بهم ۱۷

ساده زیستی یا اشرافی گری؟ کدامیک؟

ساده زیستی یا اشرافی گری؟ کدامیک؟

8

یکی از موضوعاتی که در زندگی فردی و اجتماعی و مادی ومعنوی انسان تأثیر بسزایی دارد، ساده زیستی و قناعت است که متأسفانه کمتر به آن توجه شده است، در حالی که از نظر فرهنگ دینی، یکی از ارزش های متعالی به حساب می آید.
ساده زیستی، پاسخ انسان های دانا به زندگی ناپایدار دنیاست که در پرتو آن، آرامش درون و برون حاصل می شود. بنا براین، ساده زیستی با نوع شناخت انسان و نگرش او به زندگی دنیا مرتبط است.
در عصر حاضر، دو نگاه افراطی و تفریطی به بهره مندی از مواهب الهی و مادیات دیده می شود. عده ای در مادیات دنیا غوطه ور شده و اسیر زرق و برق و تجملات آن گردیده اند و برخی مانند راهبان مسیحی و صوفیان مزور، تارک دنیا شده و از جهان ماده یا به کلی بی خبرند و یا می خواهند با زندگی زاهدانه، افکار مردم را به خود جلب کنند.
رشد فزاینده ی عوامل قدرت وثروت و ترویج مصرف گرایی در عصر حاضر، خطر روی آوردن به زندگی تجملاتی و فرو رفتن در مرداب دنیا را افزایش داده است.
وضعیت فوق و آثار زیان بار زندگی تجملاتی می طلبد که ویژگی ها ی ساده زیستی و آثار مثبت آن را بررسی کنیم تا از خطرات دل بستگی تام و تمام به مواهب دنیوی و تجمل گرایی در امان بمانیم.
ساده زیستی مورد نظر اسلام عبارت است از :عدم دل بستگی به مظاهر دنیا و رهایی از تجملات و تشریفات زاید زندگی و بی پیرایه بودن که مقابل آن، تجمل گرایی و رفاه زدگی است.
ساده زیستی و زهد
ساده زیستی با مفهوم زهد و بی رغبتی، ارتباط تنگاتنگی دارد. استاد مطهری می گوید : «زهد، حالتی است روحی و زاهد ازآن نظر که دل بستگی های معنوی و اخروی دارد، به مظاهر مادی زندگی بی اعتناست. این بی اعتنایی و بی توجهی تنها در فکر و اندیشه و احساس قلبی نیست و در مرحله ی ضمیر پایان نمی یابد. زاهد در زندگی عملی خویش، سادگی و قناعت را پیشه ی خود می سازد و از تنعم تجمل و لذت گرایی پرهیز می نماید. زهاد جهان آنها هستند که به حداقل تمتع و بهره گیری از مادیات اکتفا کرده اند.» (۱)
با این توصیف، مفهوم زهد دو مرحله ی قلبی و عملی دارد : مرحله ی قلبی آن، عدم دل بستگی به دنیا، و مرحله ی عملی آن، اکتفا کردن به حداقل ابزارهای زندگی و ساده زیستی است. پس می توان گفت : ساده زیستی راستین راه را برای تحصیل زهد حقیقی همواره می سازد ؛ چنان که در روایتی از امام علی (ع) آمده است : «التزهد یؤدی الی الزهد ؛(۲) واداشتن خود به زهد و ساده زیستی، منتهی به حالت درونی زهد می گردد» .در جای دیگر می فرماید : «اول الزاهد التزهد ؛ (۳)
)نخستین گام زهد، تزهد (ساده زیستی) است.»
در یک جمله می توان گفت :زهد، مربوط به گرایش باطنی و قلبی انسان به دنیاست و ساده زیستی، ناظر به زندگی فردی و اجتماعی افراد است و نمی توان بدون روحیه ی ساده زیستی، به زهد رسید. تجمل گرایی، حاکی از دل بستگی به دنیاست که با زهد در تضاد است.

ساده زیستی صوفیانه
ساده زیستی مورد نظر اسلام، ساده زیستی عزت مند و راستین است که برداشت های ناصحیح صوفی گر ی با آن تطبیق نمی کند. متأسفانه در همه ی زمان ها، زاهد نماهای صوفی مسلک بوده و هستند که به دلیل عدم شناخت کامل از آموزه های دینی، نعمت ها را بر خود حرام کرده و لباس پشمینه پوشیده و برای خود ظاهری ژولیده، بی نزاکت و ژنده پوش وخشم آلود درست کرده اند.
امامان معصوم (علیهم السلام) همواره در برابر افکار انحرافی این گروه ایستادگی می کردند و با آنها در عمل و گفتار مخالفت می نمودند و روش آنان را انحرافی و باطل می دانستند. امام صادق (ع) در مورد این افراد می فرماید :آنها دشمنان ما هستند. کسی که به آنها مایل گردد، جزءآنان است و با آنها محشور می شود. (۴)
ساده زیستی مزورانه
ممکن است بعضی افراد از ساده زیستی سوء استفاده کنند و با نیرنگ و فریب، مردم را به گمراهی بکشانند و از این طریق به مقاصد خویش برسند.
سعدی در این باره داستانی نقل کرده است : زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که ارادت او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که عادت او بود، تا ظن صلاح در حق او زیادت شود… چون به مقام خویش بازآمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری داشت صاحب فراست، گفت : ای پدر، باری به دعوت سلطان طعام نخوردی؟ گفت : در نظر ایشان چیزی نخوردم که به کار آید. گفت نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید ؟ (۵)
ساده زیستی و آراستگی
شاید بعضی تصور کنند ساده زیستی با آراستگی ظاهری، منافات دارد، در حالی که بین این دو هیچ گونه تضادی وجود ندارد. می توان هم ساده بود و هم آراسته. اسلام بر لزوم آراستگی مسلمانان تأکید کرده است. قرآن مجید می فرماید :«یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد ؛ (۶) ای فرزندان آدم ! زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود داشته با شید» .این جمله می تواند شامل پوشیدن لبا سهای مرتب و پاکیزه، شانه زدن موها، به کار بردن عطر و مانند آن با شد. ضمن آن که شامل زینت های معنوی مانند : ملکات اخلاقی و پاکی نیت و اخلاص نیز می گردد. (۷) پیامبر اکرم (ص) می فرماید : خدای تعالی دوست دارد وقتی بنده اش نزد برادران خود می رود، با ظاهری آراسته رو به رو شود. (۸) آن حضرت از مردی که موهای ژولیده و لباسی کثیف داشت، انتقاد کرد و فرمود :بهره بردن از نعمت های الهی و نمایاندن نعمت، جزءدین است. (۹)
پیامبر اکرم (ص) در عین سادگی و دوری از تجملات دنیوی، پاک و پاکیزه و خوش بو و معطر بود ؛چنان که وقتی از مسیری می گذشت، رهگذرانی که پس از وی از آن جا می گذشتند، از بوی خوش آن حضرت می فهمیدند که پیامبر از آن جا عبور کرده است. (۱۰)امام خمینی (ره)که الگوی ساده زیستی در عصر حاضر بود، به ظاهر خویش و تمیزی و زیبایی لباس بها می داد و همواره از عطر استفاده می کرد.
جای گاه ساده زیستی در اسلام
از نظر اسلام، ساده زیستی، یک ارزش معنوی است. پیشوایان دین، ساده زیستی و قناعت را ارزشی والا می دانستند و افراد ساده زیست را می ستودند. امیرمؤمنان علی (ع) در مورد «صعصعه بن صوحان» می فرماید : «انک ما علمت حسن المعونه خفیف المؤونه ؛ (۱۱) همانا تو تا آن جا که دانسته ام، یاوری نیکو و کم هزینه ای.»
هم چنین آن حضرت در توصیف «زید بن صوحان» که در جنگ جمل به شهادت رسید، فرمود : خداوند تو را رحمت کند ای زید که به راستی کم هزینه و پر کار بودی. (۱۲)
امام علی (ع) از میان همه ی کمالات «صعصعه» و «زید» به این ویژگی مهم آنان (کم هزینه و پرکار بودن) اشاره می کند تا جای گاه ارزشی ساده زیستی برای همگان مشخص گردد.
در اهمیت این مقوله ی ارزش مند همین بس که همه ی پیامبران الهی از آدم تا خاتم، به آن متصف بوده اند.
ساده زیستی در سیره ی پیامبران
سادگی و بی پیرایگی فرستادگان الهی، به عنوان اصلی اصیل، جلوه ای خاص در رفتار، معاشرت و نشست و برخاست آنان دارد. امام علی (ع) از ساده زیستی پیامبران خدا خبر دادهاست. آن حضرت می فرماید : موسی (ع) به خدا عرض کرد :پروردگارا ! من به آن چه از نیکی به سویم فرستادی نیازمندم. به خدا، موسی جز نانی که آن را بخورد از خدا چیزی نخواست، زیرا وی از سبزی زمین می خورد تا آن جا که به دلیل لاغری تن و تکیدگی گوشت بدن، رنگ آن سبزی از پوست شکم او نمایان بود. و اگر بخواهی از حضرت داوود (ع) بگویم که به دست خود از لیف خرما زنبیل می بافت و از بهای آن، گرده ای نان جوین تهیه می کرد و می خورد. و اگر بخواهی از عیسی بن مریم (ع) بگو یم که سنگ را بالین خود می کرد و جامه ی درشت [و خشن] می پوشید و خوراک نا گوار می خورد و خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه و پناه گاهش در زمستان، شرق و غرب زمین بود. (۱۳)
پیامبر اسلام (ص) نمونه ی کامل ساده زیستی است. امام علی (ع) در توصیف آن حضرت می فرماید :برای تو کافی است که رسول خدا (ص) را اطاعت نمایی تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بدی ها و عیب های دنیا و بسیاری خواری و زشتی های آن باشد، چه این که دل بستگی های آن از او گرفته شده و برای غیر او گسترده شده است ؛ از نوش آن نخورد و از زیورهایش بهره نبرد. (۱۴)
آن حضرت در ادامه می فرماید :پیامبر (ص) روی زمین غذا می خورد و همچون بندگان می نشست و به دست خود کفشش را پینه می زد و جامه ی خود را وصله می کرد و بر الاغ بی پالان سوار می شد و دیگری را در کنار خود سوار می کرد. (۱۵)
رسول خدا (ص) از سیره ی پادشاهان و نوع نشست و برخاست و رفت و آمد و تشریفات آنها سخت بیزار بود. مردی نزد پیامبر آمد تا با وی سخن گوید، اما چون پیامبر (ص) را دید، دست پاچه شد و به لرزه افتاد. حضرت به او فرمود :راحت باش، من که پادشاه نیستم، من فرزند همان زنم که گوشت خشکیده می خورد. (۱۶)
امام علی (ع) و ساده زیستی
حضرت علی (ع)و فرزندانش، پاسداران سیره نبوی بودند و در ساده زیستی از آن بزرگوار پیروی می کردند. آن حضرت می فرماید : به خدا سوگند، این جامه ی پشمین خود را آن قدر وصله کرده ام که از وصله کننده ی آن شرم دارم. (۱۷)
امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش روایت کرده که فرمود :علی (ع)در کوفه به مردم نان و گوشت می خوراند وخود طعامی جداگانه داشت. بعضی گفتند :کاش می دیدیم که خوراک امیرمؤمنان چیست ؟ پس عده ای به طور سرزده به حضور امام رسیدند، غذای او چنین بود : تریدی (خرده ای) از نان خشکیده ی خیسیده به روغن که با خرمای فشرده آمیخته شده بود و آن خرما را از مدینه برای وی می آوردند. (۱۸)
ابواسحاق سبیعی می گوید :یک روز جمعه بر دوش پدرم سوار بودم و امام علی (ع) خطبه می خواند. دیدم آن حضرت دست خود را تکان می دهد، گویا با آستین پیراهنش خود را باد می زند. به پدرم گفتم :آیا امیرمؤمنان گرمش است ؟گفت :او گرما و سرما را چیزی به حساب نمی آورد، بلکه پیراهنش را شسته و چون پیراهنی جز آن نداشته، آن را مرطوب به تن کرده است و چنین می کند تا خشک شود. (۱۹)
کدام زمام داری را می توان مانند امام علی (ع)یافت که خوراک و پوشاکش چون ضعیف ترین مردم باشد و از این سیره ی نیکو تا لحظه ی وداع از این دنیا دست بر ندارد.
حضرت زهرا (س) و ساده زیستی
حضرت زهرا (س) نیز شاگرد مدرسه ی پیامبر (ص) و الگوی ساده زیستی است. وقتی سلمان فارسی چادر کهنه ی ایشان را دید که با لیف خرما دوازده جای آن وصله شده بود، متعجب گردید و با گریه چنین گفت :دختران قیصر و کسری در سندس و حریرند و دختر محمد (ص) روپوشی کهنه بر تن دارد که دوازده جای آن وصله شده است. آن حضرت گفت :یا رسول الله (ص)! سلمان از لباسم تعجب کرده است، قسم به آن که تو را به حق مبعوث فرمود، پنج سال است که من و علی جز یک پوست گوسفند نداریم که روزها بر روی آن به شترمان علف می دهیم و چون شب فرا می رسد آن را فرش می کنیم و بالش ما از پوستی است که درون آن از لیف خرما پر شده است !(۲۰)
امام زمان (عج) و ساده زیستی
سیره ی آخرین وصی پیامبر (ص) نیز ساده زیستی است. امام صادق (ع) می فرماید :«فوالله ما لباسه الا الغلیظ و لا طعامه الا الجشب ؛(۲۱) به خدا سوگند، لباس مهدی (عج) جز پوشاکی درشت و خوراک او جز خوراکی سخت نخواهد بود.»
ساده زیستی و مقتضیات زمان
هر چند ساده زیستی به عنوان اصلی ثابت در زندگی پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام) شناخته می شود، اما طبیعی است که این اصل در او ضاع و احوال گوناگون و اعصار مختلف، صور ت و شکل منا سب آن زمان را پیدا می کند. بر این اساس، پیشوایان دین با حفظ اصل ساده زیستی، مقتضیات زمان خود را در نظر می گرفتند. این نکته مهمی است که باید در شناخت سیره ی معصومان مورد توجه قرار گیرد، چرا که در غیر این صورت باعث ایجاد شک و شبهه درباره ی زندگی آن بزرگواران می گردد. نمونه ی زیر حاصل عدم شناخت این نکته ی مهم در زندگی ائمه ی اطهار (علیهم السلام) است.
اعتراض زاهدنمای صوفی مسلک به امام صادق (ع)
روزی سفیان ثور ی که خود از زهد فروش های عصر امام صادق (ع) بود، به نوع لباس آن حضرت اعتراض کرد و گفت :ای پسر رسول خدا (ص)!پیامبر (ص)و علی (ع) چنین لباسی را نپوشیدند که شما به تن کرده اید. حضرت در پاسخ فرمود : رسول خدا (ص) در عصری بود که فقر و تنگ دستی همه جا را فرا گرفته بود و آن حضرت مطابق شرایط آن زمان، چنان لباسی می پوشید ؛ ولی دنیا بعد از آن عصر، نعمت هایش را در همه جا فرو ریخت. شایسته ترین افراد به بهره مندی از این نعمت ها، نیکان هستند. سپس حضرت این آیه شریفه را خواند که :«قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق ؛(۲۲) بگو : چه کسی نعمت های زیبای خدا و روزی های پاک را که او برای بندگانش آشکار کرده، حرام نموده است» .ای سفیان ثوری ! آن چه را که از لباس ظاهر من می بینی برای حفظ آبرو نزد مردم پوشیده ام. سپس حضرت لباس ظاهر خود را بالا زد و لباس زیرین خویش را که زبر و خشن بود، به سفیان نشان داد و فرمود : این لباس خشن را برای نفس خود و آن لباس ظاهر را برای مردم بر تن کرده ام. (۲۳)
آن گاه امام (ع)اعتراض سفیان را به خودش برگرداند که در زیر لباس خشن خویش، جامه ای بس لطیف در برکرده بود (۲۴) و بدین طریق، روحیه ی ریاکارانه و زاهدنمای سفیان را آشکار کرد.
شرایط دوره ی امام صادق (ع) به گونه ای بود که باید به تناسب آن، نوع پوشش و لباس انتخاب شود. در عین حال اگر شرایط تغییر می کرد و مردم مدینه در سختی قرار می گرفتند، امام صادق (ع) به همان ساده زیستی بر می گشتند. از این رو معتب می گوید :امام صادق (ع) فرمود : چقدر طعام در نزد ماست ؟گفتم :بیش از چند ماه. حضرت فرمود : همه را بفروش. گفتم :در مدینه طعام نیست. حضرت فرمود :آن را بفروش. وقتی فروختم، حضرت فرمود : طعام را روز به روز خریداری کن و غذای عیالم را نصفی از گندم و نصفی از جو قرار ده. خدا می داند که می توانم به آنان گندم بدهم، ولی دوست دارم خدا مرا ببیند که در زندگی اعتدال دارم. (۲۵)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *