معنویت در مدیریت

تیر ۰۹

معنویت در مدیریت

برشی از یک مقاله بلند

معنویت در مدیریت

، دکتر احمد عامریون  محمد رضا خراشادی زاده

Untitled-3serhrf

مقدمه

قلمرو مدیریت و سازمان، چه به  لحاظ نظری و   چه   به  لحاظ عملی ، اخیراً  تحت  تأثیر  نیرویی    قدرتمند  تحت  عنوان   معنویت قرارگرفته که اگر به درستی اداره و هدایت شود، به نظر می رسد ظرفیت لازم  برای منجر شدن   به      ژر فترین تشریک مساعی، نه تنها در زمینه های حرفه ای، بلکه برای بروز انسانیت تمام عیار را دارا باشد.(۱)

اگرچه تا چند دهه قبل، باور غالب بر این بود که این نیروی عظیم برای جهان مدیریت و بازرگانی مناسب نیست و  هم  چنین این موضوع منحصراً در ادبیات مورد بحث و گفتگو قرار می گرفت اما اکنون به عنوان موضوع پژوهشهای دانشگاهی و علمی بطور جدی مطرح است.(۲, ۳)

این نیروی قدرتمند چنان بر اصول مدیریت و بازرگانی پرتو افکنده و نظریه های آن را تحت تأثیر قرار داده که از نظر برخی صاحب نظران به عنوان یک تحول و پیشرفت اساسی در حوزه مدیریت و بازرگانی شمرده می شود.(۳, ۴)

به رغم انتقادات و تردیدها در زمینه های نظری و تجربی،  روند رو به رشد   تحقیق و پژوهش  درباره ی این  موضوع در  میان دانشگاهیان، پژوهشگران مشاوران و نظریه پردازان  علم مدیریت و سازمان غیرقابل انکار است؛ تا جایی که سازمانهای مدیریتی حرفه ای، هم چون آکادمی مدیریت و آکادمی بین المللی رشته های بازرگانی در سال ۲۰۰۱ این حوزه مطالعاتی را به رسمیت شناخته اند.(۳, ۵)

 بر این اساس، بسیاری از آنان معنویت را به عنوان منبعی پایدار برای سازمانها دانسته اند که می تواند به آنها  د     ر زمان های پرتلاطم و آشوب زده، یاری  رساند و تناقض نمایی نظم و بی نظمی در سازمان را حل و فصل  کند و بدون طرد هر یک ، آنان را  به صورت مقتضی به کار ببندد،  چرا که سازمانها برای فعالیت مستمر در عرصه های مختلف، نیازمندِ رفت وآمدِ  همیشگی  بین    دو حالت تغییر و ثبات هستند. (۶, ۷

قلمرو مدیریت و سازمان، چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی، به  تازگی تحت تأثیر نیرویی قدرتمند قرارگرفته که  اگر به

درستی اداره و هدایت شود، به نظر می رسد ظرفیت لازم را برای منجر شدن به ژرفترین تشریک مساعی، نه تنها در زمینه های حرفه ای، بلکه برای بروز انسانیت تمام عیار، دارا باشد.(۱, ۷)

مدیریت اسلامی

اگرچه در قرآن کریم از واژه مدیریت به صراحت نام برده نشده است، لیکن واژه عربی یُدبِّر که در این کتاب مقدس به کار رفته، به معنای هدایت، راهنمایی، اداره کردن، شروع، طراح و مهندس، راهبر، ارتشبد، تنظیم کردن، در   استخدام و خدمت کسی بودن، خوب اداره کردن، صرفه‌جویی و در مقیاس اقتصادی در آوردن، تهیه یک طرح، هدایت عرصه   کسب و کار و مانند اینهاست.

واژه یُدَبَّر در قرآن در چهارده آیه شریفه آمده است. سوره مبارکه یونس، آیات ۳ و ۳۱؛   سوره مبارکه   رعد آیه ۲ و سوره مبارکه سجده آیه ۵ (۲۳) خداوند در پیام آسمانی‌اش بعد از کلمه الله که ۲۷۰۰ بار تکرار شده، کلمه رب را بیشتر از هزار بار به میان آورده است.

مسئله ربوبیت یعنی تدبیر حاکم بر جهان ،و مفهوم‌اش این است که تمام عالم هستی، تحت مدیریت واحدی قرار دارد و مدیر الله است. واژه رب در اصل به معنی سرپرست، اصلاح کننده، مدیر و مدبّر چیزی است؛ و از ریشه تربیت به معنی پرورش چیزی، مرحله به مرحله تا به حد کمال برسد، گرفته شده است.

مدیریت در کلام وحی

خداوند بزرگترین مدیر و مدبر جهان است (آیه ۵ از سوره سجده)

در تمام هستی مدیریت و نظم دقیقی به کار رفته است (آیه ۲ از سوره رعد)

خداوند سرپرست کسانی است که ایمان آوردند (آیه ۲۵۷ از سوره بقره)

ریاست عامه و رهبر و مدیر اجتماع مسلمین با پیامبر اکرم (ص) است (آیه ۵۹ از سوره نساء)

بعد از پیامبر ولی و سرپرست شما کسی است که در هنگام رکوع زکات می‌دهند (آیه ۵۵ سوره مائده)

خلافت و رهبری زمین بر عهده نوع انسان است (آیه ۳۹ از سوره فاطر و آیه ۵۵ از سوره نور)

مدیریت در کلام پیامبر اکرم (ص)

هنگامی که حاکم و مدبر جامعه تغییر می‌کند و در اخلاق و رفتارش دگرگونی حاصل می شود، زمان دگرگون می‌گردد.

پیشوا و زمامدار ستم کار بهتر از فتنه و فساد است، گرچه هر دو فاقد خیر و خوبی هستند.

کسی که متولی امور ده تن شود، باید اندیشه چهل نفر را داشته باشد، و کسی که مسئولیت اداره چهل نفر را برعهده بگیرد، باید عقل و اندیشه چهارصد نفر را دارا باشد.

بهترین مدیران و فرمانروایان کسانی هستند که استعدادهای گوناگون را در زیر چتر مدیریت گردآورند، و بدترین مدیران کسانی هستند که مجموعه همسو و هماهنگ را متفرق سازند.

امام پیشوا و مسئول امت است.

مدیریت در کلام حضرت علی (ع)

علل سقوط اجتماعی و اقتصادی دولت را در چهار چیز می‌داند: سوء تدبیر، ضعف مدیریت، تبذیر ناروا و هزینه‌های زیان بار اقتصادی.

تدبیر و مدیریت خوب، سرمایه اندک را افزون می‌کند، اما مدیریت و تدبیر سوء، سرمایه انبوه را نیز نابود می‌سازد.

مشابهت مردم به امرا و فرمانروایان‌اشان، بیش از شباهتی است که به پدران خود دارند.

موقعیت مدیر در جامعه و سازمان با اهمیت است. حضرت می‌فرمایند: موقعیت من برای خلافت و مدیریت جامعه اسلامی همانند قطب وسط آسیا است.

مکان زمامدار و موقعیت فرمانده و قیام کننده به امور دین در مملکت، مانند رشته مهره‌ای است که کارش جمع‌کردن مهره‌ها است، و آن را به هم پیوند می‌دهد، پس اگر رشته بگسلد، مهره‌ها از هم جدا شده، پراکنده می‌گردد؛ و هرگز همه آنها به  تمامی جمع نخواهد شد.

اهداف مدیریت اسلا می

برقراری عدالت اجتماعی و اقامه قسط و عدل در سازمان

احقاق حق افراد سازمان

تعلیم و آگاهی بخشیدن به افراد سازمان، و تربیت معنوی و احیای ارزش‌های اخلاقی

ایجاد فرصت و فراهم ساختن زمینه رشد، تعالی، کمال شایسته و توفیق قرب الهی در افراد سازمان

فراهم ساختن فرصت و امکان به فعل درآوردن توانایی‌های باالقوه افراد، و بروز قوه خلاقیت، سازندگی و ابتکار در افراد سازمان

هدایت، حمایت، تقویت، یاری و مساعدت به افراد سازمان به جای تفتیش، بازرسی و انتقاد جویی

فراهم ساختن زمینه‌های شور، تبادل نظر، هم اندیشی، تعامل افکار و تعامل میان افراد سازمان

برقراری روحیه برادری و برابری افراد سازمان و برقراری روابط انسانی

حل مشکلات فردی، سازمانی و اجتماعی

تأمین مصالح مادی و معنوی افراد و سازمان

پی نوشت :

منابع و اصل مقاله در دفتر مجله موجود است

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *