دی ۲۱

حمایت از تولید ملی؛ نسخه ای شفابخش

پوریا صیاد – دانشجوی دندان پزشکی

امسال از سوی رهبر معظم انقلاب حمایت از کالای ایرانی نامگذاری شد. نامگذاری سال ها توسط رهبر معظم انقلاب، رسمی نیکو است که به صورت هدفمند از سوی ایشان برای حل مشکلات اساسی ایران، بنا نهاده شده است. با این اوصاف نامگذاری هر سال به صورت یک سنت حسنه عموم مردم و مسئولین را متوجه نیازهای روز کشور برای دستیابی به افق های رشد و تعالی می کند.

در تببین بیشتر موضوع حمایت از تولید ملی می توان دو الگوی ژاپن در شرق آسیا و آلمان در اروپا را مورد بررسی قرار داد. اگر امروز می بینیم که کشور ژاپن در جهان اقتصاد حرفی برای گفتن دارد یا کالای ساخت آلمان، اعتبار ویژه ای برای خود دست و پا کرده، به این خاطر است که در آن کشورها، «تولید ملی در سایه حمایت از کار و سرمایه ملی» شکل گرفته است.

ژاپن در جریان جنگ جهانی دوم، به کشوری ورشکسته و آلمان به مملکتی کمر شکسته تبدیل شد و مردم در حالی نظاره گر پایان خفت بار جنگ جهانی بودند که از شهرها و اقتصادشان چیزی جز تل خاکستر باقی نمانده بود.

با این حال، اراده شرقی در ژاپن و عزم غربی در آلمان، بدین امر تعلق گرفت که «باید از نو ساخت و بر پای خود ایستاد.» آنها نه نفت داشتند که بفروشند و با پولش خرابه ها را آباد کنند و نه گاز که صادر کنند و کالای خارجی وارد نمایند و خوش باشند. ژاپنی ها و آلمانی ها دریافته بودند که خودشان هستند و خودشان. از این رو، کارگاه ها و کارخانه ها و راه ها را «خودشان» ساختند و قوت غالب شان را برنج و سیب زمینی داخلی قرار دادند و به جای وارد کردن کالاهای با کیفیت و گاه ارزان خارجی، به همان مصنوعات داخلی کم کیفیت و گران بسنده کردند.

ژاپنی ها و آلمانی ها، پول مفت نفت و گاز نداشتند بلکه هر آنچه داشتند، ذره به ذره اش را با «کد یمین و عرق جبین» به دست آورده بودند و هم از این روست که قدر سرمایه هایشان را می دانستند و آن را برای وارد کردن آدامس و مجسمه و کریستال و لباس فاخر و صندلی مجلل و لوازم آرایشی و … هدر نمی دادند.

در واقع، حمایت از کالای ملی در این دو کشور در سال های سازندگی، نه امری صرفاً دولتی که رویکردی کاملاً ملی و نهادینه شده در فرهنگ دو ملت بود.

در این میان، صنعتگران نیز به عنوان بخشی از همان دو ملت کوشا، شرایط خاص آن سال ها را که در غیاب رقبای خارجی برایشان محقق شده بود، به فرصتی برای کیسه دوختن برای خود تبدیل نکردند و با این استدلال که «در این بازار انحصاری، مشتری گزینه ای جز ما ندارد»، به بنجل سازی روی نیاوردند و کوشیدند در گذر زمان، کیفیت تولیدات خود را بالا و قیمت ها را رقابتی کنند؛ آنها به ملت خود احترام می گذاشتند و قدردان واقعی مشتریان داخلی شان به خاطر خرید کالای داخلی بودند.

این شد که چند سالی بعد از آن جنگ خانمان سوز، دو کشور، یکی از خاور و دیگری از باختر سر برافراشتند و قدرت های بزرگ اقتصادی جهان را به هماوردی طلبیدند. جالب است بدانید آلمان ورشکسته دیروز، امروز تنها کشور مهم اروپایی است که از تبعات بحران اقتصادی اروپا جان سالم به در برده است و به نسبت دیگر اروپاییان، آسیب کمتری را متحمل شده است.

حمایت از تولید ملی، نسخه ای است که هم در شرق عالم جواب داده و هم در غرب شفابخشی خود را نشان داده است.

اما هر نسخه ای، هر اندازه هم که کارآمد باشد، شفا نخواهد داد مگر آن که بدان عمل شود. عمل به شعار «تولید ملی؛ حمایت از کار و سرمایه ایرانی» نه با سمینارها و پوسترها و مصاحبه ها، که با حمایت عملی از تولید و کار و سرمایه ملی محقق می شود.

این روند سه ضلع دارد: مردم باید تا جایی که ممکن است کالای ایرانی مصرف کنند و تولید کنندگان نیز باید این خریدها را موهبتی بدانند که مردم متوجه آنان کرده اند و با ارتقای روزافزون کیفیت تولیدات شان، قدردان مشتریان ایرانی باشند که سرمایه شان را صرف خرید محصولات آنها کرده اند.

آیا تا به حال فکر کرده اید که خرید کالاهای خارجی و قاچاق تا چه حد به صنعت و اقتصاد داخلی لطمه می‌زند؟ آیا تا به حال فکر کرده اید که عدم حمایت از کالای داخلی منجر به نابودی اقتصاد کشور می شود؟

اما واقعا دلیل خرید کالای خارجی چیست؟ شاید به توان ریشه های آن را در تجمل گرایی و مدگرایی کاذب و دلخوشی به برندها یافت یا شاید دلیل گرایش مصرف کنندگان به کالای خارجی این است که تولید ملی ما نتوانسته به لحاظ قیمت و کیفیت نیازهای مصرف کننده ایرانی را برآورده کند و در این بین نقش دولت فرهنگ سازی و حمایت از تولید کنندگان داخلی است که بی شک به تنهایی نمی تواند صنعت و تولید کشور را نجات دهد.

« حمایت از کالای ایرانی» اگر چه شعاری به ظاهر اقتصادی است، اما بخش عظیم این حمایت به مردم باز می گردد و نقش افراد جامعه در این حمایت نه تنها کمرنگ تر از دولت و حلقه های اصلی اقتصاد تولید یعنی کارگران و سرمایه گذاران نیست، بلکه این نقش بسیار اساسی و با اهمیت است، چرا که کم اقبالی افراد جامعه نسبت به تولیدات داخلی ریشه ای فرهنگی دارد و این موضوع چرخش چرخ های کار و صنعت را با چالش جدی مواجه ساخته و به وابستگی، عقب ماندگی و در نهایت رکورد اقتصادی – اجتماعی منجر خواهد شد.

ایران در حال حاضر تحریم است؛ یعنی عملا نقل و انتقال ارز بین بانک ها منتفی است و کمبود ارز اگر درست مدیریت نشود مشکل ساز خواهد بود. از طرفی سیل واردات بی رویه همچنان بخش های تولیدی را تحت شعاع قرار داده! حرکتی در جهت تهییج جوانان به سوی فرهنگ کار و تلاش مضاعف آن طور که باید و شاید هنوز محقق نشده است.

بخش های تولیدی فعال اکثرا به جریان های سرمایه داری متصلند و کالاهای تولیدی رایج در زمره کالاهای استراتژیک و حیاتی محسوب نمی شوند. نوسان قیمت ها و نیز نوسان در بازار بورس و طلا را نیز باید به سایر موارد افزود.

بوروکراسی اداری و پیچیدگی های سازمانی گاهاً آنقدر دست و پاگیر می شود که بسیاری از تولید کنندگان را از پای می اندازد. فرهنگ غلط استفاده از کالاهای خارجی و کسب پرستیژ در میان خانواده های ایرانی و در راستای آن عدم مرغوبیت کالاهای ساخت داخل را نیز باید به گزینه ها افزود. این تنها شمایی مختصر از وضعیت اقتصادی حال حاضر کشور بود و قطعا در صورت عدم مدیریت صحیح خسارات جبران ناپذیری برجای خواهد نهاد.

غرب مستکبر با تحریم اقتصادی ایران، دامن زدن به توهم تورم و بحران اقتصادی در داخل کشور، جلوگیری از ورود ارز به ایران  و به دنبال آن متزلزل ساختن فعالیت های تولیدی که نتیجه ای جز بیکاری جوانان و به ابتذال و بیرون کشاندنشان از صحنه آینده سازی سرزمینشان نخواهد داشت، تلاش می کند تا ایران را تضعیف نموده و بار دیگر سلطه اش را در جهان از سر بگیرد. باید نشست و دید مسئولین امر تحت فرماندهی ولی امر مسلمین جهان، چگونه نقشه های شوم دشمنان این مرزو بوم را خنثی می کنند و بار دیگر شور و شعور و عزم و همت و علم مردمان سرزمین پارس را به رخ جهانیان می کشند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *