راهی جز وحدت نیست!

تیر ۰۹

راهی جز وحدت نیست!

سیری کوتاه در دردهای جهان اسلام

راهی جز وحدت نیست!

دکتر امین سهرابی

با وجود منابع‌ سرشار طبیعی‌ و وجود کانون‌های‌ انرژی‌، کشورهای‌ اسلامی‌ در ردیف‌ کشورهای‌ توسعه‌ نیافته‌ قرار دارد. در برخی‌ از کشورهای‌ اسلامی‌ فقر، بی‌سوادی‌، فساد و هزاران‌ مشکلات‌ دیگر بیداد می‌کند. کشورهای‌ اسلامی‌ با توجه‌ به‌ پشتوانه‌ واحد عقیدتی‌ و هویت‌ دینی‌ و اسلامی‌ از تعامل‌، وحدت‌ رویه‌ و روابط‌ حسنه‌ و مسالمت‌ آمیز با همدیگر برخوردار نیست‌. در شرایط‌ کنونی‌ جهانی‌ شدن‌، در عمل‌، حیات‌ تاریخی‌ و تمدنی‌ جوامع‌ مختلف‌ دچار دگرگونی‌های‌ بنیادین‌ ساخته‌ است‌، جهان‌ اسلام‌ نیز در معرض‌ آسیب‌های‌ ناشی‌ از حرکت‌ها و تحوّلات‌ جهانی‌ قرار دارد. این‌ مسئله‌ واکنش‌ منطقی‌ و خردمندانه‌ جوامع‌ اسلامی‌ را می‌طلبد تا جهان‌ اسلام‌ را از آثار جانبی‌ و جنبه‌ تهدیدزایی‌ جریان‌های‌ جهانی‌ شدن‌ حفظ نماید.

این‌ نوشتار به‌ بررسی‌ ریشه‌های‌ بحران‌ و وضعیت‌ کلّی‌ جهان‌ اسلام‌، به‌ ویژه‌ در دوره‌های‌ اخیر، و ارزیابی‌ کلی‌ از ابعاد مختلف‌ زندگی‌ جوامع‌ مسلمان‌ پرداخته‌ است‌. 
ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های‌ اقتصادی‌ کشورهای‌ اسلامی‌ 
کشورهای‌ اسلامی‌ از نظر منابع‌ طبیعی‌ و سایر منابع‌ اقتصادی‌ جایگاه‌ مطلوبی‌ دارند. ثروت‌های‌ طبیعی‌ گسترده‌، سرزمین‌های‌ وسیع‌، منابع‌ سرشار انرژی‌، ذخایر معدنی‌ فراون‌، شرایط‌ آب‌ و هوای‌ خوب‌ و موقعیت‌ مطلوب‌ تاریخی‌ و جغرافیایی‌، همه‌ و همه‌ می‌تواند جایگاه‌ کشورهای‌ اسلامی‌ را به‌ لحاظ سطح‌ معیشتی‌ و اقتصادی‌ و فرهنگی‌ در جهان‌ ممتاز سازد؛ اما متاسفانه‌ به‌ دلایل‌ زیاد، از جمله‌: وابستگی‌ کشورهای‌ اسلامی‌ به‌ خارج‌، فرایند استعمار زدگی‌ کشورهای‌ اسلامی‌، فسادهای‌ موجود در ساختار حکومتی‌ و مدیریتی‌، هم‌ساز نبودن‌ دولت‌ و ملّت‌، سطح‌ پایین‌ تکنولوژی‌، فقدان‌ دانش‌ فنّی‌ و برخی‌ از مصایب‌ طبیعی‌، چهره‌ای‌ مخدوش‌ از وضعیت‌ اقتصادی‌ و سطح‌ معیشتی‌ کشورهای‌ اسلامی‌ در جهان‌ ارائه‌ داده‌ است‌. 
سطح‌ زندگی‌ 
سطح‌ زندگی‌ در اکثر کشورهای‌ اسلامی‌ نامطلوب‌ است‌. فقدان‌ امکانات‌ زندگی‌ از قبیل‌ مسکن‌ ناکافی‌، سوء بهداشت‌، سوء تغذیه‌، محدودیت‌ در آموزش‌ و پرورش‌، نرخ‌ بالای‌ مرگ‌ و میر، پایین‌ بودن‌ دست‌مزد، پایین‌ بودن‌ امید به‌ زندگی‌، همراه‌ با برخی‌ از مصیبت‌های‌ طبیعی‌، سطح‌ زندگی‌ و معیشتی‌ را به‌ لحاظ‌ کمی‌ و کیفی‌ نامناسب‌ جلوه‌ می‌دهد. 
درآمد سرانه‌ ملّی‌ 
هرچند میزان‌ درآمد سرانه‌ ملّی‌ در کشورهای‌ اسلامی‌ یکسان‌ نمی‌باشد ولی‌ به‌ طور کلّی‌ در مقایسه‌ با کشورهای‌ صنعتی‌ و برخی‌ دیگر از کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ و توسعه‌ یافته‌ بسیار پایین‌ می‌باشد. کشورهای‌ صادر کننده‌ نفت‌ در حوزه‌ خلیج‌ فارس‌ گرچه‌ دارای‌ درآمد نسبتاً بالای‌ سرانه‌ ملّی‌ هستند، اما این‌ امر از طریق‌ فروش‌ منابع‌ طبیعی‌ و تخلیه‌ این‌ منابع‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و تهدیدی‌ بالقوّه‌ برای‌ آینده‌ اقتصادی‌ این‌ کشورها به‌ شمار می‌رود. ضمن‌ این‌که‌ درآمد سرانه‌ برخی‌ دیگر از کشورهای‌ اسلامی‌، که‌ اکثریت‌ را نیز تشکیل‌ می‌دهند و جمعیت‌های‌ زیادی‌ را در خود جای‌ داده‌اند، در حد خط‌ فقر و پایین‌تر از آن‌ است‌.
سطح‌ آموزش‌ 
آمارهای‌ سال‌ ۱۹۹۴ سازمان‌ ملل‌، میانگین‌ بالای‌ بی‌سوادی‌ و نرخ‌ فزاینده‌ ترک‌ تحصیل‌ را در میان‌ جوانان‌ کشورهای‌ اسلامی‌ نشان‌ می‌دهد. بر اساس‌ این‌ آمارها، نرخ‌ بی‌سوادی‌ در مصر به‌ ۵۰% و در پاکستان‌ به‌ ۶۳/۶% و در سومالی‌ به‌ ۷۳% می‌رسد.
توزیع‌ نابرابر درآمد و شکاف‌ طبقاتی‌ 
در بیشتر کشورهای‌ اسلامی‌ سنّت‌ پادشاهی‌ و عشیره‌ای‌ حاکم‌ بوده‌ و این‌ امر باعث‌ شکل‌گیری‌ یک‌ ساختار نامتوازن‌ هرمی‌ گردیده‌ که‌ اکثر درآمدها در اختیار اقلیت‌ مرفّه‌ قرار گرفته‌ و این‌ اقلّیت‌ برخوردار از موقعیت‌های‌ عالی‌ اجتماعی‌ و اقتصادی‌ بوده‌ است‌ و الگو نابرابر در رفتار جمعی‌ و روابط‌ اجتماعی‌ آفریده‌ و این‌ روند با گذشت‌ زمان‌ تشدید و نهادینه‌ نیز شده‌ است‌. بر همین‌ اساس‌، تحصیلات‌ عالی‌ و احراز موقعیت‌های‌ عالی‌ اجتماعی‌ در اختیار اقلّیت‌ مرفّه‌ بوده‌ و این‌ روند همواره‌ توانسته‌ منفعت‌ کلّی‌ این‌ اقلّیت‌ را به‌ خوبی‌ حفظ‌ نماید. 
میراث‌های‌ به‌ جا مانده‌ از استعمار و پیامدهای‌ منفی‌ آن‌ 
به‌ طور خلاصه‌، میراث‌های‌ بر جای‌ مانده‌ از استعمار را می‌توان‌ این‌ گونه‌ ارزیابی‌ نمود: 
۱ـ تغییر ساختار اقتصادی‌: نخستین‌ میراث‌ برجای‌ مانده‌ از استعمار، تغییر ساختار اقتصادی‌ کشورهای‌ مستعمره‌ بود. در راستای‌ نیازهای‌ اقتصادی‌ کشورهای‌ استعمارگر بهتر عمل‌ نماید؛ از جمله‌ وابستگی‌ به‌ محصولات‌ و تامین‌ مواد اولیه‌، تا کشورهای‌ استعمارگر بتوانند این‌ مواد را به‌ کالا تبدیل‌ نموده‌ دوباره‌ به‌ خود کشورهای‌ مستعمره‌ و سایرین‌ بفروشند و تولیدات‌ داخلی‌ را نابود نمایند. بازار داخلی‌ کشورهای‌ مستعمره‌ به‌ محل‌ فروش‌ اضافه‌ تولید فزاینده‌ کشورهای‌ استعمارگر مبدل‌ شد و شرکت‌های‌ خارجی‌ با انتقال‌ بخشی‌ از فعالیت‌های‌ خود به‌ این‌ کشورها، هم‌ مقرّی‌ برای‌ سرمایه‌های‌ اضافی‌ خود پیدا کردند، هم‌ ساختار اقتصادی‌ وابسته‌ در این‌ کشورها را پاسداری‌ کردند، هم‌ نیروی‌ کار و منابع‌ طبیعی‌ ارزان‌ آنها را استثمار کردند و هم‌ بر بازار این‌ کشورها دست‌رسی‌ و تسلط‌ بیشتر یافتند. 
۲-غارت‌ منابع‌ و سرمایه‌: دومین‌ پیامد منفی‌ حضور استعمار، تخلیه‌ منابع‌ طبیعی‌، انسانی‌، و سرمایه‌ای‌ کشورهای‌ مستعمره‌ و انتقال‌ آن‌ به‌ کشورهای‌ استعماری‌ است‌. غارت‌ مستقیم‌ ثروت‌ها، طلا، جواهرات‌، و سایر منابع‌ معدنی‌ و بهره‌ برداری‌ از منابع‌ طبیعی‌ و استثمار نیروی‌ متخصص‌ انسانی‌، در قالب‌ فرار مغزها از کشورهای‌ مستعمره‌ به‌ کشورهای‌ استعمارگر، در عقب‌ماندگی‌ و وخامت‌ وضعیت‌ اقتصادی‌ این‌ کشورها نقشی‌ موثر داشته‌ است‌.
افزایش‌ هزینه‌ دفاعی‌ 
یکی‌ از پیامدهای‌ حرکت‌های‌ ناسیونالیستی‌ در کشورهای‌ اسلامی‌، افزایش‌ هزینه‌ دفاعی‌ و رقابت‌ گسترده‌ در خرید تسلیحات‌ جنگی‌ و تجهیزات‌ نظامی‌ می‌باشد که‌ تهدید جدی‌ برای‌ هم‌گرایی‌ کشورهای‌ اسلامی‌و مانع‌ بالقوّه‌ برای‌ وحدت‌ و انسجام‌ اسلامی‌ به‌ شمار می‌آید. در همین‌ راستا آمار، سرانه‌ هزینه‌ دفاعی‌ در کشورهای‌ اسلامی‌ و به‌ ویژه‌ در خاورمیانه‌ را بسیار بیشتر از سایر جهان‌ نشان‌ می‌دهد. این‌ مسئله‌ باعث‌ کاهش‌ اعتماد متقابل‌ کشورهای‌ اسلامی‌ و تشدید تنش‌های‌ منطقه‌ای‌ و زمینه‌ساز برخی‌ نفاق‌های‌ منطقه‌ای‌ گردیده‌ است‌. 
بنابراین‌، تجربه‌ پس‌ از حضور استعمار نشان‌ داده‌ است‌ که‌ احساسات‌ شدید ناسیونالیستی‌ به‌ جای‌ آن‌که‌ واکنش‌ منطقی‌ در برابر کشورهای‌ غارت‌گر باشد و به‌ احیای‌ بومی‌ و تاریخی‌ آن‌ جوامع‌ بینجامد، بیشتر آنان‌ را در برابر ملت‌ها و کشورهای‌ همجوار تجهیز نموده‌ و به‌ تنش‌های‌ منطقه‌ ای‌ دامن‌ زده‌ است‌. 
چالش‌ها و بحران‌های‌ مهم‌ جهان‌ اسلام‌ 
بعد از مبارزات‌ بی‌امان‌ کشورهای‌ اسلامی‌ با کشورهای‌ استعماری‌ و خیزش‌ نهضت‌ها و حرکت‌های‌ بیدارگرایانه‌ در سرتاسر کشورهای‌ اسلامی‌ که‌ منجر به‌ استقلال‌ اکثر کشورهای‌ اسلامی‌ گردید و نیز در پی‌ رویارویی‌ فکری‌ و علمی‌ این‌ کشورها با جهان‌ غرب‌، این‌ احساس‌ در جهان‌ غرب‌ و دولت‌مردان‌ استعمارگر آنان‌ به‌ وجود آمد که‌ تفکر اسلامی‌ همواره‌ می‌تواند زنگ‌ خطر جدّی‌ برای‌ اهداف‌ استعماری‌ آنان‌ باشد و تمدن‌ اسلامی‌ با درون‌ مایه‌های‌ فکری‌ پویا و تعالیم‌ انسانی‌ و اخلاقی‌ والای‌ خود می‌تواند در درون‌ جوامع‌ غربی‌فراگیر شود؛ از این‌ رو در مقابله‌ با تفکر اسلامی‌ به‌ تبلیغات‌ واهی‌ پرداختند و اسلام‌ و تفکر اسلامی‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ خطر جدّی‌ معرفی‌ نموده‌ و با استفاده‌ از قدرت‌ اقتصادی‌ و رسانه‌ای‌ شروع‌ به‌ بحران‌ سازی‌ در میان‌ جوامع‌ اسلامی‌ نمودند که‌ ترویج‌ تفکر ناسیونالیستی‌، منازعه‌ اعراب‌ و اسراییل‌، جنگ‌ خلیج‌ فارس‌، تحریک‌ عراق‌ علیه‌ ایران‌، مسئله‌ کشمیر، افغانستان‌، الجزایر و جنگ‌ صرب‌ها علیه‌ مسلمانان‌ بوسنی‌ و هرزگوین‌ و جنگ‌های‌ قبیله‌ای‌ در کشورهای‌ اسلامی‌ آفریقا و ترویج‌ و تبلیغ‌ برخی‌ از مذاهب‌ تحریف‌ شده‌، از جمله‌ آنها می‌باشد. 
از سوی‌ دیگر، سازش‌ خیانت‌ بار برخی‌ از سران‌ کشورهای‌ اسلامی‌ و سرسپردگی‌ به‌ دولت‌مردان‌ غربی‌ و عقب‌ نشینی‌ در برابر خواسته‌های‌ استعماری‌ آنان‌ و حتی‌ همکاری‌ گسترده‌ با آنان‌ در جهت‌ سرکوب‌ مبارزات‌ حرکت‌ها و مقاومت‌های‌ اسلامی‌، آنان‌ را در پیشبرد اهداف‌ بدخواهانه‌شان‌ گستاخ‌تر ساخته‌ است‌. در شرایط‌ کنونی‌ وجود این‌ بحران‌ها و بحران‌ سازی‌های‌ جدید که‌ پیوسته‌ از طرف‌ جهان‌ غرب‌ و بدخواهان‌ جهان‌ اسلام‌ صورت‌ می‌گیرد توانسته‌ از سرعت‌ فراگیر شدن‌ تعالیم‌ اسلامی‌ و پویایی‌ تمدّن‌اسلامی‌ بکاهد و چهره‌ای‌ مخدوش‌ از وضعیت‌ فرهنگی‌ و اقتصادی‌ کشورهای‌ اسلامی‌ ارائه‌ نماید. 
منازعه‌ دیرپای‌ اعراب‌ و رژیم صهیونیستی، حال‌ و آینده‌ 
بعد از اشغال‌ خاک‌ فلسطین‌ توسط‌ اسراییل‌، همواره‌ فضای‌ حاکم‌ بر خاورمیانه‌ تنش‌ آلود و پر آشوب‌ بوده‌ است‌. اسراییل‌ با اخراج‌ فلسطینی‌ها و اسکان‌ یهودیان‌ در خاک‌ فلسطین‌، ترور و کشتار بی‌رحمانه‌ مردم‌ فلسطین‌ و زورگویی‌ به‌ همه‌ کشورهای‌ اسلامی‌، احساسات‌ تمام‌ مسلمانان‌ را جریحه‌دار ساخته‌ و با پشتیبانی‌ کشورهای‌ غربی‌، به‌ ویژه‌ آمریکا و انگلیس‌، جهان‌ اسلام‌ را هر روز با بحران‌های‌ جدید درگیر می‌سازد. 
بهانه‌جویی‌ها و توسعه‌طلبی‌ ارضی‌ اسراییل‌ زمینه‌ را برای‌ حضور مداوم‌ نیروهای‌ آمریکایی‌ در خاورمیانه‌ فراهم‌ ساخته‌ و آمریکا از این‌ طریق‌ در جهت‌ گسترش‌ مناسبات‌ استعماری‌ خود با کشورهای‌ عربی‌ و نظارت‌ کامل‌ بر خاورمیانه‌ در راستای‌ سرکوب‌ نمودن‌ حرکت‌های‌ ضد استعماری‌ و نیز اشغال‌ برخی‌مناطق‌ استراتژیک‌، به‌ بهترین‌ شکل‌ بهره‌برداری‌ نموده‌ است‌. 
در شرایط‌ کنونی‌ بیشترین‌ روابط‌ اقتصادی‌ و فرهنگی‌ را کشورهای‌ عربی‌ مانند: عربستان‌، کویت‌، امارات‌، اردن‌ و مصر با جهان‌ غرب‌ از جمله‌ اصلی‌ترین‌ حامیان‌ اسراییل‌، یعنی‌ آمریکا و انگلیس‌، دارند و آمریکا نیز با تسلط‌ بر منطقه‌ خاورمیانه‌ بیشترین‌ بهره‌ برداری‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ را از آن‌ خود کرده‌ است‌. 
بحران‌ افغانستان‌ 
پس‌ از اشغال‌ خاک‌ افغانستان‌ توسط‌ ارتش‌ سرخ‌ شوروی‌، آمریکا حرکت‌های‌ جهادی‌ را علیه‌ ارتش‌ شوروی‌ و حکومت‌ دست‌ نشانده‌اش‌، از طریق‌ سرویس‌ اطلاعاتی‌ پاکستان‌، به‌ تجهیزات‌ مدرن‌ جنگی‌ مسلح‌ نموده‌ بود و قصد داشت‌ جنگ‌ در افغانستان‌ را به‌ جهاد کل‌ّ دنیای‌ اسلام‌ علیه‌ اتحاد جماهیر شوروی‌ تبدیل‌ نماید. 
به‌ این‌ منظور، مدارس‌ مذهبی‌ در پاکستان‌ با پشتیبانی‌ مالی‌ آمریکا و با همکاری‌ سرویس‌ اطلاعاتی‌ پاکستان‌ و حمایت‌ برخی‌ کشورهای‌ عربی‌ از جمله‌ عربستان‌ به‌ وجود آمد و هزاران‌ بنیادگرای‌ اسلامی‌ برای‌ فراگیری‌ آموزش‌های‌ نظامی‌ و مذهبی‌ راهی‌ پاکستان‌ شدند تا در جنگ‌ با ارتش‌ سرخ‌ شوروی‌ مشارکت‌ نمایند. 
صاحب‌نظران‌ معتقد بودند که‌ تربیت‌ بنیادگرایان‌ در مدارس‌ مذهبی‌ پاکستان‌ در راستای‌ طرح‌ بلندمدت‌ آمریکا مبنی‌ بر گسترش‌ مبارزات‌ ضد روسی‌ در سرتاسر قلمرو آسیای‌ میانه‌ و حتی‌ در داخل‌ خاک‌ روسیه‌ بوده‌ است‌. بنیادگرایان‌ دارای‌ ایده‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ خاص‌ خود نیز بودند که‌ بر پایه‌ آن‌ تلاش‌ می‌کردند نوعی‌ اسلام‌ رادیکال‌ را در افغانستان‌ و سایر کشورهای‌ اسلامی‌ رواج‌ دهند. 
بعد از خروج‌ ارتش‌ سرخ‌ شوروی‌ از خاک‌ افغانستان‌، بنیادگرایان‌ با احزاب‌ جهادی‌ که‌ از درون‌ جامعه‌ افغانستان‌ به‌ وجود آمده‌ بودند و توسط‌ آمریکا، پاکستان‌ و کشورهای‌ عربی‌ حمایت‌ مالی‌ و نظامی‌ می‌شدند مبارزه‌ را بر ضد حکومت‌ کمونیستی‌ به‌ جای‌ مانده‌ ادامه‌ دادند.
اسلام‌ ارائه‌ شده‌ از سوی‌ طالبان‌ به‌ روشنی‌ نشان‌ می‌داد که‌ نوعی‌ اسلام‌ فرمایشی‌ در جهت‌ بدنام‌ ساختن‌ قوانین‌ اسلامی‌ است‌. هم‌زمان‌ با پیروزی‌ طالبان‌، تشکیلات‌ القاعده‌ و اردوگاه‌ آموزشی‌ آن‌ در افغانستان‌ فعال‌ گردید. فعالیت‌ این‌ دو جناح‌، از قلمرو افغانستان‌ فراتر رفت‌ و در داخل‌ برخی‌ از کشورهای‌ آسیای‌ میانه‌، بنیادهای‌ شرعی‌ تأسیس‌ گردید و در جنگ‌ چچن‌، تشکیلات‌ القاعده‌ سهم‌ به‌ سزایی‌ داشت‌ و پیش‌ بینی‌ می‌شد که‌ بنیادهای‌ شرعی‌ و آموزش‌های‌ مذهبی‌ القاعده‌ کم‌ کم‌ جای‌ نهادهای‌ مدنی‌ و اجتماعی‌ را در برخی‌ از کشورهای‌ میانه‌ از جمله‌ داغستان‌ و چچن‌ بگیرد و تعالیم‌ اسلامی‌ را با نگرش‌ ویژه‌ در درون‌ این‌ جوامع‌ توسعه‌ بخشد.
حضور کشورهای‌ استعماری‌ در سرزمین‌های‌ اسلامی‌ پیامدهای‌ ناگوار اقتصادی‌، سیاسی‌ و فرهنگی‌ با خود به‌ همراه‌ داشت‌ که‌ می‌تواند یکی‌ از دلایل‌ اصلی‌ عقب‌ ماندگی‌ و نابسامانی‌ کشورهای‌ اسلامی‌ در زمان‌ کنونی‌ قلمداد گردد، زیرا ساختار نابسامان‌ حاکم‌ در عرصه‌های‌ اقتصادی‌، سیاسی‌ و فرهنگی‌ در بیشتر کشورهای‌ اسلامی‌ در واقع‌ میراث‌ به‌ جا مانده‌ از دولت‌های‌ استعماری‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر تخلیه‌ منابع‌ این‌ سرزمین‌ها، عرصه‌های‌ فرهنگی‌، سیاسی‌ و اجتماعی‌ را نیز کاملا ناکارآمد نموده‌ است‌. 
در زمان‌ حاضر جهان‌ غرب‌ با سردمداری‌ آمریکا کشورهای‌ اسلامی‌ را به‌ پرورش‌ شبکه‌های‌ تروریستی‌متهم‌ می‌سازد و برای‌ جلوگیری‌ از گسترش‌ سازمان‌های‌ تروریستی‌ طرح‌ اصلاحات‌ سیاسی‌، اقتصادی‌ و فرهنگی‌ را در کشورهای‌ اسلامی‌ در دست‌ اقدام‌ دارد. بنابراین‌ بررسی‌ و تحقیق‌ در امور کشورهای‌ اسلامی‌، ما را به‌ شناسایی‌ نقاط‌ ضعف‌ و هم‌چنین‌ دست‌یابی‌ به‌ راه‌کارهای‌ مشترک‌ برای‌ رویارویی‌ با توطئه‌ها و دسیسه‌های‌ احتمالی‌ جهان‌ غرب‌ رهنمون‌ می‌سازد. 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *