زلف پریشان

تیر ۰۸

زلف پریشان

زلف پریشان

عسگر امامقلی

50

زلف پریشان تو،  ریخته روی جبین

ماه چو پنهان شده در پس دیوار چین

سرخی لبهای تو،  شعله به جانم زده

سوخته گشتم کنون، سوختگان را ببین

صاعقه زد آن نگاه از پس آن گیسوان

نقش نمودی مرا ،  بین هوا و  زمین

آن خمش ابروان، گشته بسان کمان

تیر تو اندر کمان، رو به من اندر کمین

گوشه ی چشمان تو تیغ زند  بر دلم

تیغ بکش برگلو، زجر مده بیش از این

آن مژگان دو چشم برد مرا عقل و هوش

چشم سیاهت مرا،  برده ز دنیا و دین

قند لبانت مرا، تلخ نموده است کام

نوش ندادی اگر، نیش مزن بر غمین

خال سیاه  لبت ، گشته خفا در قفا

دام نهادی مرا ، دانه ز مرغان مچین

ناز تو را میخرم، جان و دلم میدهم

جان و دلم پیشکش، ناز مکن نازنین

هرچه مرا میکشی، رو به خودت میکشی

یا بکشم آنچنان، یا بکشم این چنین

**

وقتی  که  آقا  بیاید ، زنگار  دل  را  زداید

غم  را  ز دل ها  رهاند ، وقتی  که  آقا بیاید

عالم شود چون گلستان،شادی کند سرومستان

کامل  شود  راز  هستان ، وقتی  که  آقا بیاید

لب رانهم برلب نی،نوشم شراب و خورم می

شب را چنین می کنم طی ، وقتی  که  آقا بیاید

بلبل  بخواند  ترانه  ،  قمری  کند  شا دمانه

نرگس  زند  چون جوانه ، وقتی  که  آقا بیاید

حق  را  ز ظالم ستاند، آن را به مظلوم رساند

بذر  عدالت  فشا ند ،  وقتی   که   آقا  بیاید

لیلی مجنون و شیرین، فرهادوآن عشق دیرین

حیران  بر  سروسیمین  ، وقتی  که  آقا بیاید

نوح وخلیل و سلیمان،موسی وعیسی وعمران

خواهند  شد او را مریدان ، وقتی  که آقا بیاید

یوسف  بسان  ذلیخا ،  در محضر  پور طاها

عاشق  شود  بی  محابا ، وقتی  که  آقا  بیاید

اوچون محمدزنوراست،انوارنورش ظهور است

عالم سراسر سرور است ، وقتی  که آقا بیاید

او چون علی زمان است، ظاهر و لامکان است

عدل  علی  را  نشان است ، وقتی که آقا بیاید

شرم وحیایش ززهراست،پاک وعصیم ومبراست

قبر عزیزش  هویداست  ، وقتی  که  آقا بیاید

حسن  حسن  درجمالش ، بذل  و کرم در کمالش

عالم  همه  ثقل  خالش  ،  وقتی  که  آقا  بیاید

گویی  حسین  آمدست باز، تا بردرد  پرده راز

خاک  زمین  می کند  ناز ، وقتی  که  آقا بیاید

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *