زود توبه کن!

تیر ۰۹

زود توبه کن!

روایتی از استاد عارفان معاصرآخوند ملاحسین قلی همدانی(ره)

زود توبه کن!

سید محمد فخرایی

31

در سال ۱۲۳۹ هـ . ق در روستای «شوند درگزین» از توابع همدان، نوزادی به این عالم خاکی قدم نهاد که در اثر نشو و نما در خانواده‌ای که مهد اخلاق و تقوا بود، به رفیع‌ترین قله‌های عرفان و تهذیب نفس صعود کرد. او آن چنان با عشق و شور به سیر و سلوک معنوی پرداخت که عارفان حقیقت جو و سالکان طریق توحید از توشه‌های سلوک وی پیمانه‌ها پر کردند. تا آن که نام این الگوی زهد و عبادت و تقوا، و طلایه‌دار عرفان اسلامی، زینت بخش محفل ره‌پویان حقیقت طلب در صدسال اخیر گردید.

او مقدمات را در طهران فرا گرفت و بالاخره در دروس عالی حوزه درس عالم اکبر شیخ عبدالحسین طهرانی مشهور به شیخ العراقین شرکت نموده است . سپس به سبزوار سفر کرده و مدتها در آنجا اقامت گزیده و از درس فیلسوف معروف حاج ملا هادی سبزواری بهره یافته و پس از آن مهاجرت به نجف اشرف نموده و سالهای طولانی از درس شیخ مرتضی انصاری استفاده کرده است .در اخلاق و عرفان از آقا سید علی شوشتری استفاده نموده و شاگرد او بوده است .  بعد از وفات استادش در منزل نشست و طلاب فهیم بدو روی آوردند .

منزل او محل اجتماع زبدگان علم و عمل شد و شاگردان عجیبی در علم الهی و عرفان تربیت نمود .

آخوند ملاحسینقلی همدانی سیصد تن از اولیاء الله را تربیت کرد ، آخوند آنها را سه دسته کرده بود ، یک دسته روزها به محضرش می آمدند ، یک دسته شبها بعد از نماز مغرب و عشاء و یک دسته هم سحرها.

نسب آخوند همدانى به جابر بن عبدالله انصارى صحابى مشهور پیامبر اسلام (ص) می‌رسد. در کتاب «بزرگان و سخن سرایان همدان» آمده است: در زادگاه وی، شوَند درگزین جمع زیادى از نوادگان جابر زندگى می‌کنند. نزد آنان جامه‌اى از حضرت على ـ علیه السلام ـ است. هرگاه مرض طاعون در آن منطقه و روستاهاى اطراف پیدا می‌شده آن جامه را در آبى شستشو می‌دادند و به عنوان تبرک از آن آب می‌نوشیدند… کسانى که از آن آمی‌نوشیدند، به طاعون مبتلا نمی‌شدند. آن گاه که شاه عباس صفوى از این موضوع مطلع گردید، مقدارى از این لباس را جهت تبرک از آنان گرفت. این جامه‌اى است که على (ع) آن را به جابر، جدّ اعلاى آخوند همدانی هدیه کرده است.

در وادی سیر و سلوک

آخوند ملا حسینقلی همدانی علاوه بر تحصیل فقه و اصول و علوم رایج حوزه، به تهذیب نفس و کسب کمالات معنوی پرداخت و در درس آقا سید علی شوشتری که بزرگترین مربی اخلاق و عرفان آن عصر بود، شرکت کرد.

ملاحسینقلی همدانی از همان جلسه اول، مورد عنایت ویژه استاد قرار گرفت و در زمره شاگردان خصوصی آن بزرگوار محسوب شد. او طریقه آشنایی خویش را با آقا سید علی شوشتری چنین بیان کرده است:

«مدتی بود که درنجف اشرف به درس شیخ انصاری حاضر می‌شدیم، تا این که روزی متوجه شدم که شیخ همواره روزهای چهارشنبه به منزل آقا سید علی شوشتری می‌رود، من نیز روزی بدانجا رفتم و شیخ را دیدم که چون شاگردان نشسته و سید هم بر مسند استادی جای گرفته بود. با خود گفتم که من نیز باید همیشه به این درس حاضر شوم. چون برخاستم. سید رو به من کرد و گفت: اگر خواستی تو نیز بیا و از آن روز به بعد. پیوسته به حضورش شرفیات شده و بهره‌ها بردم.»

  مرحوم آقا بزرگ تهرانی می فرماید: پزشک حاذقی برای زیارت وارد نجف شد و چون از مریدان سیدعلی بود، به نزد او رفت. در همان ایام، آخوند همدانی به بیماری سختی دچار شده بود. وقتی چشم سید به پزشک افتاد، به او گفت: اول به مدرسه سلیمیه برو و فرزندم را معاینه کن. پزشک نزد او رفت و پس از معاینه و عیادت آخوند، به منزل بازگشته و گفت: این شیخ فقیر است و درمان او پول فراوانی می طلبد. آقا سیدعلی فرمود: «او را معالجه کن، اگر چه مداوای او صد تومان هزینه داشته باشد و یک ساعت بیشتر زنده بماند؛ زیرا یک ساعت از عمر او، گران تر و پرارج تر از این مقدار است»

آخوند همدانی با راهنمایی این استاد عارف، توانست بعد از رحلت شیخ انصاری، مشغول تربیت جانهای مشتاق و دلهای آماده شود.

دستور العمل اخلاقی

آخوند در جواب یکی از شاگردانش که از وی یک دستور العمل اخلاقی و عرفانی طلب می کند ، نامه ای می نویسد و نکات ارزشمندی را در آن بیان می کند که در ذیل بیان می گردد .

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمدلله ربّ العالمین وصلّی الله علی خیر خلقه محمّد وآله الطّاهرین

و بعد، بر طالبان نجات و سعادت ابدی مخفی نماناد که اهل نجات دو طایفه می باشند: یک طایفه اصحاب یمین و طایفه دیگر مقرّبین اند و اگر طالب سعادت عمل به وظیفه اصحاب یمین که ترک معصیت باشد نمود از آنها خواهد شد.

مقرّبین علاوه بر آنها وظیفه دیگر دارند که غرض بیان آنها نیست.

اوّلاً باید فهمید که اگر شخص انسانی فهمید حقارت و پستی خود را هم بعد از آن فهمید عظمت و قدرت حضرت ملک الملوک را البته خواهد فهمید که جرأت قدم برداشتن و اقدام به معصیت نمودن در حضور چنین سلطان عظیم الشأن در نهایت قبح و بدبختی می باشد؛ چرا غافل است از قدرت قادری که اگر اراده نماید فنای همه موجودات را به محض اراده آن سلطان عظیم الشأن همگی بر باد فنا رفته ملحق به معدومات خواهند شد.

این که می بینی معصیت در نظرت سهل شده به جهت اموری است که بعضی از آنها را ذکر می کنیم:

اوّلاً فکر خود را تماماً متوجّه به دنیای دنیّ کرده ای. از این جهت بالمرّه از نفع و ضرر اخروی غافل شده ای. نمی دانی چه بسیار بسیار منافع و سعادت ابدیّه از تو فوت شد و چقدر ضررهای بزرگ، بسیار به خود زده ای.

ثانیاً عجز و حاجت و فقر خودت را ملتفت نیستی که ذرّه ذرّه بدنت به حفظ کارکنان او که ملائکه باشند بر پاست.

ثالثاً نمی دانی که در هر آنی از آنات درهر جزء از اجزاء بدنت نعَم غیر متناهیه مرحمت از او شده و می شود که به بیان و بنان ممکن نیست حصر چند آنها. با این حال چگونه نعمت او را در معصیت او صرف می کنی؟

رابعاً چگونه غافلی از عقوبات سخت او مگر نمی دانی که ما بین مرگ و قیامت هزار غصّه هست و آسان ترین آنها تلخی جان کندن است. چرا از شداید قیامت غافلی؟ امان از روزی که از دهشت و وحشت او مقرّبین در خوف و اضطراب می باشند. چرا نباشند؟ از روزی که زمینش و هوایش آتش و جهنم به اطراف خلایق محیط و ملایک غلاظ و شداد در بگیر و ببند. نیکان در وحشت و اضطراب و بدان در شکنجه و عذاب آفتاب در بالای سر و زمین گرم تر از کوره آهنگر. خطر حساب از یک طرف و دهشت صراط از یک طرف و حال کار هنوز به جهنّم نرسیده از آتش و سلاسل و اغلال او بگویم یا از مار و عقربهایش بیان نمایم.

خلاصه اینها مختصر نویسی است و این فقراتی که گفته شد از هزار یک بیان نشد. تمام سفارشات این بینوا به تو اهتمام در ترک معصیت است. اگر این خدمت را انجام دادی آخر الأمر تو را به جاهای بلند خواهد رسانید.

البتّه، البته در اجتناب از معصیت کوتاهی مکن و اگر خدای نکرده معصیت کردی زود توبه نما و دو رکعت نماز به جا آور و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار کن و سر به سجده بگذار و در سجده از حضرت پروردگار عفو بخواه و امیدوارم عفو بفرماید.

معاصی کبیره در بعضی رساله عملیه ثبت شده یاد بگیر و ترک نما. و زینهار پیرامون غیبت و دروغ و اذیت مگرد.

اقلاّ یک ساعت به صبح مانده بیدار شو و سجده به جا بیاور.

و آنچه در منهاج النجاه مرحوم ملا محسن فیض (ره) مذکور است کافی و شافی است از برای عمل شب و روز تو به همان نحو عمل نما.

وسعی کن که عمل و ذکرت به محض زبان نباشد و با حضور قلب باشد که عمل بی حضور، اصلاح قلب نمی کند اگر چه ثواب کمی دارد.

البتّه البتّه از غذای حرام فرارکن. مخور مگر حلال.

غذا را کم بخور یعنی زیاده برحاجت بُنیه مخور. نه چندان بخور که ضعفت بیاورد و به سبب ضعف از عبادت مانع شود.

هر قدر بتوانی روزه بگیر به شرطی که شب جای روز را پر نکنی.

الحاصل غذا به قدر حاجت بدن ممدوح و زیاد و کم هر دو مذموم.

و شروع کن به نماز با قلب پاک از حقد و حسد وغَلّ و غش مسلمانان و لباس و فرش و مکان نمازت باید مباح باشد.

اگر چه مکان غیر محل جَبْهه [پیشانی] نجس بودنش به نجاست غیر متعدّیه نماز را باطل نمی کند ولی نبودنش بهتر است.

و بایست به نماز ایستادن بنده در حضور مولای جلیل، با گردن کج و قلب خاضع و خاشع باشد.

بعد از فریضه صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد مرتبه کلمه توحید ودعای مصباح مشهور بخوان و تسبیح سیّده نساء را بعد از فریضه ترک مکن.

هر روز هر قدر بتوانی لااقل یک جزء قرآن با احترام و وضوء و خضوع و خشوع بخوان و در بین خواندن حرف مزن مگر به قدر ضرورت.

و در وقت خواب شهادت را بخوان و آیه الکرسی و یک مرتبه فاتحه و چهار مرتبه سوره توحید و پانزده مرتبه سوره قدر و آیه (شهدالله) را بخوان و استغفار هم مناسب است.

و اگر بعضی از اوقات بتوانی سوره مبارکه توحید را صد مرتبه بخوانی بسیار خوب است.

و از یادمرگ غافل مشو.

و دست بر گونه راست گذاشته به طرف راست با یاد خدا بخواب.

و از وصیت کردن غافل مشو.

و ذکر مبارک (لا اله إلاّ انت سبحانک إنّی کنتُ من الظلمین) را هر قدر بخوانی و در هروقت بسیار خوب است.

اولاً در شب و شب جمعه در هر یک صد مرتبه سوره ی مبارکه قدر را بخوان و دعای کمیل را درهر شب جمعه ترک مکن و مناجات خمسه عشر را. حالِ تو با هر کدام از آنها مناسب باشد لاسیّما مناجات مساکین و تائبین و مفتقرین و مریدین و متوسلین و معتصمین را بسیار بخوان و دعای صحیفه کامله هر کدام در مقام مناسب بسیار خوب است.

و در وقت عصر هفتاد مرتبه استغفار و یک (سبحانه الله العظیم سبحان الله وبحمده) بخوان و استغفارات خاصّه را هم بخوان و سجده طویله را فراموش مکن و قنوت طول دادن بسیار خوب است وهمه اینها با ترک معاصی خوب است.

والسّلام علی من اتّبع الهدی

عروج به ملکوت

مرحوم آیت اللّه العظمی آخوند ملا حسینقلی همدانی، پس از عمری مجاهدات نفسانی و تربیت تشنگان معارف، سرانجام در روز ۲۸ شعبان سال ۱۳۱۱ قمری در ۷۲ سالگی در کربلای معلی، در حالی که زائر قبر سیدالشهداء بود، ندای حق را لبیک گفته و روح ملکوتی اش به سوی آسمان پرواز نمود. بدن مطهر ایشان پس از تشییع، در چهارمین حجره صحن شریف از درب زینبی دفن شد .

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست                 روزی رُخَش ببینم و تسلیم وی کنم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *