شهر ۰۹

خیام حقیقی یا حقیقت خیام؟

خیام حقیقی یا حقیقت خیام؟

موسی ایمانی سوادکوهی

100_26

یکی از شگفتیهای اقلیم ادب این است که تا کنون هزاران کتاب در شرح احوال و آثار خیام نوشته شده و هزاران نسخه از رباعیات او در جهان صلای عشق و مستی و مایه عیش و می پرستی بوده و چه بسیار نقاشان و نغمه پردازان که اندیشه های لطیف او را به صوت و صورت آورده اند و هر یک به نوعی با شمع رخسار او عشق باخته اند ولی همچنان چهره او جز بر خاصان اهل دل نا مکشوف و نشان میخانه او چون راه گنج از دیده صورت پرستان مستور مانده است(۱)

حکیم خیام یعنی عالم دانشمند نامدار حکیم ابوحفص یا ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیامی نیشابوری معروف به حکیم خیام متولد سنوات مابین ۴۳۰-۴۴۰ متوی ۵۰۸-۵۳۰ ، یکی از فلاسفه و ریاضی دانان بزرگ ایران که مابین علما و دانشمندان قدیم ایرانی اسلامی از جنبه ی ریاضیدانی تالی ابوالعباس نیریزی و ابوالوفا بوزجانی و از جهت حکمت و فلسفه در ردیف ابوالعباس لوکری و بهمنیار آذربایجانی و مابین فلاسفه و ریاضی دانان جدید اروپا هم می توان او را در شما دکارت و پاسکال محسوب داشت .

جایی تاسف است که شخصیت این دانشمند بزرگ در اثر رباعیهای ضد و نقیض که بوی نسبت داده اند معمایی افسانه آمیز شده و چنانکه حق اوست تا کنون او را نشناخته و درباره او از چند جهت افراط و تفریط کرده اند.

حکیم خیام از جهت هنر شعر و شاعری شاید خیلی بیشتر از آنچه بوده بحق خود رسیده است، وی اصلا شاعر پیشه نبود، و شاید خود او هم زیر بار نمی رفت که فقط درشعر و شاعری معروف شود ولیکن مسیر تاریخ او را به هنر شاعری خاصه در فن رباعی گویی چندان شهرت و مرغوبیت داد که تا کنون هیچ شاعری و نویسنده ای به آن مقام و منزلت نرسیده است. در مقابل هم از این جهت مظلوم واقع شده که اولا مقامات علمی او بلکی تحت الشعاع جنبه هنری او قرار گرفت و حق شخصیت علمی او به شایستگی گزارده نشد.

ثانیا از جهت اخلاق و عقاید مذهبی او را شخصی غیر از آنچه در واقع بوده است معرفی کرده اند و منشا این امر نیز همان رباعیهای عجیب و غریب است که که بد و بسته اند حکیم خیام بطوری که از صریح گفته های خود او و نوشته های معاصرانش درباره او معلوم می شود مردی حکیم وارسته متزهد بود (۲)

از خیام حکیم تعدادی رساله و کتاب پیرامون حکمت و علوم طبیعی و ریاضی و جبر به زبان های فارسی و تازی باقی مانده که هر یگ سند گویایی از دانش و معرفت گسترده اوست .برخی از این کتب و رسالات عبارتند از : (۳)

۱ – رساله فی براهین الجبر و مقابله عربی

۲ – رساله کون و تلکیف به عربی

۳ – رساله در شرح مشکلات مصادرات کتاب اقلیدس

۴ – رساله میزان الحکمه

۵ – رساله در صورت تضاد در جواب سه مساله حکمت

۶ – رساله ضیا العقل

۷ – رساله روضه القلوب

۸- ترجمه خطبه ابن سینا

۹ – رساله در صحت طرق هندی برای استخراج جذر و کعب

۱۰ – مشکلات حساب

۱۱ – رساله در طبیعات

۱۲ – رساله در بیان زیج ملکشاهی

۱۳ – رساله نظام الملک راجع به حکومت

۱۴ – رساله لوازم الامکنه

۱۵ – کتاب نوروز نامه

قدیمی ترین منبعی که از عمر خیام در آن ذکری رفته نامه ای است که به ابوالمجد مجدودبن آدم معروف به سنایی غزنوی از هرات برای اون نوشت و در مورد رفع سوتفاهمی از خیام درخواست پادرمیانی کرد. این نامه در زمره زیباترین نمونه های ادب فارسی است .

شاید مهمترین مشخصه این نقل و قول این است که به قلم سنایی نابغه ی ادبی و مردی با شهرت فراروان نوشته است. سنایی در نامه خود خیام را با توجه به چند موضوع ستایش می کند و این مقدار زیادی درباره شخصیت خیام و نیز جایگاه وی در جامعه را بیان می کند. سنایی می گوید که خیام نگاهبان” جوهر نبوت “است، توصیفی که حتما با شهرت خیام همخوانی داشته است.

شاید مسبوط ترین نظرات درباره خیام را از آن ابولحسن علی بن زید بیهقی در “تتمه صوان الحکمه” است. و ما باز شاهدی از منبعی دیگر حاکی از این واقعیت رادر دست داریم که خیام هم در مقام یک دانشمند و هم به عنوان مرجعی دینی از حرمت فراوانی برخودار بوده است .گرفتن عنوان “حجه الحق” نشان روشنی است از اینکه خیام به عنوان مردی است که با مرتبت دینی شناخته شده بود (۴)

قدیم ترین و نخستین ترجمه ای که تاکنون از رباعیات خیام شده مربوط به توماس هاید در دهه ۱۷۰۰ میلادی است که یک رباعی را به لاتین برگرداند. به رغم این آشنایی در دهه ۱۷۰۰ م معرفی خیام در اروپا اساسا پدیده ای سده نوزدهمی است. پدیده ای که همچون آتش سرکش گسترش یافت. تحقیقات خیام شناسی در انگلستان و آمریکا به نحوی سازمان یافته تر و در فرانسه و آلمان کمتر سازمان یافته وبیشتر علمی اجرا شد.(۴)

“پرفسور چارلز اف هورن “در مقدمه ای بر رباعیات خیام که در جلد هشتم از سری کتب مقدسه و ادبیات کلاسیک مشرق طبع گردیده می نویسد :

مایه تاسف است که خیام در نظر بسیاری از خوانندگان مغرب زمین به عنوان یک شاعر ملحد و شهوت طلب و یک مست لایعقل که تنها شوق او شرب خمر و برخوداری از لذات دنیوی است شناخته شده است و این همان اشتباه رایجی است که به طور کلی در باب تصوف عرفان رخ داده است ( ۵ )

اما با همه این وجود سوالی که اغلب طرح می شود این است که هدف از این همه مدح و ثنایی شراب و عشق در رباعیات چیست ؟

پاسخ این است که این الفاظ و نظایر آن استعارات و کنایاتی است که در زبان صوفیان معانی خاص دارد و از جمله شراب و مستی کنایه از لذت روحانی و عالم بی خودی است و عشق پیوند دوستی و اخلاص و ارادت و بندگی انسان در پیشگاه معشوق ازل است.

خیام دانش و معرفت خود را در بجای آشکار کردن در پرده های گوناگون مستور داشته و تصور از خیام به عنوا ن مردی خوش گذراندن تصوری باطل و بیهوده است. زیرا این همه خرد و حکمت در رباعیات با آن درجه از کم عمقی و ظاهر پرستی تناقض آشکار است. خیام مانند سایر شاعران عارف تشبیهات و استعارات رایج زمان را بکار گرفته است و صورت لذات عادی دنیوی را برای بیان لذات متعالی حیات معنوی استخدام کرده تا عامه مردم را به سبب این مشا بهت لفظی از استغرافی در لذت حیوانی و شیطانی به عالم لطیف لذات حقیقی و آسمانی منتقل کند ( ۱ )

مراد از شراب در کلام عرفانی می عشق و محبت است که هیچ صاحب جراتی طاقت آشامیدن دوجرعه ی او را ندارد کما فی القرآن : “وسقاهم ربهم شرابا طهورا” و چون این شراب طهور حقیت و ظلش در دنیا نار محبت و عشق و موردش قلب است ، حق تعالی می فرماید :

“نارالله الموقده التی تطلع علی الافئده”

باری یک جرعه او کافی است که تو را از خودی خود خلاص نماید و از عالم رنگ تو را به مقام بی رنگی رساند و احتیاج تو را مبدل به غنای مطلق گرداند ، همچنانکه وجود مقیدت را مطلق می کند .(۶)

                               ساقیا بده جامی ز آن شراب روحانی                         تا وی بیاسایم زین حجاب جسمانی

این حقیقت شاعران عارف و ساقیان میخانه عشق است که سعی در اختفای سر می فروش و پیغام سروش از نا اهلان کرده و قصه های عشق مجنون را در پرده نهان داشته اند(۱)

       من این حروف نوشتم چنانکه غیرندانست                                توهم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

منابع در دفتر مجله موجود است

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *