم پزشکی ما بیفتد و در تربیت دانشجوهای ما در مدل آموزشی ما این اتفاق بیفتد اتفاق مبارکی است . من مدعی هستم که اگر دانشگاه خود ما به تنهایی این امکان را به من بدهد من در سه سال می توانم به صورت کمی و کیفی با نمونه ای که در دانشگاه خودمان با رشته های مختلف اجرا می کنیم اثبات می کنم اسلامی شدن در علوم پزشکی به عنوان یک مدل قابل اجراست و غیر از حالا بحث تطبیق با احکام شرعی و بحث های فقهی که من الان در آن حوزه وارد نمی شوم بیشتر حیطه ی آموزش و یادگیری و دانشگاه را می گویم چون دوباره این فکر پیش می آید که خوب اسلامی شدن دانشگاه ها یعنی فقه و بعد جدا شدن بخش ها و … که اون ها یک هدف های دیگری است .

به نظر شما دانشگاه اسلامی از نظر شما چه دانشگاهی باشد و من دانشجو که در دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله تحصیل می کنم باید چه چیز ها یی را در خود تقویت کنم به کجاها برسم که احساس کنم دانشجویی هستم که در حیطه ی اسلام  ویژگی های اسلامی  در من تقویت شده ؟

من یک مثالی از امام خمینی می زنم . چون طراحی انفلاب اسلامی ، اسلامی شدن ، حکومت اسلامی بعد از ائمه ی معصومین ما فقط یک نفر در عالم آمد که مدعی بشود من می خواهم جامعه ، جامعه ی اسلامی بشود .آن هم امام خمینی بود .یعنی ۵۴ کشور دیگر یا شاهنشاهی هستند یا یک برداشت از دموکراسی غربی دارند . یعنی حتی نیامده اند  حتی عربستان . حتی کشور های عربی دیگر نیامدند بگویند ما می خواهیم اسلامی باشیم . گفتند ما می خواهیم اسلامی باشیم ولی در مناسک . مثل حج . ولی اگر حج تمام شد چی ؟ مثلا شما رفتید در جده و ریاض چی ؟ نه اصلا رفتار اسلامی قوانین اسلامی نیست و قوانین ،  قوانین پادشاهی است . یعنی یک نفر حکم می کند و بقیه اجرا می کنند . قانون ، قانون اسلام نیست . امام آمد و گفت قانون باید در همه ی مراحل قانون اسلامی باشد .حتی در قانون اساسی ما علاوه بر اینکه روح حاکم اسلام است گفت ه هر چیزی مغایر با قانون اساسی باشد یعنی مغایر با احکام دینی یاشد این قابلیت اجرا ندارد . امام می گوید که در نگاهی که به دین است امام نمی گوید که همه باید مجتهد بشوند همه باید فقیه بشوند . از امام پرسیدند مه شما به چه کسی غبطه می خورید ؟ همه فکر کردند که می گوید به استادم یا کسی دیگر .

امام گفتند همین حاج عیسی که در آبدارخانه ی ما کار می کند من به ایشون غبطه می خورم . غبطه یعنی یک مقامی داشته باشد .ایشان همین الان هم زنده هستند . جماران زندگی می کنند . گفتند امام چرا به ایشان ؟ گفتند  من هر روز صبح که بلند می شوم وقتی که می خواهم نماز شب بخوانم قبل از نماز صبح . می بینم حاج عیسی قبل از من در حال نماز شب خواندن است . من غبطه می خورم .

 امام هم رهبر سیاسی است و هم مرجع تقلید شیعه . یعنی هزاران مجتهد در درس خارج ایشان در طول سال ها به مرحله ی اجتهاد رسیدند . پس امام دارد ملاک را معلوم می کند و می گوید ملاک بندگی است . طی مراحل بندگی و رسیدن به قرب الهی چه برای یک مهندس یک پزشک یک کسی که هنرمند است یک کسی که راننده تاکسی است یک کسی که شغل خاصی دارد این ها همه در شغل خودشان در رشته ی خودشان می توانند یک سیر تکاملی داشته باشند .ما اصطلاحا در تربیت بهش می گوییم ربب . مربی از این ریشه گرفته شده است  .این ربشه یعنی چی ؟ یعنی در تفکر اسلامی رشدی است که یک دانشجو یک استاد یک متخصص در عین حال که علم را یاد می گیرد و گسترش می دهد ، تعالی هم پیدا می کند . یعنی فقط صرفا یک متخصص رشته نمی شود مثلا یک پزشک عمومی می شود یک جراح می شود ولی جراحی که به جهت شخصیتی دارای تعالی هم هست . اسلام دنبال این است . اسلام دنبال این نیست که شما یک پزشک تربیت کنی یک جراح تربیت کنی این ها حداقل توقعات است .بالاخره جوامع بشری نیاز به متخصص دارند نیاز به تخصص های مختلف در مهندسی در هنر در بحث های دیگه دارند در علوم انسانی دارند . پس چه موقعی این دانشگاه اسلامی است ؟ دانشگاهی اسلامی است که وقتی پزشک عمومی پزشک متخصص تربیت می کند . به خروجی آن وقتی نگاه می کنی این پزشک به جهت عملکردی و رفتاری اولا از لحاظ علمی در نقطه ی بالا قرار دارد ولی نسبت این ژاپنی کانادایی آمریکایی اروپایی دارای ویژگی های برتری در تعالی هم هست . بعضی ها اشتباه می گیرند و فکر می کنند وقتی می گوییم اسلامی شدن وقتی می گوییم یک دانشجوی مسلمان یک دانشجوی تعالی یافته ی اسلامی یک دانشگاه علوم پزشکی اسلامی یک دانشگاه فنی مهندسی اسلامی یعنی اینکه بیاییم دفتر نهاد را سه برابر کنیم ، عناصرش را اگر مثلا ۲۰ نفرهستند بکنیم ۲۰۰ نفر . اگر گروه معارف مثلا تعدادش ۱۰ تا هست بکنیم ۵۰ تا . نه این برداشت غلط است . منظور این هست که اگر از این عناصر هم داخل دانشگاه یا خارج دانشگاه کمک گرفتید ، هدف آن نیست . هدف این است که این متخصص داخلی برتر بشود این فوق تخصص نفرولوژی بشود

ولی فوق تخصص نفرولوژی که اگر در دنیا ارائه دادیم در اخلاق حرفه ای در اخلاق رفتاری ، استفاده ی از این علم در سطحی که اسلام می گوید استفاده بکند .

رفتارش مثلا یک الگوی اسلامی باشد  ؟ در حد و حدودای اسلامی بلشد ؟

مثلا من در دو جلد کتابی در تاریخ و تمدن داشتم در سال های قبل آنجا گفتم که در تمدن اسلامی هم در تمدن پیش از اسلام و هم در تمدن بعد از اسلام چون موضوع ما طب ایرانی است در اون دو کتاب آنجا هم قبل از اسلام و هم بعد از اسلام گفتم که در پزشکی ما جه کارهایی در تمدن اسلامی خصوصا در ۵۰۰ ساله ی اول انجام دادیم . ما آقایی می کردیم و در دنیا تمدن برتر بودیم . پزشکان ما در ۵۰۰سال اول تمدن اسلامی جه ویژگی هایی داشتند . امروز شما بیمه گذاشتید خیریه گذاشتید این ها یه چیزهایی است مثل وصله ی نچسب به پزشکی ما .

 الان پزشکی ما عموما در بخش خصوصی و پرولیج و پر کیس و اینها دارد سیر می کند این ها هم یک مسکن هایی است در صورتی که در تمدن اسلامی در ۵۰۰ سال اول ما بیمارستان هایمان شکل خاصی اداره می شده بیمارهای ما شکل خاصی سرویس می گرفتند حتی به بیمار ما هزینه ی تو راهی تا رسیدن به اون سرزمین خودش داده می شده . حتی به پزشک ها و پرستارهای ما از بودجه ی عمومی امکاناتی داده می شده که به بیمار به شکل خاصی برسند . سنت وقف در پنج قرن اول برای اینکه این ساختمان ها و اماکن ها به مراکز درمانی بسپرند یک بحث عمومی بوده است الاه ما هنر کردیم در وضعیت الان مان اومدیم گفتیم که چون ما نمی توانیم ساختمان های فرسوده را درست کنیم آمدیم با سرمایه گذاران ۵۰ – ۵۰ داریم می سازیم الان کاری که دولت یازدهم می کند .

 یعنی می گوید شمای پول دار بیایید دانشگاه را یا این بیمارستان فرسوده را در ضلع دیگرش بساز مدرن هم بساز در ۲۰ سال آینده در سود این شریک باش . خوب این یک دلار اضافی به دوش مردم است .این مدل ، مدل خصوصی سازی است یعنی بیماری که تا دیروز شاید با یک رقم کمتر در بیمارستان های دولتی می توانست درمان بشود الان با مشارکت یک سرمایه دار درست است که تجهیز می شود مطالب نو می شود ولی در دراز مدت هزینه ها را باید چه کسی بدهد ؟ مردم باید بدهند . ولی در تفکر اسلامی از تجهیزات،  اماکن ، استاد ، پزشک ، دانشجو ، محیط یادگیری ، کلاس ، دوره ها ، کتابخانه ها همه ی ای نها به شکل خاصی ارائه می شده که من در این دو جلد کتابم کامل به آنها اشاره کرده ام و گفته ام این فضای تمدن اسلامی چی بوده . حالا ما می توانیم برگردیم به اون مدل بر اساس شرایط روز ایده های جدید بیاریم در حوزه ی آموزش . این می شود اسلامی . ما اگر توانستیم سنت وقف را به صورت کارآمد در محیط های پزشکی در خوابگاه های دانشجویی در فضاها بیاوریم این یه رویکرد اسلامی است اگر ما توانستیم اساتیدمان را در کارهای همگانی ، کاستن از آلام بشری اینکه شعار سازمان های خیلی بزرگ است مثل هلال احمر یا صلیب سرخ و … بتوانیم این را به صورت عینی در رفتار پزشکمان بیاوریم یعنی فضای غالب فضای دینی باشد .

 این که مقام معظم رهبری چند سال قبل فرمودند فضای عمومی ادارات ما باید فضای دینی باشد . غالب یعنی که استثنائاتی هم شاید در اینجا وجود داشته باشد ولی  فضای غالب دینی است . اگر فضای غالب پزشکان ما رویکرد اسلامی باشد نه لیبرالیستی نه لذت طلبی فردی نه انباشت سرمایه نه حرص و ولع برای بیرون کردن حریف از اون حوزه ی رقابتی به هر طریقی و با هر وسیله ای برای کام جویی بیشتر ، لذت طلبی بیشتر . اینها می شود لیبرالیستی . حالا اگر شما بخواهید استادی ، دانشجویی یا متخصصی تربیت کنی در تراز انقلاب اسلامی باید چه کار بکنی ؟ باید در این حوزه کار بشود  باید در این حوزه ما بیاییم و بتوانیم افراد را  به هر حال سازماندهی بکنیم و مدلی ارائه بدهیم به صورت کمی و کیفی به دانشگاه ها خصوصا دانشگاه علوم پزشکی که ما با آن مواجه هستیم و کار می کنیم و بگوییم که شدنی است اصلا این نیست که ما بگوییم در علوم پزشکی ، اصلا آن حرف آخر است  این اتفاق می افتد ، تفکیک جنسیتی ، بخش ها وغیره خودش بعدا اتفاق می افتد . مثلا شما در مسجد می روید خانم و آقا جدا است و بعضی جاها برای سرویس گرفتن می روید جدا است .

اگر یک تفکری غالب بشود الزامات آن فراهم می شود ولی ما بیست سال است که بخش ها را می سازیم ، بعد تطبیق با قوانین شرع حال این رئیس می رود و رئیس بعدی می آید و دوباره برهم می خورد و دوباره شرایطی دیگر اینکه دانشجو در کلاس چگونه باشد و.. اینها به خاطر این است که برداشت غلطی از اسلامی شدن در ورود آن (یعنی در سلیقه و تکنیک هایی که باید اسلامی شدن را در دانشگاه دنبال کنند متاسفانه همیشه برداشت های ناقصی اتفاق افتاده است . همیشه هم در مقابل این مواجهه است تا می گویند اسلامی شدن می گویند آقا دوباره بحث های اسلامی بحث های دینی ، حالا مثلا گسترش نهاد رهبری در دانشگاه ها ، گروه های معارف فلان. نه این نیست ، همین اساتید علوم پزشکی یعنی همین اساتید مهندسی همین اساتید هنر می توانند تولید کنند .

ما می توانیم الگویی ارائه بدهیم که در آینده علوم پزشکی ما به صورت کمی و کیفی در تراز انقلاب اسلامی کار بکند . این شدنی است ، خواهشی که از دانشگاه خودمان و از ریاست دانشگاه دارم این است که این امکان را به من بدهند که من بتوانم این مدل را به عنوان یکی از مطالبات ما در محیط انقلاب اسلامی در نهاد های انقلاب اسلامی در دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله ما بتوانیم این را به عنوان یک الگوی زنده ، پویا و نیاز محور به دانشگاه های دیگر به پنجاه مرکز علوم پزشکی کشور معرفی کنیم این شدنی است.

تفاوت رفتاری دانشگاه اسلامی و غیر اسلامی را با چند مثال ملموس توضیح دهید.

من در دو حوزه ی معرفتی برای شما مثال می زنم ، اولین حوزه ی معرفتی حوزه ی انسان شناسی است . ویک حوزه ی دیگر حوزه ی هستی شناسی است ، یعنی نگاهتان به جهان و جهانبینی . البته حوزه های دیگر هم هست ولی چون حالا به کارتان نمی آید بحث را خیلی نمی خواهم فلسفی کنم می خواهم کاربردی بشود.

در نگاه تفکر اسلامی به انسان ، انسان را اشرف مخلوقات می داند. مثل کمونیست ها انسان را ابزاز تولید  نمی داند و  انسان را وسیله ای برای لذت طلبی و وسیله ای برای انباشت سرمایه در نظام لیبرالیستی نمی داند که این انسان در نظالم اسلامی اشرف مخلوقات است . می گوید حال این انسان که اشرف مخلوقات است  چه سیری را باید طی کند؟ می گوید باید علم را در هر رشته ای در نقطه ی مطلوب  آن کسب کند . مرزهای دانش را باید بشکند – همین تعبیری که مقام معظم رهبری دارند – یعنی مسلمان علاوه بر اینکه علم مدرن را یاد می گیرد باید این علم را از نظر مرز علم باید گسترش بدهد ، حرف های جدید در پزشکی بزند ، حرف های جدید در مهندسی بزند . می گوید این کافی نیست اگر همه این حرف ها را بزند ولی در انسان شناسی اسلامی ، این انسان مطلوب اسلامی نباشد شما به هدف تربیتی خود نرسیده ای . بر می گرد دوباره به آن کلمه ای که گفتم “ربب”  یعنی شما وقتی رشد به انسان می دهید ، تعالی هم بدهید . عموم متخصصین ما – ضمن احترام به همه ی متخصصین در رشته های مختلف – که حتی کار های پژوهشی هم می تواند این را اثبات کند ،

قرآن می گوید انسان ها وقتی توانمند می شوند طغیان می کنند  ، این طغیانشان به دلیل این است که تفکرات اسلامی در منظر انسان شناسی در این ها نهادینه نشده  و الا وقتی یک پزشک متخصص می شود . انسان متنعهد می شود ، وقتی کسی در زیست شناسی وقتی تکنیک ها و عوالمی که در زیست هست مثل مولکول ها ، سلول ها و بحث ها مختلف را ندیده است  در خدا شناسی رتبه ی پایین تری دارد . ولی وقتی وارد این علم می شود باید در حوزه ی خداشناسی باید در مرتبه ی بالاتری قرار گیرد (به علت خود این نظم ها و هماهنگی ها ) . اگر آدم ها بتوانند نگاهشان به هستی . چون ما چند نگاه داریم ، یک نگاه نگاه به هستی است (یعنی خداشناسی ، بحث جهان ). یک نگاه به خودمان (انسان شناسی) ، یک نگاه به خودمان و ارتباطمان با پدیده ها است ، یک نگاه ، نگاه یه پدیده های عالم است ، اصلا خود پدیده ها .

یعنی ما چهار نوع رفتار با عالم داریم ، اینکه بعضی ها فکر می کنند وقتی می گوییم پزشک اسلامی یعنی مثلا طب اسلامی ، طب سنتی . من به عنوان طب مکمل آنها را محترم می شمارم ، آن ها علومی هستند که کمک می کنند به طب نوین ولی اصلا هدف از اسلامی شدن این ها نیست . فقط اینکه علم را مضافش کنیم و بگوییم پزشکی اسلامی ، مثل فلسفه ی اسلامی ، مثل کلماتی که مضاف می کنیم. این بار معنوی که به آن نمی دهد باید در داخل خودش هم یک اتفاقاتی بیافتد  . من معتقدم اگر پزشکی با الگوی تربیتی اسلامی تربیت شود . دانشجویی با الگوی تربیت اسلامی تربیت شود در بعد دانشی انگیزشی و مهارتی حتی مثلا در رشته ی روان شناسی ، جامعه شناسی  ، علوم اسلامی مثلا یک حقوقدان یک مدیر یک حسابدار. هر کس در رشته ی خودش اگر تربیت بشود ، خروجی این یک انسان تعالی یافته است .

 اگر این انسان تعالی پیدا کرد .

من می توانم یک مثال از دفاع مقدس بزنم ، دانشجوهای ما که در دوران دفاع مقدس دانشجو بودند و جبهه می آمدند و بعدا مهندس یا پزشک می شدند ، اینها همان دروس را می خواندند با همان واحد های درسی . شما الان مثلا در دانشگاه خود ما در یک تخصص خاص مثلا پانزده متخصص داریم ولی یک نفر را از بقیه سرآمد می دانیم ، هم در علم هم رفتار . این همان تعالی است ، یعنی این علاوه بر  اینکه متخصص شده فوق تخصص شده ، بورد تخصصی گرفته و استاد دانشگاه شده است به جهت انسان شناسی هم روابطش با دانشجو با استاد ، با بیمار ، با مردم و با جهان هستی ارتقاع پیدا کرده است

دانشگاه اسلامی یعنی دانشگاهی که به ماهیت انسان ، “بما هو انسان” ارتقاع بدهد ، نه اینکه ما از لیسانس ، از دبیرستان می آییم . مثلا نماز خوان هستم در یک سطح وقتی فوق دیپلم می شویم کم می شود . می شویم لیسانس اصلا از اعتقادات می شویم فوق لیسانس ، بعد که می شویم دکترا خیلی ها می گوییم : ” انا ربکم الاعلا ” یعنی اصلا آن کلمه ای که فرعون در مقابل موسی گفت ! می گوید این تربیت اسلامی ندارد این تربیت دینی ندارد و الاهرچه قدر انسان در علم پسیشرفت می کند مثل رسول خدا مثل امیر المومنین شما تواضع در رفتار ، در منش در تعالی را می بینید .

می گوید اگر در رفتا ر فردی در رفتار جمعی رفتار گروهی تعالی وجود نداشته باشد شما به دانشگاه اسشلامی نزدیک نشده اید. دانشگاه اسلامی دانشگاهی است که علاوه بر کسب معارف و دانش های نوظهور و همه ی این ها انسانی تربیت کند که بیشتر در خدمت هم نوعش باشد در خدمت افراد باشد و محبتش به همه جاری و ساری باشد.

من به شما یک کد می دهم امیرالمومنین به مالک گفت: مالک، اگر روزی به مصر رسیدی این دستورالعمل حکومت توست. دو نکتهخ مربوط به بحث ما  در این هست گفت به همه محبت کن به دو دلیل. یا در کیش با تو برابرند یا خالق شما یکیست. این الان منشور پزشکی است مثلا پزشکان قسم می خورند. می گویند وقتی بیمار به شما مراجعه می کند بیمار را در شرایطی که پزیرش می کنید نبینید ملیتش چیست زبانش چیبست؟ دینش چیست؟ اگر کسی به اورژانس بیمارستان آمد به همه خدمات دهید. امیرالمومنین ۱۴۰۰ سال پیش منشور داده است به مالک اشتر گفته اگر به مصر رسیدی به همه محبت کن. حالا اگر پزشک ما پرستار ما در محیط درمانی به همه محبت کند و به همه با یک دید نگاه کند فضای عمومی چگونه می شود؟ مثلا شما فکر کنید یک متخصص وقتی فرد وارد مطب می شود کار نداشته باشد این فرد مذهبش چیست؟ دینش چیست؟ ملیتش چیست؟ چه دفتر چه بیمه ای دارد؟ خوب این اسلامی شدن مصادیقش یعنی این. در دانشگاه دنبال این نگردیم ما اگر حافظ و قاری قرآن تربیت کنیم کار خوبی کردیم ولی ما در پزشکی باید پزشک خوب تربیت کنیم. من یادی کنم از استاد بزرگوارمان آقای دکتر خاتمی که رئیس دانشگاه ما بودند هر موقع بحث اسلامی شدن می شد ایشان می گفتند اسلامی شدن این نیست که شما بردارید در ماه رمضان در مسجد روزانه یک جزء قرآن بخوانید. این خوب است در خانه خود بخوانید. وقتی که وارد بیمارستان می شوید شما باید یک پزشک خوب باشید تمام وقت. پرستار خوب باشید تمام وقت. دانشجوی خوب باشید تمام وقت. این می شود اسلامی شدن. این می شود پزشک و پرستار اسلامی . ولی ما بعضی مواقع دنبال نمادهایی هستیم که این نمادها می تواند در محیط بیرون در محیط داخل تقویت بشود ولی اصل نیست این ها فرع اند. اصل این است که این پزشک، پزشک مسلمان متعهد باشد یک پزشک موفق علمی باشد در طراز اول علمی باشد ولی در عین حال متخلق به اخلاق دینی و اخلاق حرفه ای و پزشکی هم باشد.

به نظر شما آیا در این ۳۰ سال دانشگاه اسلامی به وجود آمده است؟

خیر. در بعد دانشی ما کار کرده ایم ولی مهارتی نیست یعنی اساتید ما الان وقتی می خواهند تعالی بگیرند و از استادیاری به دانشیاری برسند یا به استادی برسند، دانشگاه ها یک مکانیزمی گذاشته اند که یک رفتارهایی بسنجند. این رفتارها خیلی مواقع نهادینه نیست و این تبدیل به فرهنگ عمومی یک استاد نشده است. می گوید از این بند من باید این امتیاز را بگیرم پس باید تظاهر به این رفتار هم بکنم. فضای عمومی دانشگاه های ما باید فضایی باشد که به صورت واقعی همان جمله ای که ما راجع به معارف اسلامی داریم، ما می گوییم که اگر کسی خالصانه به سمت خدا برود بعد از ۴۰ روز چشمه های معرفت از قلب او جوشش می کند. ینابیع الحکمه. می گوید این ها می جوشد می آید بالا. کجا جاری می شود؟ به زبانش. شما می توانید استاد درس خاصی در فیزیولوژی باشید ولی در عین حال که در فیزیولوژی درس می دهید تمام معارف دینی در کلمات شما در گویش شما در منطق شما حاکم باشد. این اصلا ربطی به این ندارد که این درس را معارف بگوید یا کس دیگری. من یکی از کسانی که هر موقع نگاهش می کنم مثل آقای دکتر اصلانی یا دیگران برای من الگوی جاودانه است هم در ارتباط با فرزندانم هم با همسرم  .

دکتر خاتمی است. من دکتر خاتمی را الگوی یک پزشک متعهد می دانم. یعنی شما الان در مطبشان بروید رفتار اسلامی را می بینید. من یک بیماری را به مطب ایشان فرستاده بودم یک قسمتی از دستش یک مشکلی داشت. ایشان شب با من تماس گرفتند  که این شخص کیست که شما فرستاده اید؟ این که اصلا سواد ندارد. گفتم چرا ایشان فوق تخصص اند، جراح اند. رئیس دانشگاه بقیۀ الله (عج) بوده اند، استاد تمام هستند. گفت چون به من گفت برو پشت پرده بنشین، قسمت پایین دستت را بپوشان و قسمت بالا را فقط بخشی را خالی بگذار که من باید برای تشخیص آن را ببینم. ما اصلا این بحث ها را در پزشکی نداریم، آن هم در مطب خصوصی. بعضی ها اگر فیلمی بازی می کنند، اگر رفتاری انجام می دهند در مراکز دولتی بحث منافعی که هست ولی در مطب خصوصی که شخص ۲۰ سال جراح است. این دین حتی در بحث درمان بیمارش نهادینه شده احکام دینی علاوه بر اینکه استاد دانشگاه است علاوه بر اینکه فوق تخصص است علاوه بر اینکه ۱۰ سال رئیس دانشگاه بوده رئیس هلال احمر بوده سمت های مختلف داشته، دین در رفتارش نهادینه است. می خواهد در این مطب کسی باشد یا نباشد. در این اتاق عمل کسی باشد یا نباشد. حتی در منافع فردی ایشان کاملا منضبط هستند در مالی در اتق عمل. این یک نمونه اسلامی است. ولی این یک نمونه فردی است. این باید تبدیل به یک فرآیند شود. من خواهشی که دارم اگر امکانش وجود داشت اسم این بزرگواران را بنویسید. من این ها را فرعی می دانم در تعالی این ها باید تبدیل به سیستم بشوند. تبدیل به مدل بشوند تبدیل به فراوانی زیاد بشوند یعنی اگر ما دانشجوهایمان ۸۰ درصدشان با این فراوانی باشند و این گسترش پیدا کند ما به مطلوبمان رسیده ایم. نه برای دکتر خاتمی نیاز به کلاس عقیدتی خاص گذاشت نه لازم است برای او کلاس احکام گذاشت. این ها را در طول زندگی اش رفته و الآن هم این ها مقید اند، جلسات هفتگی دارند، هیئت های هفتگی ثابت دارند.

 در طول محرم این ها هیئت های چند هزار نفری دارند و کاملا مقید اند. ما همین آیتم های فردی را بیاییم تبدیل کنیم به مدل های سیستمی و آموزشی. اگر این کار را کردیم ما به هدفمان رسیده ایم.

برای اسلامی شدن دانشگاه ها که تاکیدات امام (ره) و مقام معظم رهبری است ما چه کاری باید انجام دهیم؟ هم من دانشجو و هم شمای استاد؟

من فکر می کنم در همین مدلی که من ارائه داده ام و قابل اجرا در علوم پزشکی و جاهای دیگر است بین سه عنصر دانش و انگیزش و مهارت که البته فرق دارد که مثلا برای دانش یک کلمه معادل می گذارند یا انگیزش را مثلا بحث های عاطفی مطرح می کنند. کلمه اش را نمی خواهم بگویم ولی آن چیزی که الان متداول است حالا چون ما این ها را در رشته خودمان عاطفی مطرح می کنند و مثلا مهارتی را می گویند روانی-حرکتی. ما این ها را روزش کردیم یعنی چیزها یی که آدم عادی و همه می فهمند. مثلا اگر بگوییم مهارتی همه می فهمند ولی اگر بگوییم روانی-حرکتی، اصلا می گویند این چیست در روانشناسی. اگر بتوانیم بین این سه حوزه یعنی ما الآن در دانشی قوی هستیم، در انگیزشی و مهارتی بتوانیم مفاهیم را عملیاتی کنیم بتوانیم در قالب یک نقشه راه. نقشه راه یعنی یک مدل. مثلا شما می خواهید بروید به توچال صعود کنید. شما اگر نقشه راه نداشته باشید، ایستگاه اول، دوم، سوم و … شما کلی مشکل بین راه دارید شاید کسی سقوط کند شاید کسی نرود شاید در یک مشکلی گرفتار شود. برای رسیدن به تعالی نقشه راه می خواهد علما می گویند برای بحث های عرفانی برای بحث های معنوی معلم راهی هم باید باشد. همین بحث هایی که آقایان در حوزه و جاهای دیگر در بحث های اخلاقی دارند . همین در دانشگاه ها هم صادق است یعنی ما در دانشگاه باید مدل داشته باشیم، در آن مدل تعریهپف کنیم بین حوزه دانش، انگیزش و مهارت چطور می توانیم اتحاد برقرار کنیم. خروجی ما که یک استاد، هیئت علمی یا دانشجو است این خروجی متناسب با شان انقلاب اسلامی و فرموده مقام معظم رهبری و امام (ره) باشد. در خاطرم هست که در دوران جنگ ما دانشکده هایی نداشتیم که مثلا رزمنده های مان را ببرند در کلاس های خیلی سخت و طولانی. ولی این رزمنده نماد کامل یک مسلمان تعالی یافته بود. فرآیندی که این را تربیت می کرد یک فرآیند پیوسته یک فرآیند مهارتی و یک فرآین پایدار بود. اگر ما همین مدل هایی که در جنگ داشتیم. در حوزه هایی که توفیق داشتیم بیاییم در آموزش عالی و وزارت بهداشت عمل کنیم من فکر می کنم شدنی است. البته تربیت انسان یک شبه نیست. شما بعضی مواقع باید ۲۰ سال ۳۰ سال زمان بگزارید و انرژی صرف کنید که حالا یک انسانی به تعالی برسد یا نرسد. زمان می خواهد و نیاز به حوصله دارد.

برای رسیدن به یک دانشگاه اسلامی مثلا در کشور ما که درسی به عنوان معارف را ارائه می کنیم، به نظر شما برای رسیدن به هدفی که شما گفتید هم چتر هست هم یک نوری هست که باید مسیر را به ما نشان دهد. این ۲ واحد درس معارف کافیست یا باید کتب بیشتر و واحدهای بیشتری برای این هدف ارائه شود؟

من اعتقاد دارم که الان ۶ گرایشی که معارف دارند و حدود ۱۶ درس است و ۵۰ کتاب متون درسی دانشگاهی دارد به عنوان یک گروه خیلی فعال و با تنوع است. ما الآن بحث های فلسفه و کلام داریم اخلاق داریم انقلاب داریم. مبانی نظری داریم تاریخ داریم تفسیر هم داریم. من فکر می کنم در این مرحله باید بازنگری شود ولی این الآن اولویت نیست. الویت این است که همین روشی که الان گروه های معارف اجرا می کنند و دوستان دیگر نیز کمک می کنند. حاج آقای محمدیان به عنوان رئیس نهاد، آقای دکتر رنجبران به عنوان معاونت پژوهشی دارن به جدیت دنبال می کنند. این است که ما مباحث دانشی را در معارف هم باید بیاییم و کاربردی کنیم. وقتی ما اخلاق می گوییم اخلاق را به عنوان مفاهیم و مصادیق رشته علمی باید بیاییم و کنار هم بگزاریم باید بیاییم کاری کنیم که فرد فقط این درس را نمره ۲۰ نگیرد و اخلاق اسلامی را پاس کند. این اخلاق اسلامی بعدا در رفتارش هم تجلی داشته باشد. من فکر می کنم همین روش نیاز  محوری که الآن کار می شود یکی از اقدامات خوبی است که می تواند این را در گروه های معارف هم ما اجرا کنیم.

سخن آخرتان با دانشجویان……

من از دانشجویان خواهشی که دارم این است که این روش های جدیدی که در آموزش با عناصر ده گانه  آموزش اجرا می شود الآن به گونه ای است که غربی ها ۵۰ سال است که در دانشگاه هایشان در حال اجرا شدن است و این ها چیز هایی نیست که ما بگوییم جدید است و ما بخواهیم آزمون و خطا کنیم.

آن ها انجام دادند ما با توجه به محیط فرهنگی ، دینی و ایرانی مان می خواهیم اون ها رو بیاییم وبومی سازی بکنیم . برای تغییر سخت ایت . من در چند مجله هم مصاحبه کردم مجله ی معارف و و مجلات دیگر . اونجا هم گفتم تغییر باید گام به گام باشد تغییر دفعتا نیست ما در دروس مان در یادگیری در روانشناسی می گوییم که تغییر دغعتا اتفاق نمی افتد و تغییر رفتار هم دفعتا نیست . اصلا شما یک رفتاری در یک شخصیتی می بینید این دفعتا شکل نگرفته است و دفعتا هم از بین نمی رود . پس تغییر نیاز به حوصله دارد . دانشجوهای ما در کنار اساتید ما باید تغییرات جدید ، تکنیک های جدید ، مواجهه ی با نیاز های جدید را در غالب علمی دنبال بکنند البته هیچ انسان ایرانی مسلمانی نیست که بخواهد ارزش های ایدئولوژیکش در محیط آموزشی حاکم نباشد . همه علاقه مند هستند ولی تکنیک هایی که این ها را می آید نهادینه می کند باید با ظرافت یاشد .

دانشجو روحیه ی لطیف ، روحیه ی شکننده ، روحیه ی نقاد دارد . این ها را هم اساتید باید ببینند هم سیستم آموزشی و هم سیستم آموزشی کلان کشور و فضا هم باید ایجاد کنند . از یک معلم داخل کلاس یک استاد داخل کلاس تا سیستم آموزشی باید دانشجو را بپذیرد بهش امکان بدهد ، جسارت بدهد برای تغییر جلو بیاید البته ابزار علمی هم در اختیارش باید قرار داده شود تا بتواند روش های جدید را تجربه کند . البته همه ی این ها ذیل اون هدفی که گفتیم در غالب مدل آموزشی می تواند ارائه شود می تواند محقق شود . دانشجو هم یک قسمتی از این مدل است . یک تکالیفی دارد یک تعاملی دارد یک مقتضیاتی دارد . استاد هم همین طور . عوامل دیگر آموزش هم مثل ارزشیابی ، مثل محتوا ، مثل هدف ، مثل منابع مثلا یادگیری یا مواد و منابع یا فعالیت های یادگیری ، گروه بندی زمان ، مکان این ها هر کدام جای خودشان را در عناصر آموزش دارند ولی دانشجو می تواند در این تغییرات کمک بکند و اصلا محور دانشجو است .

 من در این تئوری که ارائه دادم معتقدم که دانشجو محور تغییر در آموزش عالی است . هر تغییری در آموزش عالی بدون کمک دانشجو امکان پذیر نیست و هر تغییری توسط اساتید بدون همکاری دانشجو در محیط یادگبری مجالی برای عرض اندام پیدا نمی کند . پس اینها مکمل هم هستند با هم تعامل دارند ولی دانشجویان را توصیه می کنم که این تغییرات را گام به گام با حوصله جلو بروند واساتید ، کارمند های آموزش ، دانشجویان ، نهاد رهبری در دانشگاه ، گروه های معارف ، رئیس دانشکده ها نباید گاردشان ، گارد عدم تغییر باشد همه ی ما باید تغییر را بپذیریم و محور تغییر خواسته های دانشجو در آن رشته ی علمی است دانشجو است که تعیین می کند این محتوایی که شما الان برای به عنوان کتاب دادید نیاز های من را جواب می دهد یا نه . اگر جواب نمی دهد با هدف آموزشی چه نیازهایی برای آن متصور است . ما بر اساس نیاز دانشجو باید محتوا تولید بکنیم باید مواد فراهم بکنیم باید گروه بندی کنیم و فعالیت های یادگیری ان شا الله شکل بگیرد .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *