شهر ۲۶

حاشیه های تمام نشدنی!!

                                                                                    یادداشت کوتاه

                                                                           علی مهتدی/دانشجوی پزشکی

 

پس از انقلاب اسلامی و با پایان ماموریت دولت موقت، تا کنون ۷ رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب شدند؛  و هر کدام حواشی خاص خود را داشته اند. اما هر اتفاقی در تاریخ انقلاب، درس‌هایی برای امروز دارد. از قدم‌هایی که مهدی بازرگان در مسیر انقلاب برنداشت و مجبور به استعفا شد تا راهی که ابوالحسن بنی‌صدر در برابر ولایت فقیه رفت و ختم به بی‌کفایتی او شد.

از این دست درس‌ها برای سیاستمداران امروز بسیار است. سیاستمدارانی که گاه دچار اشتباه محاسباتی می‌شوند و گاهی هم چنان تحت تاثیر تبلیغات رسانه‌ای قرار می‌گیرند که واقعیت‌ها را نمی‌توانند آنطور که هست درک کنند.

، اما سوال اینجاست که چرا در فضای سیاسی کشور، اغلب روسای جمهور بعد از دوره ریاست خود، به نوعی در حاشیه قرار گرفته‌اند؟ آیا این حاشیه ناشی از ذات و اقتضاء مسئولیت ریاست جمهوری و حواشی آن است یا به ویژگی‌های شخصیتی افراد برمی‌گردد؟

پاسخ به این سوال، شاید کار یک روز و دو روز نیست، اما شاید بتوان ، سه فرضیه ذیل را مطرح و اندیشه عمیق‌تر در آنها را به مخاطبان و صاحبان فکر واگذار کرد.

  1. بحران “خود مردم‌پنداری”: به‌نظر می‌رسد که برخی سیاستمداران در ایران و به‌ویژه آنها که با رای مردم به پیروزی می‌رسند، درک درستی از مفهوم مردم ندارند.

آنها می‌پندارند رای مردم به آنها، انتخاب آنها در برابر همه ایده‌ها و اندیشه‌های رقیب است، حال آنکه در سرتاسر دنیا، صنعت انتخابات به‌مثابه یک مدل از اخذ آرای عمومی، دارای شرایط خاص خود است و اگر پیروز یا شکست‌خورده‌های انتخابات نتوانند مفاهیم نهفته در دل انتخابات را به‌خوبی درک کنند، ممکن است دچار برخی سوءتفاهم‌ها شوند.

این توهم که مردم با انتخاب یک فرد، به صفر تا صد برنامه های وی رای داده و به همه آرمانها و شعارهای رقیب او پشت کرده اند، سوءتفاهم خطرناکی است که معمولا باعث می شود افراد در مسیر دیکتاتوری گام برداشته و متوجه مطالبات واقعی مردم نشوند. همین خطای محاسباتی است که در بلندمدت نه فقط به همان نامزد پیروز آسیب می زند، بلکه کشور را نیز درگیر حواشی بسیاری می کند.

این نقل قول مشهور در میان مردم که چرا روسای جمهور در ایران خوش استقبال و بدبدرقه هستند و معمولا پس از هشت سال نامزدی جای آنها را می گیرد که بیشترین اختلاف را با آنها دارد، ریشه در همین موضوع دارد که روسای جمهور بعضا چنان به سمت انحصارطلبی گام برمی دارند و واقعیت های جامعه را نادیده می گیرند که نمی توانند رضایت حتی حامیان خود را جلب کنند و نمونه های تاریخی از این فاصله گرفتن از توقعات مردم را می توان در دولت های گوناگون دید.

  1. “قدرت” و خطرات آن؛ شاید فرض این مسئله که محو شدن در “قدرت” وسیع جایگاه ریاست جمهوری و کار نکردن بر روی خود در گذر زمان، این مسئولیت را به عکس آن مبدل می‌کند؛ عاملی که بی‌توجی به آن، توهم مطلق‌‌العنان بودن رئیس جمهور را برای وی پیش می‌آورد.
  2. امان از “اطرافیان”؛ این سخن معروف است که “فلانی خودش آدم خوبی است، اما اطرافیانش…!”. صرف نظر از درست بودن یا نبودن این گزاره، مروری گذرا بر احوال روسای جمهور، این فرضیه را قوت بیشتری می‌بخشد که بی دقتی در چینش اطرافیان، کار را به جایی می‌رساند که روزی اختیار از دست صاحب اختیار در برود و خودش بماند و حاشیه‌هایی که برای خود ساخته است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *