بهم ۱۸

مرا حلال کن!

گفتاری از استاد فرحزاد

مرا حلال کن!

24

پیامبر فرمودند: «یا علی لکل ذنب توبه إلا سوء الخلق‏ فإن صاحبه کلما خرج من ذنب دخل فی ذنب‏» تعبیر بسیار تندی است. فرمودند: یا علی هر گناهی توبه دارد و آمرزیده می‌شود الا بد اخلاقی. یعنی خدا بد اخلاقی را نمی‌آمرزد. آدم‌های بد اخلاق و خشن بنشینند بگویند: الهی العفو! هیچ گناهی از اینها آمرزیده نمی‌شود. توبه‌ی آدم بد اخلاق قبول نمی‌شود. فرمودند: آدمی که افعال و کردارش دائم بد دهانی و بد زبانی و بد اخلاقی است، می‌گوید: ببخشید و باز دوباره دو ثانیه بعد شروع می‌کند. این چه فایده دارد! اگر از بد اخلاقی بیرون بیاید. استغفار هم نکند، خدا او را می‌آمرزد. ولی با وجود تندی و عصبانیت و بد اخلاقی هرچه هم استغفار کند هیچ فایده ندارد. 
در کتب معتبر اصول کافی و وسایل الشیعه هست که خدا توبه‌ی آدم بداخلاق را قبول نمی‌کند. باید خودش را اصلاح کند. امام صادق فرمودند: بد اخلاقی گناهی نا بخشودنی است. هم حق الناس است و هم اینکه توبه انسان بد اخلاق حالت مسخره‌ کردن دارد. توبه بد اخلاق این است که از این بد اخلاقی به هر حیله‌ و جهاد و مبارزه‌ای بیرون بیاید. بداخلاقی توبه ندارد مگر اینکه انسان تغییر رویه بدهد و خوش اخلاق شود.     
منظور از بد اخلاق کسی است که روش و منش او بد اخلاقی است. کسی که دیر به دیر از کوره در می‌رود و بد هم استغفار می‌کند، بد اخلاق نیست. منظور از بد اخلاق کسی است که اطرافیان می‌گویند: آدم تندی است. خشن است. بد اخلاقی بر او غالب است. ولی کسی که گوشه کارش یک موقع بد اخلاقی می‌کند قطعاً هم توبه‌اش قبول است و هم خدا او را می‌بخشد. ولی کسی که روش و منش او تندی و بد اخلاقی است، هبچ کاری نمی‌تواند بکند. استغفار هم فایده ندارد. 
در بسیاری از پیام‌ها هم در مورد شکایت از همسر و پدر و مادر و فرزند و کارفرمای بد اخلاق زیاد داریم. این واقعاً در جامعه ما یک معضلی است. قیام و نهضت پیغمبر ما برای اخلاق بود. پیغمبر خدا می‌توانستند بگویند: من مبعوث شدم مجاهد و رزمنده تربیت کنم. مردم را نمازخوان کنم. «إِنَّمَا بُعِثْتُ‏ لاتَمِّمَ‏ مَکَارِمَ الاخْلاقِ‏» (مکارم‏الاخلاق/ ص۸) پیغمبر آمده اخلاق را عوض کند. روش و سبک زندگی ما را عوض کند. این هدف پیغمبر است. لذا در روایت داریم کسی که بد اخلاق است «لَمْ یَزْدَدْ مِنَ‏ اللَّهِ إِلا بُعْداً» (کافی/ج۱/ص۴۴) دائم از خدا و پیغمبر دور می‌شود. آدمی که بد اخلاق است، دائم نماز بخواند و ذکر بگوید و قرآن بخواند، جز اینکه از خدا دور شود هیچ فایده‌ای برایش ندارد. نماز و روزه و عبادت وقتی مفید است که ما را به اخلاق خوب برساند. آدم بد اخلاق هرچه هم نماز می خواند و عبادت می‌کند، بخاطر بد اخلاقی آنها را ضایع می‌کند.
اگریک عسلی که بهترین ماده غذایی است، صدها سال هم بماند فاسد نمی‌شود. همین عسل اگر درونش خاک بریزی دیگر قابل استفاده نیست. بهترین اعمالی که شما انجام دهی اما بد اخلاقی کنی، همه اعمال را از بین بردی. این روایت‌ها همه در کتابی به نام «زیبایی اخلاق» چاپ شده است و بارها معرفی کردیم. 
از پیغمبر سؤال کردند: یا رسول الله! یک خانمی است شب تا صبح عبادت می‌کند و روزها هم همیشه روزه می‌گیرد. فقط دو ایراد دارد. نسبت به اطرافیانش بد اخلاق است. همسایه‌هایش را هم آزار می‌دهد. پیغمبر در پاسخ به این سؤال فرمود: مستقیم به جهنم می‌رود. حدیث داریم بد اخلاق اول خودش را آتش می‌زند. آدم‌های بد اخلاق اول با خودشان دعوا دارند. از درون متلاطم هستند و به بقیه هم منتقل می‌کنند. اول خودش را به آتش می‌کشد و بعد دیگران را هم با این رفتارش به آتش می‌کشد. بد اخلاقی را از نماز و روزه واجب‌تر بدانیم. نماز و روزه ما را به جایی باید برساند که خوش اخلاق شویم. بد اخلاق حق الناس عظیمی بر گردن دارد. حق الناس هم فقط مالی نیست. آبرو و دل شکستن روحیه مردم هم حق الناس است. 
یک نفر خدمت امام صادق آمد و فرمود: خانم من خیلی تند و بد اخلاق است. حضرت فرمودند: او را نزد من بیاور. فرمودند: چرا با شوهرت تندی و بد خلقی می‌کنی؟ گفت: بی‌خود گفته! من همینم که هستم. زیر بار نرفت و اصرار داشت. حضرت فرمودند: بخاطر اینکه تو اصرار در کار بد خود داری سه روز دیگر مرگ تو می‌رسد و از دنیا می‌روی. و آن خانم سه روز دیگر از دنیا رفت.       
غضب و تندی کلید تمام بدی‌هاست. امیرالمؤمنین فرمود: سرچشمه تمام خوبی‌ها خوش اخلاقی است. بعضی‌ها با خدا قهر هستند. مصیبتی می‌رسد با خدا دعوا می‌کنند. با خدا بد اخلاق است. با پیغمبر و امام قهر می‌کند. با خلق خدا قهر می‌کند. این روش غلط است. آنهایی که خیلی عصبانی و تند هستند، با خودشان عهد کنند که هرگاه عصبانی شدند، ده هزار تومان به فقیر بدهند. چطور مقررات را رعایت می‌کنید که جریمه نشوید. خودمان هم جریمه کنیم. یا پول بدهیم یا روزه بگیریم. هرکاری که برای ما سنگین است. همینطور که بد اخلاقی ریشه همه بدی‌ها است، خوش اخلاقی هم ریشه همه خوبی‌ها است. 
توبه آدم بد اخلاق قبول نمی‌شود. آدم خوش اخلاق نمی‌خواهد توبه کند. کسی که از خوش اخلاقی او همه تعریف می‌کنند، پیغمبر ضمانت کرده که هیچ استغفار هم نمی‌خواهد بکند. خوش اخلاقی گناهان را ذوب می‌کند. همانطور که خورشید تابنده بر برف و یخ می‌تابد. یعنی اگر گناه زیادی هم کردی، ولی خوش اخلاق هستی، نیاز به استغفار نیست. کسی که نماز نمی‌خواند، با خدا بد اخلاق است. نعمت‌های خدا را شکر گزار نیست. از خدا بریده است. با خلق خدا خوش اخلاق است، با خدا بد اخلاق است. این مؤاخذه می‌شود. چوب حق الله را می‌خورد. 
افرادی که خوش اخلاق هستند، فقط واجبات را انجام بدهند. واجبات ویتامین و انرژی لازم بدن است. هیچ مستحبی در عمرشان هم انجام ندهند ایرادی ندارد. امامان ما ضمانت کردند که «حسن الخلق یبلغ بصاحبه درجه الصائم القائم المجاهد فی سبیل الله» کسی که همه از مهربانی و محبت او تعریف می‌کنند، واجباتش را انجام بدهد و بخوابد. فرمود: ثواب کسی را دارد که شب تا صبح عبادت می‌کند. این در بهترین جای بهشت هم نشین پیغمبر است. پیغمبر ما فرمود: چه کسی از همه به خدا نزدیک‌تر است؟ معیارش گریه زیاد نیست. عبادت زیاد نیست. دانستن و علم زیاد نیست. معیارش خوش اخلاقی است. هرکس که خوش اخلاق‌تر است به خدا و چهارده معصوم نزدیک‌تر است. لذا فرمود: درجه کسی که شب تا صبح عبادت کرده و روزها روزه گرفته است، ثواب مجاهدی را دارد که شب و روز در خط مقدم جبهه می‌جنگد. این جهاد اکبر است. در این جامعه که ما زندگی می‌کنیم، این از تیر و نیزه جنگ سخت‌تر است. یعنی جهاد اکبر است و واقعاً سخت است. خیلی‌ها جهاد اصغر را تحمل می‌کنند، حاضر هستند به جبهه بروند. ولی بد اخلاقی همسر و پدر و مادر را نمی‌توانند تحمل کنند. اصلاً بعضی‌ها برای فرار از اینها به جبهه می‌روند. 
پیغمبر می‌فرماید: توبه آدم بد اخلاق قبول نمی‌شود. این خیلی مهم است. چون فایده ندارد و باید از این مرحله بیرون بیاید. روایت داریم انسان حلیم و بردبار در افق انبیاء است. «وَجَبَتْ مَحَبَّهُ اللَّهِ عَلَى مِنْ أُغْضِبَ فَحَلُمَ» پیغمبر خدا فرمود: واقعاً بنده آرزوی من این است که نام من حبیب الله است، واقعاً دوست خدا باشم. یعنی چیزی بالاتر از محبت خدا پیدا نکردم. خدا من را دوست بدارد. در روایت داریم خدا کسی را که دوست دارد، اگر گناهی هم برایش پیش بیاید، به او ضرر نمی‌زند. بچه‌ای که محبوب پدر و مادر است، هزار خطا هم بکند، پدر و مادر او را می‌بخشند. چه کنیم محبوب خدا شویم؟ پیغمبر خدا فرمود: قطعاً خدا دوست می‌دارد آن کسی را که وقتی به غضب می‌آید، بخاطر خدا خشمش را فرو ببرد. سکوت کند و با نرمی و ملایمت جواب بدهد. خدا می‌گوید: واجب است تو محبوب من شوی. من تو را دوست دارم و دیگر لغزش‌های دیگر تو را نمی‌بینم. «وَجَبَتْ مَحَبَّهُ اللَّهِ عَلَى مِنْ أُغْضِبَ فَحَلُمَ» محبت خدا قطعی می‌شود بر کسی که او را به خشم بیاورند و نرم و آرام و ملایم باشد.
مرحوم آیت الله صافی گلپایگانی برادر این مرجع بزرگوار نقل می‌کند. می‌گوید: ما درس مرحوم آیت الله بروجردی در مسجد اعظم می‌رفتیم. نشستیم که آقا بیایند منبر بروند و تدریس کنند. یک سید پیری که عوام الناس بود، احتیاج داشت که به او کمک کنند، کنار آقای بروجردی نشست. گفت: به من کمک کنید. من گرفتار هستم. آقا فرمودند: من آماده‌ هستم که درس بدهم. شما منزل بیایید من به شما کمک می‌کنم. این سید آمد کنار مرحوم صافی گلپایگانی نشست و به ایشان گفت: می‌شود من یک سؤال فقهی و احکام بپرسم؟ گفتم: بپرس. رفت کنار آقای بروجردی نشست و خواست سؤالش را مطرح کند. آقای بروجردی فکر کرد ایشان دوباره درخواست کمک دارد. فرمودند: به شما گفتم: پول همراهم نیست، منزل من بیا. آقای صافی گفتند: آقا الآن پول نمی‌خواهند. الآن سؤالی دارند! آقای بروجردی خیلی ناراحت شد که چرا من برداشت بدی کردم. افتادند دست این پیرمرد را ببوسند. مرجع تقلیدی که امام(ره) درس ایشان می‌رفتند. خم می‌شود و دست سید پیرمرد فقیر را ببوسد. 
مرحوم شیخ محمد تقی بافقی یزدی(ره) هرکجا می‌رفت یک شاخص مهم ایشان امر به معروف و نهی از منکر بود. ایشان یک زمانی در قم به حمام می‌رود، در حمام می‌بیند یک سرهنگ ارتشی زمان رضاخان دارد صورتش را با تیغ اصلاح می‌کند. تراشیدن ریش با تیغ حرام است. جلوی ایشان می‌آیند و می‌گویند: آقاجان! برادر عزیز حیف است، تراشیدن ریش حرام است و خدا دوست ندارد. سرهنگ هم آدم مغروری بود و به او برخورد. یک سیلی در گوش ایشان می‌زند. ایشان با کمال متانت و نرمی می‌فرماید: عیب ندارد به صورت من زدی. ولی من می‌خواهم شما در آتش جهنم نروی! شما خوب شوی و بنده خوب خدا شوی. مرا زدی طوری نیست. وقتی بیرون می‌آید می‌بیند همه او را احترام می‌کنند، ایشان عالم بزرگ قم است. ایشان کسی بود که یک تنه با رضاخان مبارزه کرد. رضاخان گفت: مادرم مرد او بیاید نماز بخواند. کسی بود که حرفش خریدار داشت. آدم بسیار شجاعی بود. روایت داریم آنجایی که آدم می‌تواند غضب کند ولی بخاطر خدا کظم غیظ کند و خشمش را فرو ببرد، خدا قلبش را از رضایت و محبت خود پر می‌کند. این سرهنگ وقتی می‌بیند در گوش آ شیخ محمد بافقی زده آنقدر تعجب می‌کند و می‌آید عذرخواهی می‌کند. مرا حلال کن! 

 

سمت خدا ۱۲/۷/۹۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *