بهم ۲۱

دلیل این فقر چیست؟

یادداشت کوتاه

 

اسماء امیدی

 

 

اگر از شما بخواهند یک کشور فقیر را از نظر لغوی توصیف کنید چگونه انرا برای خود و دیگران به وصف می اورید؟

شاید در اولین کلام کشوری را مصور شوید ک از نظر مالی در مضیفه است و توانایی مادی ان کشور پایین است

ولی از نگاه دیگری بخواهیم فقر را در جامعه ای توصیف کنیم میتوان گفت:فقر همیشه معنای بی پولی را به خود نمیگیرد

گاه معانی عمیق و ریشه داری چون عاری بودن از فرهنگ و اطلاعات نیز معنی فقر را در یک جامعه به خود اختصاص میدهد

فقر از ندانستن فقر از نخواندن و فقر ناشی از کمبود علم و اطلاعات ….

ایا کشور ایران نیز چنین است؟

بیایید با خودمان صادق باشیم و جواب این پرسش را به دور از تعصبات وبرای حل مشکلات بدهیم

چند در صد از مردم جامعه بدنبال مطالعه و اندوختن علم و اندیشه اند؟

چند درصد از مردم جامعه بفکر در امدن از حالت مصرف کنندگی ان و بفکر تولید می باشند؟

در روز چند ساعت از وقت خود را صرف ورق زدن کاب علمی و تاریخی میکنیم؟

ملتی که مدعی داشتن فرهنگی غنی و تمدنی اصیل است چقدر با ورق زدن تاریخ با این فرهنگ اشناییت دارد؟

چند ساعت از وقتی که هر انسانی در فضای مجازی به سر میبرد را وقت موضوعات علمی میکند؟

امروز که ما در دوره ای از تاریخ قرار داریم که  رسیدن به علم و اطلاعات بسیار سهل شده چه کسی از این فرصت به شکلی مفید وبرای برداشتن گامی صحیح در جهت رسیدن به هدفها و پیشرفت کشورش استفاده میکند

جهان جهان ارتباطات هست و دنیا ،دنیای ارتباطات

زندگی به سمتی پیش میرود که هم اکنون در هر نقطه ای از این جهان خاکی نشسته باشیم در کمتر از یک دقیقه میتوانیم با دورترین منطقه جغرافیایی از خودمان با استفاده از تکنولوژیهای روز دنیا ارتباط برقرار کنیم ..

ولی کدامیک از ما از این این تکنولوژیها به شکل مفید استفاده میکنیم؟

شاید ده در صد….

بله این یک حقیقت تلخ است که افراد جامعه ما افرادی به دور از مطالعه های علمی و کتاب هستند و مصرف گرا تربیت شده اند

بنظر شما دلیل این فقر چیست؟چرا فاصله ما با کتاب و کتابخوانی و مطالعه انقدر زیاد شده است؟

بنظر من کتاب نمیخوانیم زیرا ملتی شنیداری و مقلد هستیم،زیرا برایمان راه پیروی و تقلید راحتتر است

زیرا از اهدافمان دور شده ایم و ارمانهایمان عوض شده

زیرا پیشرفت را فراموش کرده ایم یا اینکه قله و هدفمان را اشتباه نشانه گرفته ایم

انسان همیشه بدنبال رسیدن به ارزشهاست و همواره در تکاپوی ان است که وسیله و راه رسیدن به ارزشها را پیدا کند و ان هدفی که بدنبالش هست را تصاحب کند

اگر اکنون ملت ما ملتی بدور از مطالعه شده است قطعا دلیل این مهم ان است ک در خود نیازی برای مطالعه نمیبیند و هدفش از زندگی و پیشرفت به دور از چیزیست که در کتب است و با مطالعه بتواند انرا پیدا کند

متاسفانه عده بیشماری از ما انسانها ظاهر زندگی را پسندیده ایم و به ان بسنده کرده ایم و به روتین زندگی خو گرفته ایم و اعماق ان برایمان چیز بیهوده ایست

سطحی نگری و استفاده از انچه که در پیرامونمان قرار دارد را بسنده نموده ایم بدنبال زیر لایه های طبیعت و زندگیمان نمیرویم که چه چیزی از کجا امده و چگونه امده

ما ملتی مصرف کننده شده ایم و چشممان را نیازمند از جستن و کشف کردن نموده ایم و دستمان را نیازمند به خواستن از دیگر ملتها

چرا جوانان جامعه ما تمایلی به تولید و کشف و مطالعه ندارند؟

اگر صادق باشیم این حقیقت وجود دارد که بلاخره در جامعه اندک کسانی هستند که میخواهند بخوانند و خودشان بسازند و تولید کنند ولی همان افراد نیز  همه راههای جلوی رویشان به هزاران دلیل بسته است مثلا نداشتن امکانات

وقتی جوانی با بهترین رتبه کشوری وارد دانشگاه صنعتی شریف میشود و با بهترین نمره از انجا فارغ التحصیل میشود و در نهایت به شغل شریف مسافر کشی و تاکسیرانی روی می اورد با خود فکر میکند چرا وقت خود را به مطالعه صرف کنم وقتی دولت من به من جوان فرصت و زمینه پیشرفت نمیدهند من با چه امید و انگیزه ای و اصلا با چه امکاناتی بخواهم پیشرفت کنم؟؟؟؟

وقتی دولت این نیاز را در خود نمبیند که جوان کار امد تربیت کند و راه پیشرفت را برای من بسته است من با چه امیدی و با چه انگیزه ای به دنبال ارمانها و هدف بروم

و این چنین میشود که جوانان از مسیر علم اندوزی و مطالعه دور میشوند و تصمیم میگیرند فقط زندگی کنند تا زندگی ببخشند و پیشرفتی برای زندگی خود و دیگران داشته باشند

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *