شهر ۲۶

مبادا در خیالت ریاست جاگیر شود!

برشی از نامه عرفانی  آیه الله بید آبادی به میرزای قمی

 

دنیا چیست؟! آیا جز لقمه غذایی است که خورده می شود یا تکه لباسی است که پوشیده می شود یا زنی است که به نکاح درمی آید و همه این ها نزد صاحبان عقل چیزی جز وهم و پندار نیست.

کلّ مافی الکون وهمٌ أو خیال

او عکوسٌ فی المرایا أو ظلال

همه چیز که در عالم هستند یا وهم و خیال هستند یا عکس ها و نقش هایی که در آینه یا به صورت سایه نمودار می شوند یعنی نمود هستند نه بود.

آنچه در توان داری جانب خدای را آن چنان که در شأن اوست پاس دار و از او یاری بخواه و مجاهدت کن اولًا در راه خدای و سپس برای خدا، چون جهاد برای خدا سبب رسیدن و نیل به مقصد می باشد همان طوری که خدای تعالی خود در قرآن فرمود:

آنان که برای ما جهاد می کنند، آنان را بر راه های خودمان هدایت می کنیم.]

امام زین العابدین علیه السلام نیز به آن اشاره فرموده در این دعا:

«مَن وفا بعهدک و تعبَ نفسَه فی ذلک و اجهدها فی مرضاتک فاهلٌ للبشاره».

الهی آن که به عهد و پیمان تو وفا نموده و خود را در آن به سختی و مشقت انداخته و برای جلب رضای تو کوشش نموده، سزاوار بشارت و پاداش است.

و سرّ آن که جهاد برای خدا موجب نیل به مرام و مقصد است این است که بنده مخلص را بدون فنای تمامی وجود و تسلیم نمودن امور به ولی خود، راه نجات دیگری در این دنیای مادی متصور نیست.

با به جای آوردن نمازهای نافله به خدای تقرّب جوی تا آن که حق چشم و گوش تو گردد و در زمره مردانی باش که بر پیمان و عهد خدا وفادار مانده.

و امانت را به صاحب آن برگدانیده و به سوی خدای خویش که سرور و مولای حقیقی آنان بوده بازگشت نموده اند. در زیر آسمان های خدا، اولیا و بندگان محبوبی می زیند که کسی غیر حق آنان را نمی شناسد.

اگر بر این اندازه قادر نبودی- و البته بدون توفیق الهی و قطع تعلقات و تحمل سختی های طاقت فرسا قادر نخواهی بود- پس راه اصحاب یمین را در پیش گیر و سعی کن داخل آنان باشی که در حدیث وارد شده که:

اکثر بهشتیان را صاحبان عقل های ناقص تشکیل می دهند آنان که به زنان و دختران و غلامان و نعمت های بهشتی بسنده کرده و از رضوان جمال الهی و قرارگاه صدیقین در بارگاه حق تعالی چشم پوشی نموده اند.

آگاه باش که اکثر اهل دنیا در غفلت به سر می برند نه خیر و نفعی در آن ها هست و نه چاره ای از معاشرت با آن ها وجود دارد. پس باید جایگاه و مرتبه آنان را بشناسی و تا زمانی که در منزل و مأوای آنان هستی با آن مدارا نمایی و هر کدام را در رتبه شایسته خویش قرار دهی.

البته در این مدارا و رعایت حال آنان نباید دینت را سرسری بگیری یا به اهل ظلم و ستم اعتماد و تکیه کنی. پس باید اذیت و آزار اهل دنیا را تحمل کنی، زیرا آسایش و نعمت های سرای بازپسین به سختی ها و شداید این عالم مادی پیچیده شده است؛ تا این شداید را تحمل نکنی به آن نمی رسی. پس همراه آنان که ایمان آورده اند صبر و پایداری نیکو بنما و بر خدایت اعتماد کن و او را وکیل و کارگزار خود قرار ده.

– هشیار باش که لجام و افسار نفست را در چراگاه رخصت های []

شرعی آزاد نگذاری زیرا آن رخصت ها و اذن ها از جانب شارع برای اهل زمان بوده که همان صاحبان عقل های ضعیف و زنان و اطفال و ناآگاهان می باشند.

زندگی و گذران مولایت، پیشوای جن و انس حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را یادآور باش که چگونه این دنیا را سپری نموده، از نان جوینی آغشته به روغن پرهیز نمود و تناول نکرد.

و مبادا که با خود بگویی چه کسی نعمت های الهی را حرام نموده؟! زیرا این خیال باطل از وساوس ابلیس و موجب بازماندن از رتبه های عالی اهل عرفان و یقین است چرا که بین حرام شدن با محروم ماندن نفس از رتبه های عالی فرق آشکار و روشن وجود دارد [یعنی آن چنان نیست که هر چیزی که حرام نباشد ارتکاب آن جایز است. بلکه آنان که خواهان مراتب عالی هستند از خیلی امور که حرام نیست اجتناب می کنند].

به همین دلیل خاتم رسل و راهنمای اهل حقیقت حضرت

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مورد عسل مخلوط با شیری که ام ایمن آورده بود، فرمودند:

می توان به یکی از این ها کفایت کرد، نه آن ها را می نوشم و نه تحریم می کنم.]

و آن حضرت هنگامی که از خوردن حلوا اجتناب نمود، فرمودند:

که می ترسم در قیامت به من گفته شود که: خوشی هایتان را در دنیا سپری کردید.

و هم آن حضرت فرموده اند: حذر کیند از تن آسایی و تن پروری و مشغول شدن به کارهای بیهوده و خوشگذرانی و عادت به خوردن میوه های لذیذ.

-و هم در بعضی دعاها فرموده اند: خدایا به تو پناه می برم از خو گرفتن به خوردنی ها و نوشیدنی های لذیذ و گوارا.

پس خوشی های خود را در دنیا سپری نکن  و بهره و نیازمندی خویش را در آخرت فراموش منما، زیرا که لذت های سرای بازپسین ماندگار و نفعش بیشتر است.

زینهار از صرف لقمه های مشکوک و شبهه دار، و فرو رفتن در مباهات، که موجب قساوت قلب و مایه محرومیت از درک لذت مناجات است.

زینهار از طلب ریاست، مبادا در خیالت ریاست جاگیر شود، زیرا کسی که بدون داشتن صلاحیت، ادعای ریاست کند از رحمت خدا به دور است و همچنین کسی که در آرزوی رسیدن به آن باشد باز از رحمت الهی به دور است.

ریاست جز برای کسانی که شایستگی آن را داشته باشند روا نیست و کسانی که شایستگی آن را دارند مؤمنانی هستند که خواهش های نفسانی را مهار نموده و نفس خود را رام ساخته و دل های خود را به یاد آخرت و با ذکر و یاد الهی زنده نموده، و ضمیر خود را از غیر خدا پالایش کرده و لحظات زندگی خود را در جلب رضای حق صرف کرده اند چندان که قلب ها و دل های آنان محل جلوه مشیت و خواست الهی گردیده و جز خواست خدا چیزی نمی خواهند.

از مجالست با ریاست طلبان برحذر باش، خصوصاً کسانی که علاوه بر ریاست طلبی- بدون داشتن نشانه ای از علم- ادعای علم نیز می کنند، زیرا آن ها خدای خویش را از یاد برده اند و همین موجب گردیده که خود را نیز فراموش کرده  و به دنبال لذت های پست حیوانی باشند و در توجیه کار باطلشان به آیات متشابه استناد کنند. آگاه باش که آنان به زودی در اثر این کارهای ناروا به عذاب الهی و آتش قهر او گرفتار خواهند شد و به سزای عمل خویش خواهند رسید.

بعد از پاکسازی قلبت از غبار معصیت و خواهش های نفسانی، به دل خود رجوع کن. حاصل کلام آن که بر تو لازم است که عقاید و باورهای خود را از ره استدلال و حقیقت های الهی و عرفانی درست گردانیده و استوار سازی و درونت را به خلق و خوی شایسته و پسندیده و اوصاف فرشتگان زیور دهی، و آداب شرعی و عبادت های بدنی را با شرطی که بر آن ها مقرر شده به جای آری، تا آن که صحت و راستی و حقیقت آن ها را با چشم بصیرتت و دل پاکت به عیان ببینی.

البته این مراتب والا، با آرزو و هوس حاصل نمی گردد و با ظاهرسازی از قبیل عبا و قبا بر دوش انداختن و انگشتر عقیق به دست کردن و عصا برداشتن و جامه عالمان و عابدان و پارسایان پوشیدن و یا خود را از نظر نسب به سلسله پاکان نسبت دادن به دست نمی آید بلکه برای کسب آن باید از دنیا بگذری و دوستی آن را از دل بیرون کنی.

آگاه باش که انسان لذت ایمان را وقتی خواهد چشید که به دنیا بی اعتنا باشد و دوستی آن را از دل بیرون کند و به این فکر نباشد که دنیا به کام چه کسی شد و نیز نشستن در حلقه شاگردان و تفاخر به آنان و یاد مدرسه و شاگردان آن را فراموش کند. بعد از آن هم در تمام کارهایی که انجام می دهد یا ترک می کند نیت پاک و اخلاص کامل داشته باشد. و وقتی که ترک دنیا و خارج نمودن دوستی آن از دل، برای کسی حاصل شد، آن وقت است که اشک ها از چشم ها جاری خواهد گردید و دل به یاد خدا نرم خواهد شد.

البته برای این منظور، در اول کار باید عمل هایی را که تحمل آن بر نفس سنگین است انجام دهد، تا تکه گوشتی که به نام قلب در درون انسان نهفته است اصلاح شود، که اگر قلب به صلاح آید باقی اعضا و جوارح نیز به صلاح خواهد گرایید که رمز ماندگاری بهشتیان در بهشت و دوزخیان در دوزخ به سبب همین نیت های قلبی است. البته این رشته سرِ دراز دارد.

پس دلت را به دستورات قرآن و حدیث مشغول دار، که اگر تو او را به کار نگیری او تو را با وسوسه های درونی مشغول خواهد ساخت.

نفست را در خواهش هایش رها و آزاد نگذار چون نفس همیشه در پستی و خواری خود سعی و تلاش دارد. و رستگار کسی است که نفس خود را بپالاید و او را از آرزوها و خواهش های باطل بازدارد.

اما در مورد زیارت: بر تو لازم است که تلاش و همت کنی که شرایط و آداب زیارت را به نحو شایسته و کامل به جای آری و آن کس را که به زیارتش رفته ای تعظیم نمایی و حریم حرمتش را نگهداری، و زائران را مساعدت و یاری نمایی.

برحذر باش که در خواندن زیارت نامه، در این گفته ات دروغگو نباشی، آن جا که می گویی: شهادت می دهم و اعتراف می کنم که (ای امام بزرگوار) شما جایگاه مرا ناظر هستی و به گفته های من واقفی و می شنوی. و از گردش در رواق ها و صحن ها و تماشای آئینه کاری ها و چلچراغ ها و گفتگو با این و آن و توجه به مردم در حرم مطهر پرهیز کن که این کار لایق و شایسته بندگان پاک و برگزیده نیست.

تا زمانی که شوق و میل باطنی به زیارت و دعا داری در حرم باش و زمانی که میل تو، به سستی گرایید بلافاصله از حرم خارج شود که ذکر

نگفتن بهتر است از ذکری که با غفلت و بی توجهی به محتوای ذکر همراه باشد.

در حرم مطهر برای پدر و مادرت و نیز کسانی که حقی بر تو دارند [مانند بزرگان دین و اساتید، خویشاوندان و دوستان ] دعا و طلب رحمت نمای.

این راه و روشی است که هر کس را که تبعیت مرا بکند او را به سوی آن دعوت می کنمو البته توفیق اجابت از خداست و خداست که حق را بیان می کند و به راه راست هدایت می نماید. و کسی را که خداوند او را بنابر مقتضای عمل های بدش گمراه نماید برای او هدایت گری نخواهد بود و کسی را که خداوند واعظ درونی و راهنمای قلبی برایش قرار ندهد او سرپرست و راهنمایی نخواهد داشتو هدایت فقط از جانب خداست و در دست اوست و هیچ کس نمی تواند آن کس را که دلش می خواهد هدایت کند.]

منبع : تذکره السالکین؛ ص۶۸ , صداریی خویی،علی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *