فرو ۱۴

دولت روحانی؛ دولتی که چه زود دیر شد!

با آنکه از استقرار دولت دوم روحانی حتی ۶ ماه نیز نمی‌گذرد و طبیعتا تا سه و نیم سال دیگر سکان اجرایی کشور را در اختیار دارد، اما به لحاظ روانشناختی نوعی «بیات شدگی» درباره روحانی و دولت روحانی احساس می‌شود. انگار این دولت خیلی بیش از شش ماه است که بر سرکار است. البته دوره دوم بودن این دولت در ایجاد چنین احساسی موثر است ولی دلایلی وجود دارد که نمی‌توان این بیات شدگی را به این مسئله تقلیل داد و محدود کرد.

🔴 در یک جمع‌بندی، دولت روحانی در موقعیت کنونی در وضعیت «رکود قدرت» است. یعنی با اینکه در موقعیت قدرت اول اجرایی کشور با همه ظرفیت‌ها و توانمندی‌های سیاسی و قانونی و مالی و اجرایی آن است اما فاقد کارویژه رضایت‌بخش و مورد انتظار به لحاظ اجتماعی است.

🔴 این رکود قدرت ناشی از موارد زیر است:

🔵 فقر ایده

🔴 دستگاه اجرایی با این طول و عرض، ناگزیر به داشتن یک ایده مرکزی است تا همه تاب و توان دولت در راستای تحقق آن بسیج شود. دولت روحانی ایده مرکزی خود در چهار سال اول را برای حل مسائل خصوصا اقتصادی، تغییر در روابط خارجی و همگرایی با غرب (اروپا و آمریکا) قرار داد و برجام نقطه اوج این ایده بود.

🔴 از یک طرف، اینک دو سال پس از برجام دست کم به لحاظ اقتصادی دولت در وضعیت قرمز اجتماعی است و برجام در حد «وعده‌های دولت» و نیز «انتظارات مردم»، آورده نداشته است. از طرف دیگر با ظهور ترامپ در آمریکا، مسیر تعقیب این ایده مرکزی دولت به طور کلی مسدود است و اساسا راه را برای پیش بردن آن ایده دچار بن‌بست کرده است. به طوری که هدف دولت در پساترامپ از بهره‌برداری از برجام به حفظ خود برجام و ممانعت از خروج آن تقلیل پیدا کرده است. در نهایت نیز دولت دوم روحانی ایده جایگزینی نیز به صحنه نیاورده است و به تبع آن، در شرایط فقدان یک ایده مرکزی، دستگاه اجرایی گرفتار روزمرگی خواهد شد که اکنون چنین است.

🔵 فقر اجرا

🔴 دولت روحانی به دلایلی از جمله ماهیت بوروکراتیک، کهنسالی کابینه، اشباع انگیزشی در کابینه طویل السوابق و روحیه بی‌عملی شخص رئیس‌جمهور (که اینک از زبان حامیان او نیز گفته می‌شود)، دچار فقر در اجراست.

🔵 فقر دغدغه

🔴 دولت روحانی اشرافی‌ترین دولت بعد از انقلاب است (وزرای با سرمایه ۸۰۰ تا هزار میلیاردی). درحالیکه فشار اصلی مشکلات اقتصادی بر روی گرده طبقه ضعیف اقتصادی است. این شکاف دغدغه بین دولت و بخش‌های بزرگ جامعه، موتور انگیزیشی و فرمان تدبیر دولت را برای چاره جویی مشکلات این طبقات، از کار انداخته است. پیشنهاد بنزین ۱۵۰۰ تومانی در این شرایط اقتصادی، ناشی از همین فقر و شکاف دغدغه است.

🔵 فقر سرمایه کلامی

🔴 دولت روحانی در شرایط رکود قدرت و انتظارات انباشته عملگرایانه جامعه، تا حد زیادی سرمایه کلامی خود را و به تبع آن، امکان گفتگوی مؤثر خود با مردم را از دست داده است. صحبت‌های رئیس‌جمهور در دوره اعتراضات اخیر از جمله ناموثرترین صحبت‌ها بود و رادیکالیزه شدن ادبیات روحانی در چند روز اخیر تا مرز نقد معصوم و امام زمان و واکنش تند و عصبانی وزارت خارجه به نقدهای برجامی یک تحلیلگر در گفتگوی دو طرفه، نشانه‌هایی از همین فقر سرمایه کلامی و تلاش برای جبران آن است که همچنان که واکنش‌ها نشان داد از این سیاست طرفی نخواهد بست.

 

🔴 بنابراین می‌توان انتظار داشت با افول بیشتر دولت روحانی، برخی همراهان این دولت که چشم به انتخابات ۱۴۰۰ دارند، به تدریج نوعی مواجهه انتقادی را با آن به پیش ببرند یا لااقل از حمایت‌های قاطع خود بکاهند که احتمالا فاصله‌گذاری شفاف‌تر به بعد از انتخابات پارلمان در ۹۸ موکول خواهد شد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *