بهم ۲۴

مقصد دیار حبیب است!

 سفرنامه ای از سرزمین طف  

مقصد دیار حبیب است!

علی مهتدی/دانشجوی پزشکی

50

مسیر کوی دلدادگی و مقصد دیار حبیب است؛ با دلی آکنده از شور و شیدایی ، اما این دل ها تنها نیستند چه بسیار دل هایی که درحسرت و ارزوی این سفر آسمانی شب ها را روز می کنند و منتظرند تا طلبیده شوند. اما به ظن من این سفر هم خواستنی است هم دادنی. باید خواست و دل کند از تعلقات فراوان روزمره و از حضرتش مدد جست و اصرار کرد بر نیت و دادنی است چرا که صاحب آن بقعه و بارگاه عظیم هم باید روی  خوش نشان بدهد و اذن دخول بدهد و البته اهل فضل و سخن این نکته ظریف را هم گفته اند: گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست !

بُعد اجتماعی سفرهای زیارتی مثل کربلا یکی از مهم‌ترین ابعاد آن است. شما باید قبل از سفر از همه خداحافظی کنی. این همه چه کسانی را شامل می‌شود؟ 

آیا باید با دوستانی که چندین سال است او را ندیده‌ای هم خداحافظی کنی؟ اصلاً چطور می‌توانی مطمئن شوی که با همه خداحافظی کرده‌ای؟

به دفترچه تلفن موبایلم مراجعه می‌کنم. چیز خاصی نیست فقط ۱۰۰۰ اسم در دفترچه تلفن است! تصمیم‌گرفتم خداحافظی عمومی را به صورت یک متن پیامکی برای آشناها بفرستم. 

«بخواست خدا عازم سفر کربلای معلی و عتبات عالیات هستم. در کنار حرم ارباب دعاگویتان خواهم بود. حلال کنید»

به بعضی اقوام و دوستان تلفنی زنگ زدم و تک تک خداحافظی کردم. 

به هر حال تا آنجا که ذهنم قد می‌داد از همه خداحافظی کردم. اما مشکل این بود که بعضی پیامک‌ها به دلایل مختلف نرسیده بود از جمله تغییر شماره بعضی‌ها و همین باعث گلایه و … بعد از سفر شد.

مسئله دیگر سفارشات دعاهای خاص و یادآوری خاص بعضی از آشناها است. بعضی‌ها که خودشان به من زنگ زدند و سفارش فلان حاجت و فلان حاجت دادند. بعضی هم سفارش می‌کردند که مثلاً چراغ برق دیدی یاد ما باش!…

بعضی‌ها هم هیچی نگفته بعد از سفر توقع داشتند که به اسم دعایشان کرده باشم! 

*آغاز سفر

 بوی خوش اسپند فضای محیط را انباشته کرده و رهگذران همه چشمان جست و جوگرشان به اتوبوس خیره است. با رسیدن دیگر زائران،قضیه جدی تر می شود. کارت های شناسایی توزیع می شود و راهیان سفر ، از رکاب اتوبوس بالا می روند.  بدرقه کنندگان و همراهان زیادی دور اتوبوس حلقه زده اند و به هر زائری که می رسند التماس دعا می گویند. چشم هایی که در حسرت دیدار و وصال معشوق به سر می برند کم کم بارانی می شوند.  حالا وقتی است که باید حرکت کرد. همه سرجایشان قرار می گیرند و اتوبوس از دانشگاه دل می کند.

از تهران با همه خاطرات و خطراتش دل می کنیم و به مسیر اصلی وارد می شویم به سمت غرب.

* مرصاد؛ هزیمتگاه منافقین

اتوبوس نفس زنان سینه کش ها را پشت سر می نهد. از تنگه مرصاد و یادمان شهدای عملیات مرصاد می گذریم ، مرصاد و روزهای خفت و خواری کینه توزان منافق است که مذبوحانه از این تنگه گریختند . آنهایی که هوای فتح سه روزه تهران را در سر می پروراندند. هر چه جلوتر می رویم، حال و هوای جنگ و روزهای خون و حماسه هشت سال دفاع مقدس بیشتر زنده می شود.

صبح ساعت ۷ به مهران می رسیم. خیلی دوست داشتم مهران را در روز از نزدیک ببینم . مهران را بعثی ها دو بار تصرف کردند. ارتفاعات بازی دراز در غرب این شهر واقع شده است. ا

حدوداً ساعت ۸ به پایانه مرزی می رسیم . عبور از گیت های ایران و عراق و ممهور کردن گذرنامه ها به مهر ورود حدود ۱ ساعت طول می کشد. پس ازعبور از  گیت عراقی ها به سمت ترمینال اتوبوس های عراقی حرکت می کنیم . گرما سوز زندگی خود را نشان می دهد و هر کسی به دنبال سایه ساری است. سوار اتوبوس سفیدرنگی می شویم به سمت نجف اشرف حرکت می کنیم..

پس از آن تا چشم کار می کند بیابان است ولم یزرع، برخلاف شهرهایی که ما از همدان تا مرز مهران مشاهده کردیم . جاده ای که به سمت نجف می رود به قدری دست انداز و چاله و چوله دارد که برخی جاده ها اتوبوس مجبور می شود ترمز کند. همچنین خانه های کاه گلی و بعضاً سیمانی که غالباً دیش ماهواره روی آنها خودنمایی می کند جلب توجه می کند. گاهی بر بام یک اتاقک گلی، یک دیش دیده می شود. جیب خالی، پز عالی!

* موکب ائمه ، میزبان زائران حسینی

در مسیر پرچم های زیادی با عنوان موکب که به نام ائمه اطهار و فرزندان و یاران اباعبدا… الحسین (ع) نامگذاری شده دیده می شود. مدیر کاروان که هر از گاهی بعد از ورود به عراق اطلاع رسانی می کند در این باره می گوید : اربعین حسینی مصداق و سمبل واقعی ارادت شیعیان عراقی، ایرانی، هندی و افغانی و… به امام حسین (ع) است.

این موکب ها در ایام اربعین و عاشورا وظیفه شان خدمت رسانی به زائران و عزادارانی است که پیاده به سمت کربلا در حال حرکتند . چون در این ایام از چندین کیلومتری حرم امام حسین (ع) راه ها بسته می شود و زائران اغلب پای برهنه و پیاده از شهرهای مختلف عراق به سمت کربلا با حزن و اندوهی خاص روانه می شوند و عزاداری می کنند شاید بیش از صدها موکب در این مسیر صاحب جایگاهند و این موکب ها به زائران آب ، غذا، شربت و چای می دهند حتی می گویند : آبی را که زائران با آن پاهای خود را می شویند دور نمی ریزند و برای درمان امراض به کار می برند. این یک باور است.

* عرض ارادت به ساحت ولایت

نجف، مظهر عشق و ارادت به امامت و ولایت، سمبل صفا، صمیمت و معنویت ومظلومیت است. شهری که گوهر ناب ولایت، عدالت و مولود کعبه را در دامن خود نهفته دارد. شهری که رازها و اسرار شب های علی را به خود دیده است.

سال ها از روزهای غربت، مظلومیت و فریاد عدالت خواهی مولا در کوفه می گذرد، اما هنوز که هنوز است وقتی واردکوفه می شوی و ازمیان نخلستان ها می گذری، فر یاد علی (ع) از فراسوی زمان شنیده می شود.

وقتی به آستانه شهر نجف می رسیم روحانی کاروان به مطلبی اشاره می کند که همه را به فکر فرو می برد. به سختی هایی که زائران و مسافران سال های قبل در طریق شوق و زیارت تحمل می کردند و اینکه چه خون ها که ریخته نشد ودستها وسرهایی که قطع نشد تا به وصال کوی دوست برسند، اشاره می کند و می گوید: امروز این زیارت و صفایی که نصیب ما می شود حاصل خون شهیدان بی شمار جنگ و فرزندان سلمان فارسی است که برای بازگشایی راه زیارت این تربت های مطهر، سال ها جنگیدند تا این طریق امروز به روی ما باز شود. امروز علی (ع) در انتهای تاریخ، منتظر ماست، منتظرشیعیان و رهروانش است و چشم دوخته است تا ببیند از فرصت تاریخی ای  که در اختیار ماست چگونه بهره می بریم ، امروز تاریخ در حال تکرار است و…

ابتدای خیابانی که باید وارد نجف شویم ایستگاه، ایست و بازرسی عراقی هاست. مأمور عراقی، اتوبوس رامتوقف می کند.  و پس از یکسری سوال و جواب، بالاخره رضایت می دهد برویم ، اتوبوس مقابل هتل «البستان» متوقف می شود. ساعت حدود ۲ بعد از ظهر به وقت محلی است. زائران در چشم به هم زدنی، چمدان ها را تخلیه می کنند. مسافران مسن در «لابی» روی راحتی ها، لم می دهند.
دقایقی بعد و پس از صرف نهار، اتاق ها مشخص می شود و زائران در اتاق هایشان آرام می گیرند. قرار حرکت به سمت حرم امیرالمؤمنین (ع) ساعت۱۷ گذاشته می شود .  صبرها اندک و دلها بی قرار است.

* ایوان نجف؛ عجب صفایی دارد 

در لابی هتل شعر معروف ایوان نجف عجب صفایی دارد، حیدر بنگر چه بارگاهی دارد را با خود زمزمه می کنم. همه مسافران آمده اند و خیلی زود به سمت حرم حرکت می کنیم.

ابتدای کوچه از ایستگاه ایست و بازرسی عبور می کنیم. سخت گیری نسبت به خانم ها بیشتر است. اتاقک مخصوصی که دو طرفش پرده دارد برای بازرسی خانم ها تعبیه شده است. «شارع الرسول» مستقیم به حرم منتهی می شود.

حرکت هماهنگ کاروان ها که هرکدام پرچم مخصوصی دارند یکی از ویژگی های کاروان های ایرانی است. انتهای کوچه که در اختیار هندی هاست،جمع زیادی از شیعیان کشمیری جمع شده و درحال حرکت به سمت حرم اند. یکدست همه لباس سفید پوشیده اند.

سیم کشی تودر تو و در هم شهرهای عراق شگفت  انگیز و بهت آور است. از بالای در هر مغازه ای ده ها رشته سیم برق، تلفن و درهم و برهم آویزان است. عبور از این خیابان و ورود به حرم برایم یک تصویر رویایی بودکه هیچ گاه خیال گذر از آن از ذهنم هم نمی گذشت و هنوز هم می پندارم این سفر یک رؤیا بیش نبوده! من کجا، نجف کجا، حرم بزرگمرد عدالت و فتوت کجا. من کجا و بارگاه حیدر کرار کجا!  

شاید در سرگذشت بزرگان شنیده باشی از عظمت حرم علی…از اینکه اولیا الله هم تاب به یکباره وارد شدن نداشتند…از اینکه هنگام ورود با همه وجود احساس  کوچکی می کنی…. . همه اینها حق ست… و شاید تنها یک چیز تو را مدد دهد: روضه ی زهرا(س)!

ما از «باب القبله» وارد حرم می شویم. آیا می توان ترسیم کرد کسی که پس از سال ها انتظار، حرم معشوق خود را در میان می گیرد چه حالی دارد؟ آیا می توان شور و شین زائران دلباخته حرم کبریایی اسوه جوانمردان و سرخیل عارفان را ترسیم کرد! جمعیت فوج فوج وارد صحن می شوند کنار در ورودی همه می ایستیم و اذن ورود را می خوانیم و دسته جمعی به سمت ورودی حرم حرکت می کنیم.

آستان بوسی اولین گام عرض ارادت و محبت است. وارد حرم که می شویم آرام آرام چشم ها نمناک می شود. در حرمی که جایگاه فرشتگان و حریم امن مقربان الهی و سجدگاه فرشتگان و ملکوتیان است، زائران درگه اش با چه صفا و صمیمیتی و رقت قلبی وارد حرم می شوند.حرمی که آنقدر آرام و روحبخش و دلنواز است که از زیارت آن هرگز سیر نمی شوی.

* زائران درگهت را بر در خلد برین    می دهند آواز طبتم فادخلوها خالدین

اولین زیارت حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع) آنچنان حلاوتی را بر کام زائران نشاند که این زیارت را تا آخرین روز ، ماندگاری دو روزه در نجف برای بارها در شبانه روز تکرار کردیم. هر زائری پس از زیارت مزار امیرالمؤمنین (ع) توفیق زیارت مزار حضرت «هود» و حضرت «صالح» ا زپیامبران الهی نیز نصیب اش می شود. پس از اینکه زیارت حرم امیرالمؤمنین (ع) به پایان می رسد، اعضای کاروان هر کدام به سمت و سویی می روند و در گوشه ای از حرم عزلت می گزینند و با خود خلوت می کنند و من چشم دوخته ام به کاشی کاری صحن و سرا، و بیتی زیبا نظرم را جلب می کند: زائران درگهت را بر در خلد برین     می دهند آواز طبتم فادخلوها خالدین

* از مسجد کوفه تا زیارت مزار میثم تمار

صبح دوشنبه راهی زیارت مسجد تاریخی کوفه می شویم، بارها درباره این مسجد مطالب متنوعی شنیده ایم. داخل اتوبوس روحانی کاروان دقایقی را به روایت تاریخ این مسجد اختصاص می دهد. این مسجد دارای مقامات بسیار است. مقام حضرت جبرئیل، حضرت ابراهیم، حضرت مسلم، حضرت خضر، حضرت نوح و مقام حضرت آدم و حضرت زین العابدین (ع). همه این مقامات دارای اعمال خاص و نمازهای مستحبی است که ادای آنها ساعاتی وقت می طلبد. ستون عظیم این مسجد، مقام دکه القضاء جایگاه قضاوت امیرالمؤمنین (ع) و حل و فصل مشکلات مردم، مقام بیت الطشت، محل آشکار شدن یکی از معجزات امیرالمؤمنین (ع)، مقام دکه المعراج، مقام حضرت آدم که امیرالمؤمنین (ع)، امام حسن و امام سجاد (ع) در این جا نماز خوانده اند از جمله ویژگی ها و مشخصه های این مسجد است که هر کدام شرح مفصل تاریخی، عبادات کثیر و فضایل بی شماری دارد. گروهی از شیعیان هند در سمت چپ محراب حضرت امیرالمؤمنین (ع) در حال سینه زدن هستندکه صدای ضرب سینه ها و مراثی شان فضای مسجد را تسخیر کرده است.

مزار مسلم بن عقیل و امیرمختار ثقفی منتقم خون حسین بن علی (ع) که این روزها زائر بی شمار دارد و مزار هانی بن عروه از بزرگان کوفه که پس از پناه دادن به مسلم بن عقیل (ع) توسط عبیدا… بن زیاد دستگیر و به شهادت رسید، در کنار این مسجد واقع است. درکنار محراب امیرالمؤمنین (ع) دو رکعت نماز به جا می آوریم و داخل صفی می شویم که به زیارت محراب امیرالمؤمنین (ع) و شهادت گاه آن حضرت (ع) منتهی می شود. محراب ضریح  کوچکی دارد که زائران پس از زیارت و بوسیدن آن از صف خارج می شوند. پس از زیارت مسجد کوفه، از مسجد خارج می شویم.

پس از مسجد کوفه به زیارت مرقد میثم تمار که در مکتب امیرالمؤمنین (ع) آموزش های دینی را فراگرفت، می رویم. غلامی از بنی اسد که امروز از شخصیت های برجسته و شیعیان خاص امیرالمؤمنین (ع) است. میثم در راه محبت به حضرت امیرالمؤمنین (ع) آنقدر آزار دید ونهایتاً بر سر عقاید و آرای اش بر سر دار رفت و هفت روز بردار آویخته بود.


خانه علی(ع)

از دیگر مکانهایی که بعد از مسجد کوفه رفتیم خانه منسوب به امیرالمومنین بود. 

خانه ی امیر المومنین(ع)… شنیده ام …در مدینه…در مسجد پیامبر.. دری ست …که می گویند: خانه ی فاطمه(ع)… ونمی گویند: خانه ی علی(ع)…”به قصد”.    اینجا اما…می گویند خانه ی علی… ونمی گویند خانه ی فاطمه(س). نه که نخواهند بگویند نه! نمی گویند چون اینجا دیگر مدینه نیست… اینجا کوفه است! شهر خطبه های علی…شهر  خیانت به حسین(ع)…شهر غربت مسلم…..اینجا را نمی گویند خانه ی فاطمه(س)…و به چشم دل حتی نباید بگویند خانه ی علی… که علی ۳۰ سال قبل…آری ۳۰ سال قبل…در همان مدینه…شهید شد…! از در و دیوار بپرس… . اینجا را می گویند خانه ی علی…. نه جرات داخل شدن داری نه تاب پشت در ماندن..! بگو “منم گدای فاطمه” و وارد شو…!اینجا خانه ی حسن و حسین(ع) است…خانه ی عباس(ع) و زینب(س) است….خانه ی ام البنین است …..خانه ی امّ هانی ست… و هنوز مشخص است که کدان اتاق..اتاق کیست…. و تو را به خدا! تو را به خدا نخواه از من که بگویم این خانه همان محل غسل بدن علی(ع)ست…محل وداع با علی (ع) ست…. تو را به خدا آرام باش زینب(س)! از مصائب تو هنوز بسیار مانده………….

خانه ی علی(ع) در چند قدمی مسجد کوفه ست… و نزدیک محلی که روزی دارالعماره بوده…دارالعماره ای که مسلم را…………. دارالعماره ای که هانی  را… دارالعماره ای که زینب (س) را………………! دار العماره ای که اسرای خاندان محمد(ص) را…..!   . و حالا دارالعماره ای نیست..تنها نیزار است.

وداع با حرم مولا علی (ع)

ظهر دوشنبه برای چندمین بار به زیارت حرم مولود کعبه رفتیم … در کنار حرم فضایی خالی وجود دارد که کبوترهای حرم آنجا مأوا دارند ، کبوترهای مجاور حرم امام علی (ع) جایگاه چندان مناسبی ندارند و در اطراف حرم هر جاکه آذوقه ای یافته شود، پرسه می زنند . مجاور در باب الرضا فضایی خالی وجود دارد که بخشی از کبوتران آنجا جمع می شوند. کاروان های ایرانی،پس از اقامه نماز صبح و همچنین مغرب در مقابل ایوان طلا تجمع می نمایند و مداحان چه زیبا می خواندند. صبح سه شنبه زیارت وداع را انجام دادیم.

مسجد سهله

یکی دیگر از مساجدی که صبح روز سه شنبه، سومین روز اقامت به زیارت آن شتافتیم، مسجد سهله است. روایات بر این نکته تصریح دارند که تمامی پیامبران در این مسجد حضور یافته اند. شیعیان به عشق مسجد سهله به زیارت جمکران می روند.

شب های چهارشنبه مسجد کوفه مصلای امام زمان (عج) می شود و مسجد سهله خانه شان.
دو مسجد صعصعه از یاران مولا علی (ع) و مسجد زید نیز در کنار مسجد سهله واقع شده است.
مقام امام صادق (ع)، حضرت ابراهیم، حضرت ادریس، حضرت امام زمان (عج) و… از جمله مقامات این مسجد است.

بنای مسجد را سید بحر العلوم بنا گذاشته است و هم اکنون به نحو زیبا و شکیلی در حال بازسازی است.
در روایت داریم کسانی که به این مسجد بیایند و چشم شان گریان باشد همه هم و غم هایشان از بین خواهد رفت و باز هم روایت شده که تمامی انبیایی که به رسالت مبعوث شده اند به این مسجد آمده و نماز خوانده اند.

زمان برگشت، یکی از زائران به مناسبت تولدش، بانی خرید «رانی» برای زائران مسجد سهله می شود.

مزار کمیل ، صفابخش عاشقان

یکی از مرقدهای مطهری که در مسیر زیارت مسجد سهله به دیدار و زیارت آن شتافتیم، مزار کمیل بن زیاد نخعی است. این بقعه مطهر در مسیر مسجد سهله واقع شده است. کمیل از یاران با وفای حضرت امیرالمؤمنین (ع) است که دعای معروف ومشهورش شب های جمعه صفا بخش خلوت انس یاران و اهل دل است. این دعای عرفانی که سراسر توبه و استغاثه و انابه است حاصل تعلیمات گرانبار مولا به کمیل است.

کربلا منتظر ماست بیا تا برویم!

ظهر روز سه شنبه  ساعت۱۲ به سمت کربلای معلی حرکت کردیم.

تابلوی کنار جاده : ۴۰Km الی کربلا المقدسه……

۳۰Km الی کربلا المقدسه……. مداح شروع می کند به خواندن: نسیمی جان فزا می آید….بوی کرب وبلا می آید…بوی کرب وبلا می آید…. تابلوی کنار جاده : “مرحبا الی کربلا المقدسه”………………………

ساعت حدود ۱۳ به ورودی شهر کربلا می رسیم. حال دیگر ما وارد شهر کربلا شده ایم. همه جای کربلا مقدس است. زائران دارند زمزمه می کنند؛ بر مشامم …می رسد..هر لحظه ..بوی…کربلا……….. بر دلم…دیگر…نماند…آرزوی ….کربلا…..!

و بقیه را نمی خوانند چون حقیقتاً به آرزوی خویش رسیده اند و آرزو بر دل نمانده اند. کمی که چشم را گرد کنی و فراخ ببینی گنبدها و گلدسته های حرم امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) از دور قابل رویت است.
دل ها همه شکسته است…

توفیق عتبه بوسی امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع)

در عصر روز اول اقامت  مان در کربلا  به زیارت بارگاه حضرت امام حسین (ع) رفتیم. حدفاصل حرم های حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) را بین الحرمین می گویند. بین الحرمین محل تجمع خانواده های عراقی است به ویژه شب های جمعه که برای زیارت تا ساعاتی از شب را در این مکان اتراق می کنند. بساط چایی و آب یخ نیز رو به راه است.
چند میز در کنار هم در برابر بساط چایی چیده شده و روی میز مملو از استکان های کوچکی است که تنها دو جرعه چای در آن جای می گیرد. عراقی ها چایی را به قدری می جوشانند که رنگ آن به قهوه می زند، سپس شکر را داخل آن می ریزند و مخلوط می کنند و شما را از مصرف قند بی نیاز می کنند. وقتی وارد بین الحرمین می شوی به عظمت این دو حرم که در فاصله کمی از هم واقع شده و آنچه که تا کنون شنیده ای پی می بری.
اما درباره فضیلت زیارت امام حسین (ع) روایات و اخبار بسیاری وارد شده است. در برخی از روایات زیارت امام حسین (ع) معادل حج عمره و جهاد بلکه بالاتر و افضل است به درجات وباعث مغفرت و سبکی حساب و بلندی درجات وفضایل و حسنات بی شمار دیگر است . امام حسین (ع) اسطوره جاودانه ای از پاسداری از حرمت حق و حریم اسلام و ولایت است. او حج را نیمه تمام رها کرد تا به «جهاد» در راه خدا بپردازد و جان عزیزش را در راه خدا و فدای اسلام کرد تا دین جدش احیا شود. لذا شرافت این مکان مقدس از سایر مکان ها بیشتر است. چرا که اینجا محل رفت و آمد ملائکه الهی است.
در روایت دیگری وارد شده است که خداوند سبحان در عوض آن همه سختی و صعوبتی که امام حسین (ع) در راه دین خدا کشید و به شهادت رسید، چهار خصلت به او عطا کرده است؛ اول اینکه شفا را در تربتش نهاد، دوم اینکه اجابت دعا را زیر گنبدش قرارداد، سوم اینکه ائمه بعدی را از فرزندان آن حضرت مقرر فرمود و چهارم اینکه مدت زمانی که زائران برای زیارت آن حضرت می گذرانند را جزو عمرشان به حساب نیاورد.
لذا بی دلیل نیست که زائران بی شماری از اقصی نقاط دنیا و بالاخص از ایران فوج فوج به زیارت و عتبه بوسی این آستان مقدس و مطهر می شتابند و ضریح مطهر آن امام همام را در برمی گیرند. فوران اشک و گریه های جانسوز است که از این ناحیه مقدس به آسمان می رود. درهای حرم امام حسین (ع) همواره به روی زائران گشوده است و حرم همیشه شلوغ و مملو از زائران، ارادتمندان و محبان اهل بیت (ع) است. ایرانی ها هم به وفور به چشم می آیند.
شب های جمعه اما زیارت حال و هوای دیگری دارد که قابل توصیف نیست. سیل جمعیت از ساعاتی قبل به زیارت حرم مطهر می شتابند و جمعیت کثیری از ساعتها قبل صف های نماز جماعت راتشکیل می دهند.

نزدیک اذان جا برای سوزن انداختن نبود. با التماس و خواهش گوشه ای رایافتیم تا بتوانیم نماز را به جا آوریم. زیارت قتلگاه یکی دیگر از فیوضاتی است که نصیب هر زائری می شود. در همین مکانی که قبر مطهر قرار دارد قتلگاه واقع شده است.
امام حسین (ع) وقتی در روز عاشورا از شدت جراحات از اسب به زمین افتادند ناگهان متوجه شدندکه دشمن به خیمه گاه حمله کرده و وقتی اباعبدا… صدای ناله و ضجه زنان و بچه های بی پناه را شنید در حالی که به شمشیر تکیه داده بود بازانو به طرف خیمه گاه رسید. حضرت آنچنان مجروح بود که طاقت ایستادن نداشت لذا روی زمین قرار گرفت و نتوانست از گودی بیرون آید. د راین لحظه بودکه حضرت روی سینه خوداحساس سنگینی کرد. در حالی که  حضرت زینب (س) از بالای تل زینبیه نظاره گر صحنه گودی قتلگاه بود ، و در این لحظه  شمر لعین سر حضرت سیدالشهدا (ع) را از بدنش جدا کرد و…

اجرای برنامه در حرم امام حسین (ع) صبح ها پس از اذان در اختیار ایرانی هاست. سخنرانی و مرثیه سرایی برای حضرت اباعبدا… الحسین (ع) و یاران با وفایش و سینه زنی از جمله برنامه های بامدادی حرم امام حسین (ع) است. علاوه بر حضرت سیدالشهدا، سید ابراهیم مجاب فرزند حضرت موسی بن جعفر (ع)، حبیب بن مظاهر و قتلگاه شهدای کربلا دارای رواق و ضریح هستند.

خیمه گاه عشق و ارادت

زیارت خیمه گاه امام حسین (ع) و یاران با وفایش نیز حال و هوای دیگر دارد. خیمه گاه در جنوب غربی حرم مطهر قرار دارد. در مقاتل آمده است که وقتی امام حسین (ع) رو به حضرت عباس(ع) فرمودند؛ عباس جان خیمه ها را باید اینجا به پا کنیم. اولین خیمه بعد از خیمه امام حسین (ع) خیمه حضرت زینب (س) بود که برپا شد. اینجا بود که حضرت زینب (س) رو به امام حسین (ع) فرمودند: از وقتی که من وارد اینجا شده ام همه غم های عالم در دلم ریخته ست، می شود از اینجا برویم، اما دیری نگذشت که در عصر عاشورا دشمن دون و نابکار خیمه هایی را که عبادتگاه امام و یارانش و محل استراحت خاندان و اهل بیتش بود به آتش کشید و فرزندی از فرزندان امام دامنش آتش گرفت.
اینجاست که مداح با ناله های جانسوزش، آتش به دل زائران می زند. هیئت های زیادی در خیمه گاه اباعبدا… جمع شده اند بر سر و روی خود می زنند، شاید جانسوزی خیمه گاه از حرم کمتر نباشد. یکی می خواند: ای کربلا ز خاک ایران آمده ایم با دیده گریان آمده ایم و دیگری: برگ سبز خزان می شد اگر زینب نبود و مداح دیگری زمزمه می کند: دیدم اینجا دامن طفلی آتش گرفت .  دیدم اینجا پای طفلی روی خاک تاول گرفت. دشمن در عصر عاشورا پس از آتش زدن خیمه ها، اموال اهل بیت را غارت کرد و زن و فرزندان امام حسین (ع) را به اسارت برد. آری وقتی خیمه ای قافله سالار نداشته باشد، علمداری چون حضرت عباس (ع) نداشته باشد و جوان رشیدی چون علی اکبر نداشته باشد، حتی سرباز کوچک و شیرخواری چون حضرت علی اصغر(ع) نداشته باشد دشمن جرأت پیدا می کند و اینچنین جنایت می کند.  


مزار دوطفلان مسلم (ع)
قرار بود بعد از اذان صبح به سمت کاظمین حرکت کنیم اما زیارت خداحافظی صبحگاه با حرم امام حسین (ع) برخی از هم کاروانی ها؛ ساعت حرکت را با یک ساعت تأخیر روبه رو کرد.

به سمت مزار دو طفلان مسلم حرکت می کنیم. مزار دوطفلان مسلم در شهر مصیب و در کنار فرات واقع شده است. نام فرات که بر زبان می آید یاد آن مرثیه معروف و مرسوم می افتم که هیئت های عزاداری در مراسم و مناسبت ها می خوانند:
تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
اما امروز به برکت خون شهیدان مردم آرزومند ما، هیأتی ها و عاشقان و دوستدارن اباعبدا…(ع) نه تنها از آب فرات جرعه جرعه می نوشند بلکه توفیق زیارت و آستان بوسی آن مزار مطهر و منور نیز نصیب شان شده و دعای سال های سال مردم ایران، پدران ومادران شهدا به اجابت رسیده و این راه بر مشتاقان دیدار و عاشقان کوی حضرتش باز شده است. مزار فرزندان حضرت مسلم بن عقیل به نام های محمد و ابراهیم در ۴۵ کیلومتری کربلا واقع است.
ساعت۶ صبح به حرم دو طفلان رسیدیم. این حرم همچون اکثر اماکن متبرکه عراق در حال بازسازی است. ابراهیم و محمد هر دو از ضریح برخوردارند. زائران پس از ورود به حرم به اقامه نماز زیارت می پردازند و سپس به ایوان صحن برمی گردند.

بسیاری از هیئت ها در این حرم عزاداری می کنند و برای مظلومیت فرزندان مسلم بن عقیل (ع) اشک می ریزند. ستاد بازسازی عتبات قزوین مسئولیت بازسازی و تعمیرات حرم را بر عهده دارد. در بازارچه حرم دوطفلان انواع خرمای خشک و تازه، شیره خرما و لباس های رنگارنگ در حال فروش است.

میعادگاه ما کاظمین

ساعت ۱۱ وارد کاظمین شدیم.

کاظمین…دو تا گنبد طلایی دارد…از دور که می بینی دلت پر میکشد…حس می کنی آمده ای امام رضا…از جایی که از اتوبوس پیاده شدیم تا حرم مسافتی را باید پیاده می رفتیم…دلم می لرزید…اشک هایم ناخودآگاه سرازیر شد…سرم را پائین گرفته بودم و فقط زیر لب زمزمه می کردم : اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک…..

این صلوات آرامم کرد…وارد حرم شدم سلام دادم……اول چشم هام را بستم و آهسته رفتم داخل روضه… چشم هام را باز کردم…همان صفای همیشگی…قبر دو بزرگوار داخل یک ضریح قرار دارد اول سمت قبر موسی بن جعفر رو زیارت کردم و سلام دادم بعدم سمت قبر جوادالائمه…چقدر تو این حرم بوی مشهد میاد…هردوشون بخشنده اند مثل امام رضا…خیلی چیزا ازشون خواستم….بعدم حاجت های همه کسانی که یادم بودند را اسم بردم بقیه را هم یاد کردم…بعد از زیارت تکیه دادم به نرده های توی حرم و چشم دوختم به ضریح…چیزی نمی توانستم بگویم. فقط ازشون تشکر می کردم که اجازه دادند من وارد حرم شوم… نماز ظهر و عصرم را در صحن خواندیم وساعت تقریبا ۲ بود که به سمت اتوبوس رفتیم .

ظهرگاهی که به زیارت این حرم نایل شدیم واقعاً صفا و صمیمیت و دل انگیزی خاصی داشت انتهای سفر نه روزه مان بود و باید به ایران برمی گشتیم این سفر همانگونه که در قسمت ابتدا هم نوشتم یک رویا بود و هنوز هم می پندارم یک رویای کوتاهی بودکه بر ما واقع شد. 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *