شهر ۰۹

تربیت نیرو ، چه نیست ؟

سلسله گفتارهایی در باب تربیت در تشکل های دانشجویی

تربیت نیرو ، چه نیست ؟

مجتبی نادری/دانشجوی پزشکی

100_33

در شماره قبل سعی بر آن رفت تا با استناد به آیات و روایات و سخن بزرگان قدری در این موضوع تحت عنوان ” تربیت نیرو از قلم افتاده ی تشکل های دانشجویی ” به ضرورت اهتمام تشکل های دانشجویی به تربیت نیرو و کادرپروری پرداخته شود .

اگر قرار شد قدم در این مسیر نهیم خواسته یا ناخواسته آفاتی کار تربیتی ما را تهدید میکند. که در این نوشته به چند مورد از آنها اشاره میشود.

غفلت از درون !

شاید مهمترین چیزی که در تشکل های دانشجویی ارزشی باید مد نظر داشت – که همه میگویند مد نظر داریم اما کسی مد نظر ندارد- توجه به خود و درون مجموعه قبل از توجه بیرون است این نکته از چنان اهمیتی برخوردار است که گاهی برنامه ریزی فعالیت های تربیتی برای مخاطبیبن، ما را از توجه به خودمان غافل میدارد. هرگز کسی که خود را رشد نداده باشد یا در مسیر رشدش قدمی نگذاشته باشد نمیتواند در جهت تربیت و رشد دیگران موثر باشد خواه هزارگونه برنامه ریزی نماید . نباید فراموش کرد که مربی حقیقی خداست و اوست که به تمام افعال و اقوال ما خاصیت تاثیرگذاری میدهد (لا موثر فی الوجود الا الله) پس از اوست که بایستی طلب استمداد کرده و شروع نمود.

پرورش حس حقیقت جویی …

یکی از برجسته ترین حواس آدمی حس حقیقت جویی یا گرایش به علم و آگاهی است. این حس را خداوند حکیم در نهان بشر به ودیعه نهاده تا سرچشمه معرفت و دانش و بینش باشد و با عشق به آگاهی از تکاپو باز ننشیند. این حقیقت، گواهی روشن بر این است که: اولاً: علم و دانش متعلق به جهان طبیعت نیست و مانند سایر کمالات معنوی به عالم ماوراء طبیعت تعلق دارد، ثانیاً گرایش علمی جنبه معنوی دارد نه مادی و ظرف علم، روح انسان است .ثالثاً: کمال آدمی که علم و آگاهی یکی از جلوه های آن است خواسته فطری انسان است و انسان تا رسیدن به آن که چیزی جز واجب الوجود نیست آرام نمی‌گیرد. بنابراین با توجه به حس حقیقت جویی افراد باید در سیر رشد او به عامل «تربیت علمی» توجه جدّی کنیم. تربیت علمی فرایندی است در جهت معرفت و دانا شدن انسان که غایت و مقصد آفرینش اوست.
همان پیوند علم و ایمان. زمانی کسب علم ارزش واقعی پیدا می­کند که با معنویات در هم آمیزد، یعنی با برنامه­های سنجیده دانش با بینش پیوند خورده و انسان به جهان آگاهی و خدا آگاهی برسد و با هویت خویش و رموز خیر و سعادت آشنا گردد.غفلت از این مهم و دور شدن از تربیت علمی علامت سوالهای بسیاری در ذهن و ضمیر مخاطب ایجاد نموده که آنگاه پاسخ دادن به آنها به آسانی نمیباشد.

تربیت، «عادت دادن» نیست!

از نظر علمای تربیتی بخشی از فضایل را باید به صورت ملکات در انسان ایجاد کرد و از این نظر ، آدم تربیت شده کسی است که آنچه فضیلت نامیده می‌شود در او به صورت خوی و عادت پایدار درآمده باشد. انسان آن هنگام دارای اخلاق فاضله است که در عاالم خواب هم ضد آن فعل اخلاقی از او صادر نشود، تا حدی که گفته‌اند: تربیت چیزی جز فن تشکیل عادت نیست. همین تعبیر و تعریف را به شکلی دیگر و با زبانی تازه‌تر و ابزاری نو تر می‌توان در نظریه‌های جدید روانشناختی به خوبی مشاهده کرد.

عاداتی که با فکر و تأمل ملازم باشد شخص را به تازه‌جویی و ابتکار سوق می‌دهد ولی عادات انفعالی که منظور ما نیز همین مفهوم است جریان رشد و ابتکار را قطع می‌کند.

تربیت، «تغییر دادن» نیست!

تربیت باید معطوف به قابلیت‌ها و درون‌مایه‌های منحصر به فرد متربی باشد و نه خواسته‌های خود مدارانه مربی. آنچه حائز اهمیت میباشد این است که قرار نیست ما متناسب استعداد یک فرد طرح بریزیم و گمان کنیم همه را بایستی مشابه همان رشد دهیم . در شماره قبل به این موضوع اشاره شد که اگر بنا به برنامه ریزی نظام واره ی تربیتی داریم غفلت از قابلیت ها و ظرفیت های وجودی مخاطبین ما را با چالشهای جدی مواجه میکند. نباید فراموش کرد در تربیت دنبال تغییر نیستیم بلکه آنچه را دنبال میکنیم زمینه سازی برای شکوفایی استعداد ها و قابلیت های مخاطبمان میباشد. اینجاست که ضرورت مخاطب شناسی و برنامه ریزی متناسب با قابلیت های هر گروه مخاطب پر رنگ تر میشود که بهتر است در مجالهای دیگر بصورت مجزا به این موضوع پرداخته شود.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *