خاموشی چراغ هدایت: این بار به گونه ای دیگر!!

تیر ۱۳

خاموشی چراغ هدایت: این بار به گونه ای دیگر!!

نقدی بر مقاله امیر آرامجو در شماره قبل مجله آرمان گرا

خاموشی چراغ هدایت: این بار به گونه ای دیگر!!

سید میثم موسوی

Untitled-2sbrfd

نویسنده محترمی که گویا برحسب اتفاق دانشجوی پزشکی نیز می باشد در شماره پیشین مجله آرمانگرا با نگارش مقاله  (مشکل، خود ما هستیم!) به سریال فاخر «در حاشیه» پرداخته است. ایشان در ابتدای مقاله خود، به طور غیرمستقیم طوری قلم فرسایی کرده که انگار سریال مذکور هزل و هجو و فکاهه هست. سوال اینست که کجای سریال هزل و هجو و فکاهه مشاهده شد؟ ؟ دوم اینکه نویسنده محترم به ذکر این موضوع پرداخته که طنز بایستی در مورد کسانی ساخته شود که آنها دوست داشته باشند که راجع به خودشان طنز ساخته شود! جناب آقای نویسنده واقعاً معنای طنز را اینگونه برداشت کرده اید؟! به جناب نویسنده توصیه می شود که به لغت نامه دهخدا رجوع کرده و معنی طنز را در آنجا بیابد. آیا هرکسی که می خواهد طنز بسازد باید برود و اجازه تک تک افراد را بگیرد؟! آیا کسی که می خواهد طنز بسازد باید از افراد مجرم (زیر میزی بگیران) کسب اجازه کند؟! آیا این افراد اصلاً اجازه مطرح شدن این موضوع را می دهند؟! به فرض محال که اجازه مطرح شدن آن را بدهند آیا اجازه می دهند که در این زمینه طنز بسازند؟ مسئولان نظام پزشکی و وزارت بهداشت که هنوز از ارائه آمار رسمی در زمینه زیرمیزی بگیران طفره می روند آیا خواهان ساخت اینگونه طنزها می شوند؟!

سوم، در جای دیگر نویسنده محترم از زبان مردم کلمات بسیار نامناسبی را بکار می برد که در اینجا جای بحث ندارد و این نوشتار نویسنده، یادآور این ضرب المثل برای خوانندگان می شود: «چون قافیه تنگ آید،……..

چهارم اینکه از زبان مخالفان که به گفته نویسنده اکثراً پزشک بوده اند بیان کرده که چرا در صدا و سیما تنها از پزشکان و نیروی انتظامی طنز ساخته می شود؟ جناب آقای نویسنده به جزء سریال در حاشیه، کدام سریال طنز به عملکرد پزشکان (بگونه ای چالشی) پرداخته است؟ با یک جستجوی ساده مطمئن می شوید که که قشر پزشکی جزء اقشاری است که در آن به نسبت دیگر اقشار کمترین میزان ساخت طنز در مورد آنها را داراست. فرض دیگر اینست که نویسنده، به صدا و سیما علاقه ای نداشته و برنامه های آنرا مشاهده نکرده است و تنها به تماشای این سریال نشسته که در مورد قشر پزشکی بوده است.

پنجم اینکه ضرورتی ندارد که حتماً کارگردان و همکاران وی از ریز اقدامات و معالجات پزشکی آگاهی کافی داشته باشند تا در مورد آن سریال بسازند. مگر جمیز کامرون متخصص علم فضانوردی بوده است که فیلم آواتار را ساخته است؟

ششم اینکه طبق یک نظر سنجی از اقشار مردم متوجه می شوید که این کار جزء بهترین کارهای اخیر مهران مدیری بوده است و جامعه پزشکی نباید از این امر واهمه داشته باشد که می تواند به اعتبار پزشکان صدمه بزند. همانگونه که در یک نظرسنجی عمومی که در مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما انجام شد، نتایج نشان داد که ۶۰ درصد مخاطبانی که سریال در حاشیه را تماشا کرده بودند، معتقد بودند این مجموعه تاثیری در کاهش اعتماد آنان به کادر پزشکی کشور نداشته است.

هفتم اینکه کسی منکر زحمات پزشکان و اقشار پزشکی نیست و ساختن چنین مجموعه هایی می تواند به فهم مردم کمک نماید که همه پزشکان اینگونه نیستند. اتفاقاً آنچه در سریال در حاشیه به تصویر کشیده شد به بهترین نحو ممکن از پزشکان صاحب صلاحیت دفاع می نمود ولی متاسفانه این اقدام مورد غفلت اکثریت آنها قرار گرفت و با فشارهای متعدد جلوی ادامه پخش سریال را گرفتند.

هشتم اینکه نویسنده گرامی به ذکر این موضوع پرداخته که تا زمانیکه همگی، وظایف خود را به نحو احسن انجام ندهند نباید چشم به قشر پزشکی داشته باشند. با تمام احترامی که برای نویسنده محترم قائلم باید بگویم که این سخن بسیار لغو و بیهوده ای است. از سخن شما اینگونه برداشت می شود که پزشکان به تا سایر اقشار چشم دوخته اند تا وظایف خود را بدرستی انجام بدهند! یعنی تا زمانیکه دیگران وظایف خود  را بدرستی انجام ندهند نباید از پزشکان انتظار اقدامات مثبت را داشت! یعنی هرکسی که آگاهانه یا ناآگاهانه به درون چاه می افتد پزشکان نیز نیز دانسته یا نداسته باید به درون چاه بیفتند! یعنی تا زمانیکه مدیر بانک، وام میلیاردی، بدون ضامن می دهد، پزشک باید چشم به جیب بیماران (و دریافت زیرمیزی) داشته باشد؟ و دهها سوال دیگر… یادمان نرود این کشور پزشکان فاخری نظیر ابوعلی سینا را به خود دیده است.

نهم اینکه در نوشتن نقد بایستی جنبه منصفانه و اخلاقی و تقوای الهی را راعایت نمود. جناب نویسنده محترم واقعاً چرا در بیان نقد تقوا را رعایت نکردید؟ چرا اینقدر مطمئنانه می نویسید که کارگردان محترم اجازه پخش کار قبلی خود را از تلویزیون به خاطر پول نداد؟ آیا یک درصد احتمال نمی دهید که چیزی غیر از این بوده باشد؟ چرا اینگونه سخن می گویید و تهمت و افترا می زنید؟ یادتان باشد که «تهمت مثل ذغال می ماند که اگر نسوزاند سیاه می کند».

دهم اینکه مردم از کسانیکه واقعاً خدمتگذاری می کنند نهایت تشکر را دارند و این تشکر را بگونه های بسیار عالی بروز می دهند. سوال بنده اینست که چه کسی به آقای مدیری بدترین القاب را می داد؟ آیا مردم این کار را کردند؟ یا افرادی نظیر … که متاسفانه جنبه اخلاق را زیر سوال برده اند مطرح شده است؟

و درنهایت اینکه اگر نقد نویسنده محترم را بپذیریم، لذا فردا باید منتظر باشیم کودکان کنجکاو معترض شوند که به کنجکاوی شان در سریال شمعدونی توهین شده است…

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *