شهر ۰۹

رازی با تو بگویم تو فاش مکن!

رازی با تو بگویم تو فاش مکن!

دکتر سید موید علویان

100_19

سالها می گذرد و من در این وادی به شهرت و درجات علمی بالا رسیدم. الان مجله ای را اداره می کنم بنام Hepatitis Monthly که رتبه اول منطقه است. شبکه ای بنام شبکه هپاتیت ایران را اداره میکنم که سرآمد منطقه است. کنگره های علمی با سطح بالا اجرا می کنم که همه تعجب می کنند. در بانک های اطلاعات پزشکی مثل Scopus از نظر تعداد مقالات علمی در دنیا نفر اول هستم! در یکی از سفرها که به منطقه داشتم پزشکی گفت دکتر علویان نه فقط پدر هپاتیت ایران است که بلکه پدر هپاتیت منطقه است!! سالی حدود ۴۰ مقاله و چاپ حداقل ۶۰ کتاب آنهم به زبانهای فارسی روسی عربی کردی انگلیسی و اسپانیایی در سالهای اخیر نشاندهنده رشد غیر قابل تصور است. راستی این همه رشد ناشی از چه چیزی است. امکانات.،هوش بالا، تلاش و پشتکار؟

آیا فیلم ایستاده در غبار را دیده ای؟ صحنه شهادت وزوایی و انداختن چفیه به روی او را دیده ای؟ فیلم کمی تعدیل لازم دارد! موتوری ها بودند و چفیه بود ولی چفیه ای که انداخته شد رنگ قرمز و غنیمتی بود که یک نفر با خود داشت برای بستن زخم و نمی دانست که آن را باید به روی عزیزترین انسانها بیندازد تا رزمنده‌ها نفهمند که وزووایی شهید شد و روحیه خراب نشود چرا که او اسطوره بازی دراز بود و تسلیم بیشمار عراقی که مرد اسب سواری را دیده بودند و از ترس تسلیم شده بودند و هی می گفتند که آقای شما کجاست! و وزووایی زخمی سوار بر قاطر بود! و او بود که در عملیات فتح المبین هنگام گم کردن راه توسط گردان شهادت تیپ محمد رسول الله صلی الله علیه و آله دعای پیغمبر را در روز جنگ احد خواند که خدایا امید همه به ماست و اگر ما نتوانیم همه فدا خواهند شد و شکست غیر قابل جبرانی خواهیم خورد و وقتی بلند میشود به سمتی حرکت می کند که مستقیم به توپخانه عراق منتهی میشود و براحتی راه برای رزمندگان امن میشود… آری اون چفیه قرمز رنگ را من انداختم به روی وزوایی! و این رازی است که گفتم. تو بدان که راز موفقیت من این بود و بس!

۲۸ خرداد ۱۳۹۵

تهران

سید مؤید علویان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *