شهادت با ۴۱ گلوله!

تیر ۱۳

شهادت با ۴۱ گلوله!

خاطره ای از دکتر محمد حسین اسدی 

شهادت با ۴۱ گلوله!

به کوشش شهرام مهمان نواز

sdbr

شهید دکتر بهرام شکری یکی از دانشجویان رشته دندانپزشکی در اوایل انقلاب بودند. بهداری سپاه که در سالهای اوایل انقلاب تازه تاسیس شده بود زیر نظر تعاون سپاه فعالیت می کرد البته سپاه مثل الان نبود مثلا سپاه تهران بعنوان سپاه منطقه ۱۰ معروف بود وسپاه هیچ بیمارستانی نداشت  که بعدها در همین مجتمع ولایت در اقدسیه اولین بیمارستان سپاه بنام بیمارستان ولیعصر (عج) تاسیس شد .چند نفر جوان بنده وآقای جواد عبادی وآقای علی سائری وبرادر نجیمی مر کز امداد پزشکی سپاه را تاسیس کردند که در یک خانه  ویلایی مصادره ای روبروی بیمارستان ژاندارمری سابق (ولیعصر فعلی )در بالای میدان ونک  در کوچه پیروزفعالیت می کردیم.

در اوایل انقلاب در هر نقطه ای از کشور آشوب ودرگیری برپا بود در ترکمن صحرا-کردستان-گنبد-بابل و…  .وهر جا مجروحی بود سریع با آمبولانس ویا قطارو… مجروحان را به امداد پزشکی سپاه در تهران می فرستادند وکار امداد پزشکی این بود که مجروحان را با رزرو تخت در بیمارستانهای تهران  در آنجا بستری نماید ومشخصات وآمار مجروحان در دفتری ثبت می گردید.وبه مراجع مربوطه منتقل می شد.

 مرکز امداد پزشکی سپاه قسمتی بنام پذیرش داشت . این وظیفه رزرو تخت ها در بیمارستانها را انجام می داد که بنا به تشخیص به بیمارستانهای تخصصی ارتوپدی-مغز واعصاب و… منتقل می کرد که کار واقعا سختی را در آن دوران برعهده داشتند چراکه اول هم باید با بیمارستانها لینک می شدند وبیمار را سریعا به بیمارستان می رساندند دوم می بایست پاسخگوی خانواده ها می بودند که یک خط تلفن در آن زمان در پذیرش داشتیم که دائما پاسخگو وراهنمای سئولات خانواده های مجروحان بود وسوم اینکه آمار دقیق مجروحان را درسطح بیمارستانها باید رصد می کردند وبه مراجع مربوطه گزارش می دادند.

مرکز امداد پزشکی یک قسمتی هم داشت بنام قسمت پیگیری  امداد پزشکی که اغلب موتور سوار بودند وکارشان این بود که روزانه می بایست به مجروحان سرکشی می کردند واگر داروییی یا نیازی داشتند به آنها رسیدگی می کردند.ودیدار خامواده هایشان راهماهنگ کرده وآنها را توجیح می کردند.

دکتر بهرام شکری یکی از نیروهای قسمت پیگیری بودندند که با بنده کار می کردند قضیه شهادت شهید شکری برمی گردد به زمان انتخابات ریاست جمهوری که شهیدرجایی رئیس جمهور شدند. در زمان انتخابات ستاد امنیت ملی کشور اعلام کردند برای تامین انتخابات وبرای جلوگیری از آشوب بایستی رفت وآمد موتور سوارها ممنوع شود چرا که یکسری ترورها توسط موتور سوارها صورت می پذیرفت.

به همین خاطر فقط نیروهای کمیته وبرادران سپاه فقط با موتور حق تردد در سطح شهر را داشتند واین خود باعث شناسایی برادران سپاه وکمیته درآن زمان شد وتعداد زیادی را گروه منافقین با سلاح یوزی ترور کردند.در یکی از روزهای ایام انتخابات ریاست جمهوری ما دکتر شکری را برای پیگیری با موتور به داخل شهر فرستادیم که متاسفانه گروهک منمافقین با خودرو به موتور ایشان نزدیک شده با چهارده گلوله  ایشان را به رگبار بسته وبه شهادت رساندند. که  در همان روز چند نفر از نیروهای پیگیری ما به همین شیوه ترور شده وبه شهادت رسیدند که این کار ستاد امنیت را سئوال برد وبا پیگیری هایی که کردیم این تصمیم ستاد امنیت را عوض کردیم.

شهید شکری از نیروهای جوان و رعنا ،مومن ،انقلابی وبسیار آرام ومتین بودند که بسیار سخت کوش بودند چند روزی بود که به منزل نرفته بودند وهمسرشان با تماسی که با مرکز امداد پزشکی داشتند از اتفاق شهادت دکتر شکری مطلع شدند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *