بهم ۲۴

حقیقت گمشده روی پرده ی نقره ای

یادداشت کوتاه

حقیقت گمشده روی پرده ی نقره ای

رسول شاکری/دانشجوی کارشناسی اتاق عمل

58

جنگ جهانی اول داشت سالهای پایانی خودش را پشت سر می گذاشت ، دقیقا صد سال پیش.جنگی که نه بهانه شروعش منطقی و توجیه پذیر است و نه پایانش.فروپاشی چهار امپراتوری بزرگ آن دوران (عثمانی،روسیه،آلمان و اتریش-مجارستان) وبرهم خوردن بسیاری از معادلات جنگی ونسبت های جمعیتی تنها گوشی از تحولات پایان این جنگ بود. کشته های روسیه در این جنگ ۷.۱میلیون ،آلمان ۳ میلیون،فرانسه ۴.۱ میلیون و آمریکا وبریتانیا روی هم ۸۶۵ هزار نفر اعلام شده . حالا اگر بگوییم سهم کشوری بی طرف به نام ایران از این آمار ۹ میلیون نفر(نیمی از جمعیت آنروز) است باور کردنش کمی سخت است. هولوکاست ایرانی، قحطی بزرگ یا هر چیز دیگر که اسمش را بگذاریم حاصل همان ایامی است که ارتش انگلیس از جنوب به شمال هر چه که روی نقشه پیشروی می کرد، وبا و طاعون و قحطی را هم به یادگار می گذاشت . پرداختن به جزییات آن روزها هرچند سخت و دلخراش اما روشنگر و راهگشاست. کار دشواری که ابوالقاسم طالبی به خوبی آن را در قالب یک اثر سینمایی انجام داده و پیش روی ملیون ها ایرانی روی پرده سینما کشانده است.

“یتیم خانه ایران” در روزگاری که فیلم های نیوریالیستی جشنواره پسند از فقر آرمان و قهرمان رنج می برند و رنج میدهند و حتی حاضر نیستند دوربینشان را از اتاق خواب یک آپارتمان بیرون بیاورند ساخته شده است ،پس ارزش دیدن و نقد کردن دارد. یتیم خانه در ابتدا روایت جذاب و گیرایی دارد اما در ادامه با ایرادات فیلمنامه ای مواجه می شود.چیزی که شاید باعث رنجش مخاطب شود شعار زدگی،دیالوگ های گلدرشت و بیان احساسات شخصیت ها در قالب بیانیه است.اما نقاط اوج فیلم سکانس هایی است که مخاطب به خوبی با قهرمان قصه –هرچند ماهیت واقعی ندارد-همراه می شود،با پیروزی های او شاد می شود و در تلخکامی های مردم سرزمینش بغض می کند و اشک می ریزد.

لوکیشن های زیبا و طراحی صحنه و لباسی که به خوبی بیننده را با تاریخ وجزییات آن همراه می کند از نقاط قوت فیلم است. به تصویر کشیدن اقشار مختلف مردم از نظامی های روس وانگلیس گرفته تا آخوند وا داده ی طرفدار جدایی دین از سیاست ،گستردگی بیان تاریخ در زمان محدود فیلم را می رساند.

طالبی فیلنامه اش را حاصل پژوهشهای گسترده و مطالعه کتابهایی چون “قحطی بزرگ” (محمد قلی مجد) و”خاطرات ژنرال دانسترویل” میداند اما شاید بهترین منابع تصویری وگزارشات خبری را بتوان در آرشیو بی بی سی پیدا کرد که تا امروز که صد سال می گذرد هنوز اثری از آنها نیست. bbc ای که از تقابلات روسیه و عثمانی در اوایل جنگ جهانی اول آرشیو تصویری دارد، مگر می شود از ایران قحطی زده ی ۱۹۱۸ میلادی که در اشغال دولت خودشان بوده،آرشیوی نداشته باشد؟

فیلم در مجموع همه ی آن حرفهایی که باید حد اقل یک بار در کتاب های تاریخ دوران مدرسه می خواندیم ولی اثری از آن نبود را صریح و با شجاعت میزند و کارگردان همان سیر اثر قبلیش(قلاده های طلا) را با قوت و دوز استکبار ستیزی بیشتری دنبال می کند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *