عقل ساقط

تیر ۱۱

عقل ساقط

عقل ساقط

موسی ایمانی سوادکوهی

 Untitled-2DFNFGFN

عقل جزئی عقل را بدنام کرد / کام دنیا مرد را ناکام کرد

از نگاه روانشناسی اسلامی و یا به تعبیر دیگر علم النفس، نفس ناطقه انسانی گوهر حقیقی وجود انسان است،که موجودیست مجرد و تعقل نیز از جنس تجرد است. لذا نفس ناطقه انسانی قوه تعقل آدمی است که جهت تدبیر امورمادی در عالم ماده دارای قوای متعددی است که هر کدام از این قوا از طریق اسبابی عملی را به انجام می رساند و همگی این قوا در خدمت قوه عاقله می باشند.

در توضیح مختصر این قوا از انزل ترین مراتب حواس ظاهری است که دارای پنج قوه لامسه و شامه و بینایی و چشایی و گویایی است. همچنین دارای قوای مدرکه باطنی است که مهترین آنها قوه وهم و قوه خیال است.

وقوه عاقله بالاترین و تنه اصلی این درخت واژگونه وجود است. حواس ظاهری را قوای نباتی و حواس ظاهری به همراه قوای مدرکه باطنی را قوای حیوانی و جمع این حواس به همراه قوه عاقله را قوای انسانی می نامند.

قوه عاقله برای کسب استکمال و در عالم مادی از این قوا بهره می برد. بر همین اساس ادراکات آدمی حقیقت آدمیست لذا از این سخن اهمیت علم و عمل بیشتر روشن می شود.

خویش را بهر ابد نیک بسازیم  به علم / عمل و علم دو سازنده انسان آمد

همچنین در روایات در توضیح این حقیقت داریم که جهنم دارای هفت باب و بهشت دارای هشت باب است که در تفسیر انفسی این حقیقت، عالمان دین این هفت درب جهنم را پنج حواس ظاهری به همراه قوه وهم و خیال می خوانند که اگر تحت سیطره و قدرت قوه عاقله درآید و در خدمت قوه عاقله قرار گیرد هشت باب خواهد شد و این تنها راه رسیدن به بهشت آدم است که عقل حاکم بر مدرکات حسی و همی باشد.

اساس نزول شرع مقدس بر همین حقیقت استوار است تا با حفظ سلامت قوامی نباتی و حیوانی در خدمت قوای انسانی باشد. از این گفتار اهمیت طهارت و مراتب طهارت نیز آشکار می گردد.

به دلیل ایجاز در کلام عزیزان را به مقاله “مراتب طهارت” حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه از کتاب “وحدت از دیدگاه عارف و حکیم” ارجاع می دهیم.

پس لازمه تعقل حفظ قوای نباتی و حیوانی از ادراکات غیر ضروری است که به گفته حضرت علامه حسن زاده آملی روحی فداه : تعقل با تعلق سازگار نیست.

و هم و خیال اگر درست تصفیه و لایروبی نشوند چه بسا که وزیران خوبی برای پادشاه عقل نخواهند بود و عقل را از ادراک صحیح منحرف سازند.

بسیاری از مردم در طول شبانه روز و امورات روزمره خود از قوه و هم بهره می برند و گما نشان این است که تعقل می کنند، حال  آنکه کار قوه و هم ادراک جزئیات است به همین دلیل قوه و هم را عقل ساقط خوانده اند.

پیشرفت تکنولوژی و تکثیر صورت ها و پراکندگی و وسعت اشتغالات روزگار امروز نظام فکری و تعقل آدمی را دگرگون و مشوش کرده است. تامل و تفکر روشمند با بهره جستن از گوهر حقیقی وجود آدمی دستخوش ادراکات فراوان حسی و وهمی و خیالی شده است و کمتر انسانی از این کثرتها خود را مصون داشته و به مراتب بالاتر ادراک می رساند.

انسان امروز فهم خود را و لذات خود را بی آنکه علم به آن داشته باشد که لذات بالاتر و فهم بالاتری نیز می تواند وجود داشته باشد فدای ابتدایی ترین لذات کرده است  ودر عین حال کار خود را و علم خود را و زندگی خود را زندگی عالمانه وعاقلانه می داند.

حیله و مکر اندر این  ره سود نیست / هر که شد مغرور عقل او کود نیست

توقف در لذتهای حسی و خیالی و وهمی ما را از درک حقایق عقلی و لذت های عقلی محروم ساخته است.

اگر لذت ترک لذت بدانی / دگر لذت نفس لذت نخوانی

در عصر اطلاعات به راحتی اخبار گوناگون و مختلف را دریافت می نماییم و آنقدر حجم این اطلاعات زیاد است که فرصت تجزیه و تحلیل آنها را نمی یابیم و بی اختیارهمچون تخته پاره ای بی اراده در امواج مطالاطم قضاوت می کنیم بدون آنکه تفکر و تامل در قضاوت  و در نظرات ما راهی داشته باشد.

خردی را که آن دلیل بدیست / لعنتش کن که آن بی خرد است

این همان بی طهارتی در ادراکات قوای انسانی است که اگر قوای نباتی و حیوانی بر اساس تشریعیات، پاک و طاهر نگردد چگونه می تواند در خدمت قوه عاقله نفس ناطقه باشد و قوه عاقله اگر فعال نباشد پس تعقل ناب چگونه شکل خواهد گرفت. و اگر تعقل ناب شکل نگیرد  پس فهم حقیقت چگونه امکان پذیر خواهد بود.

عروس طبع را زیور ز فکر بکر می بندم / بود کز دست ایامم بدست افتد نگاری خوش

پس ای عزیز راه رسیدن به مقامات انسانی و عقلی رهایی از توهم و تخیل و طهارت قوامی آدمی بر طبق شریعت است تا طریقت نمایان شود و حقیقت کشف گردد .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *