بهم ۱۷

خطر بیخ گوش نظام است !

گفتگو با دکتر سید جواد حسینی نژاد

خطر بیخ گوش نظام است !

به کوشش : ناصر رفیع زاده/دانشجوی اتاق عمل ۹۳

5

اشاره :

دکتر سید جواد حسینی نژآد متخصص داخلی مغز و اعصاب از اهالی مشهد مقدس و از اساتید جوان دانشگاه هستند که در کنار طبابت و پزشکی به مباحث فرهنگی و اجتماعی علاقه بسیار دارند تا آنجا که کارشناسی ارشد جامعه شناسی را نیز در دانشگاه گذرانده اند با ایشان در فرصت کوتاهی در درمانگاه به گفتگو نشستیم .

**

با سلام و احترام به عنوان سوال نخست بفرمایید ریشه این بحث رفاه و تجمل از کجاست؟

در حال حاضردو نظام عمده برای حکومت داری در دنیا و جود دارد یکی نظام سرمایه داری که تقریبا بر تمامی دنیا حکومت دارد و نماد آن ایالات متحده آمریکاست

نظام دیگر نظام ایدئولوژیک است که در حال حاضر در عمل، تنها کشوری که دارای نظام ایدئولوژیک است جمهوری اسلامی ایران است

در واقع، مبنای تمامی نزاع های بین جمهوری اسلامی و آمریکا تقابل دو نوع جهان بینی و ایدئولوژی است و تمامی دشمنی های آمریکا به خاطر این است که نمی خواهد نظام ایدئولوژیک انقلاب اسلامی به عنوان الگوی جایگزین نظام سرمایه داری در دنیا شناخته شود و طبیعتا گسترش این نظام به کشورهایی نظیر عراق لبنان سوریه یمن بحرین، نیجریه افغانستان و … برای آمریکا نگران کننده است

در نظام سرمایه داری چون مبنای آن بر اساس غرایض و تمایلات جسمی است مسائل جنسی ، رفاه فردی، انواع تجملات و هر چیزی که باعث لذت فرد شود به عنوان ارزش تلقی می شود و همانگونه که دیدید فردی در آمریکا رای آورد و رئیس جمهور شد که از بزرگترین سرمایه داران آمریکاست و در اوج تجمل و رفاه فردی زندگی میکند بنابراین در این نظام هرچه فرد به نفسانیت خود بیشتر بها دهد ارزش بیشتری پیدا میکند

یکی از نقاط آسیب پذیری در نظام های ایدئولوژیک مثل نظام جمهوری اسلامی ایران مساله ی نفوذ منافقین است.

نفوذ افرادی که در ظاهر با انقلاب هستند ولی در باطن اعتقادی به آرمان های انقلاب ندارند

یکی از راهکارهای نظام جمهوری اسلامی برای جلوگیری از نفوذ منافقین، ساده زیستی است. طبیعتا کسی که معتقد به آرمان ها و ارزش های انقلاب است ساده ترین حالت زندگی را دارد و در زندگی شخصی خویش نیز پای بند به مبانی و ارزش های انقلاب است و بعید است که فردی مخالف انقلاب باشد و زندگی ساده ای داشته باشد. البته ساده زیستی تنها ملاک انقلابی بودن نیست. ساده زیستی شرط لازم هست ولی کافی نیست. خیلی از دراویش و مرتاض ها هم در ظاهر، زندگی ساده ای دارند. اما این به معنی انقلابی گری نیست. ساده زیستی و زندگی در حد مردم عادی متفاوت از ریاضت های احمقانه مرتاض گونه است.

خطر زندگی اشرافی در نظام جمهوری اسلامی چیست؟

نظریه پردازان غربی معتقدند که اگر دولتی شروع به اجرای مدل نظام سرمایه دار ی در کشور خود کند به جایی خواهد رسید که این مدل دیگر برگشت پذیر و قابل تبدیل به نظام ماقبل سرمایه داری نخواهد بود. مثلا بعضی از مسئولینی که که در حال حاضر نظام بانکداری ما را طبق نظام سرمایه داری اداره میکنند و اعتراض خیلی از مراجع را به دنبال داشته باید بدانند که از یک جایی به بعد این نظام بانکداری قابل اصلاح و برگشت نخواهد بود

کسانی که امروز جامعه را به سبک مدل های نظام سرمایه داری پیش میبرند باید تبعات آن را بپذیرند و بدانند که در تلاش برای خارج کردن جامعه از مسیر انقلاب اسلامی خارج هستند و اگر ما در کانالی قرار بگیریم که این کانال و مسیر مارا به سمت نظام سرمایه داری سوق دهد، دیگر به سختی می توان جامعه را به مسیر انقلاب برگرداند مثلا به مردمی که به رفاهیات مادی و مصرف زدگی و تجملات عادت کرده اند، بگوییم بیایید مانند ۵۰ سال پیش از رفاهیات خود دست کشیده و ایثار گری کنید واضح است که هیچ گاه این کار را انجام نمیدهد چون به تجملات و رفاهیات عادت کرده اند وقتی ذائقه مردم به سمتی رود که اوج آرمان و آرزوهای آنها تجمل و رفاه مادی باشد الگوها و ارزش های نظام اسلامی برای آنها قابل پذیرش نیست کسی که به سبک زندگی سرمایه داری عادت کند نمیتواند خود را با ملاک های اقتصاد مقاومتی که یکی از انها قناعت است وفق دهد و این برای نظام اسلامی خطرناک است

آیا استفاده از تکنولوژی روز به معنای اشرافی گری است؟

در اصل اسلام با مصادیق تکنولوژی که نیازهای واقعی بشر را تامین میکند مخالف نیست و اصلا تکنولوژی هایی که باعث رشد بشر بشوند جزئی از اسلام است اگر شما امروز برای درمان یک بیماری که عمده مردم به آن مبتلا هستند به یک واکسن جدید دست یافتید نه تنها مخالف اسلام نیست بلکه عین اسلام است چون شما سلامت جسمی که یک نیاز واقعی و زیربنای سلامت معنوی است را فراهم کرده اید مشکل اسلام با تکنولوژی هایی است که در نظام سرمایه داری شکل گرفته و مطابق با نیازهای واقعی برای رشد بشر نیست و بر اساس لذات نفسانی و ظاهری است به عنوان مثال ماشینی ساخته می شود که با سرعت ۵۰۰ کیلومتر بر ساعت حرکت میکند و صرفا جنبه تفریحی و خوشگذرانی دارد. اما اگر همین خودرو صرفا به دلیل نیازهای پلیس ساخته شود و در فقط در اختیار پلیس باشد کاملا ضروری و منطقی است.

تکنولوژی هنگامی خطرناک است که به منظور تامین رفاهیات یک قشر خاص و محدود در جامعه به کارگیری شود و مشکلات عمده بشر که رشد آنها را در پی دارد فراموش شود مثلا در قضیه خرید هواپیماها مشکل چند درصد مردم در حمل و نقل برطرف میشود؟و یا مسائل دیگر

ملاک تشخیص زندگی ساده از اشرافی چیست؟

در رابطه با این سوال باید مردم را به دو دسته تقسیم کرد

۱.شهروند معمولی ۲.کارگزار حکومتی

شهروند عادی حق دارد که در حد عرف جامعه یک زندگی متوسطی و خوب و بدون دغدغه داشته باشد و حکومت نیز باید تلاش کند که تمامی امکانات را برای داشتن یک زندگی متوسط برای شهروند عادی فراهم کند و آن ملاک ها را برای آحاد مردم ارتقا دهد البته عرف جامعه برای اشخاص مختلف تفاوت دارد مثلا عرف جامعه برای یک استاد دانشگاه و یک کارمند ساده ممکن است کمی متفاوت باشد اما این تفاوت، زیاد و چشمگیر نباید باشد. اگر عرف زندگی معمول را برای همه اعضای جامعه بدون درنظر گرفتن توانمندی ها و کارکردشان، کاملا یکسان در نظر بگیریم ، به دام تفکرات کمونیستی افتاده ایم که در مبانی، تفاوتی با نظام کاپیتالیستی ندارد و هر دو از الحاد و اومانیسم نشأت گرفته اند.

اما در مورد کارگزار حکومتی در نظام حکومتی اسلامی هرچه فرد به راس حکومت نزدیک تر می شود باید زندگی ساده تری داشته باشد و از خیلی از رفاهیات معمول جامعه دست بکشد. چنین سبک زندگی را به وضوح در زندگی شخصی حضرت امام خمینی (ره) و در حال حاضر در مقام عظمای ولایت میبینیم.

‌‌در همین زمینه الگوی ساده زیستی را به میتوان به گونه ای دیگر مطرح کرد و این الگو الگوی دوایر متحد المرکز است شما تصورکنید که حضرت مهدی (عج) ظهور کرده اند و در صحرای بزرگی حضور یافته اند و تمامی محبین آن حضرت نیز در آن صحرا جمع شده اند حضرت بر روی یک بلندی قرار میگیرند و افراد را به تناسب شباهتی که دراعمال و رفتار با حضرت دارند صدا میزنند حلقه اولی که به دور امام جمع میشوند افرادی هستند که بیشترین شباهت را به حضرت دارند هرچقدر شباهت افراد به حضرت کم تر میشود در حلقه های دورتری قرار میگیرند

قاعدتا مسئولین ما که مدعی برقراری نظام اسلامی در عصر غیبت هستند باید در حلقه های نزدیک به حضرت قرار گیرند که ساده زیستی یکی از تشابهاتی است که باید با حضرت داشته باشند

به چه علت افرادی که در راس حکومت اسلامی قرار دارند باید خیلی از رفاهیات عادی را بر خود حرام کرده ودر ساده ترین سطح زندگی کنند؟

اگر مردم رهبرشان را از جنس خودشان و حتی از لحاظ زندگی شخصی از خود پایین تر ببینند خواهند فهمید که این رهبر از حکومت چیزی برای خود نمی خواهد و با تمام وجود از او اطاعت میکنند و به همین خاطر بود که در انقلاب مردم همیشه حامی امام بودند و یقین داشتند که رهبر و امامشان ذره ای از حب دنیا در دلش نیست وقتی مردم ما میبینند که رهبر معظم انقلاب تمام وجودش را وقف انقلاب کرده در هر شهری که ایشان میروند مردم با همه ی وجود به استقبالشان میروند و از تمام وجود ایشان را دوست داشتند. این محبتی که خداوند از امامان معصوم و ولی فقیه (در عصر غیبت) در مردم ایجاد کرده است، بخش مهمی از آن به همین دلیل صادق بودن آن ها با مستضعفین جامعه و دفاع همه جانبه آن ها از مظلوم است.

به نظر شما یک جوان در ابتدای مسیر زندگی برای تنظیم سبک زندگی مومنانه چه باید بکند؟

۱.مبانی فکری نظام اسلامی را بدانید

۲.حتما با قرآن مانوس باشید

۳.در زندگی خود از زندگی بزرگان و شهدا مخصوصا شهدای دفاع مقدس الگو بگیرید

۴.روحیه مطالبه گری و آرمان خواهی را در خود تقویت کنید    

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *