بهم ۱۸

می دانی شیطان با آدم چه کرد؟

برشی از نامه عرفانی امام خمینی رحمه اله به خانم فاطمه طباطبایی

می دانی شیطان با آدم چه کرد؟

23

دخترم! سعى کن اگر اهلش نیستى و نشدى، انکار مقامات عارفین و صالحین را نکنى و معاندت با آنان را از وظایف دینى نشمرى، بسیارى از آنچه آنان گفته‏اند در قرآن کریم به طور رمز و سربسته، و در ادعیه و مناجاتِ اهل عصمت بازتر، آمده است و چون ما جاهلان از آنها محرومیم با آن به معارضه برخاستیم. گویند صدر المتألّهین دید در جوار حضرت معصومه- سلام اللَّه علیها- شخصى او را لعن مى‏کند، پرسید: چرا صدر را لعن مى‏کنى؟ جواب داد: او قائل به وحدت واجب الوجود است، گفت: پس او را لعن کن! این امر اگر قصه هم باشد حکایت از یک واقعیت دارد. واقعیت دردناکى که من خود قصه‏هایى را دیده یا شنیده‏ام که در زمان ما بوده است.

من نمى‏خواهم تطهیر مدعیان را بکنم که: «اى بسا خرقه که مستوجب آتش باشد». مى‏خواهم اصل معنى و معنویت را انکار نکنى، همان معنویتى که کتاب و سنّت نیز از آن یاد کرده‏اند و مخالفان آن یا آنها را نادیده گرفته و یا به توجیه عامیانه پرداخته‏اند. و من به تو توصیه مى‏کنم که اول قدم، بیرون آمدن از حجاب ضخیم انکار است که مانع هر رشد و هر قدم مثبت است. این قدمْ کمال نیست، لکن راهگشاى به سوى کمال است چنانچه «یقظه» را که در منازل سالکان اول منزل محسوب شده است از منازل نتوان شمرد،بلکه مقدمه و راهگشاى منازل سالکین است. در هر صورت با روح انکار نتوان راهى به سوى معرفت یافت.

آنان که انکار مقامات عارفان و منازل سالکان کنند، چون خودخواه و خودپسند هستند هر چه را ندانستند حمل به جهل خود نکنند و انکار آن کنند تا به خودخواهى و خودبینى‏شان خدشه وارد نشود «مادر بُتها بُتِ نفس شماست» تا این بت بزرگ و شیطان قوى از میان برداشته نشود راهى به سوى او- جلّ و علا- نیست، و هیهات که این بت شکسته و این شیطان رام گردد. از معصوم نقل شده که: شَیْطانى‏ آمَنَ بِیَدى‏ از این نقل معلوم شود که هر کس را هر چه بزرگ مرتبت باشد شیطانى است و اولیاى خدا موفق شده‏اند به مهار کردن بلکه مؤمن نمودن آن.

مى‏دانى شیطان با پدر بزرگ ما آدم- صفىُّ اللَّه- چه کرد؟ او را از جوار حق فرو کشید و پس از وسوسه شیطان و نزدیکى به شجره- که شاید نفس باشد یا بعض مظاهر آن- فرمان اهْبِطُوا رسید و منشأ همه فسادها و عداوتها شد، آدم- علیه السلام- با دستگیرى حق تعالى توبه کرد و خداوند او را صفىّ خود فرمود، من و تو نیز که مبتلاى به شجره ابلیسیه هستیم باید توبه کنیم و از حق- جلّ و علا- در خلوت و جلوت بخواهیم با استغاثه که دست گیرد به هر وسیله که خواهد و ما را نیز به توبه رساند بلکه از اصطفاء آدمى بهره‏اى گیریم. و این نتواند بود مگر با مجاهدت و ترک شجره ابلیس با همه شاخه‏ها و اوراق و ریشه‏هاى آن که در وجود ما منتشر و هر روز محکمتر و توسعه‏دارتر مى‏شود.

با تعلُّق به شجره خبیثه و شاخه‏ها و ریشه‏هاى آن بى‏شک نتوان راهى به مقصد پیدا کرد و ابلیس همین تهدید را کرد و بسیار موفق بود. و جز معدودى از عباد اللَّه صالحین ونیز اولیاى مقربین- علیهم السلام- از حیله‏هاى شیطان و نفس خبیثِ مظهر ابلیس کس نتواند گریزد و اگر بتواند، از همه شاخه‏ها و ریشه‏هاى دقیق و بسیار پیچیده او نتواند مگر با دستگیرى خداوند متعال آن طور که صفىّ اللَّه را رهاند ولى ما کجا و آن استعداد براى قبول کلمات.

آیه کریمه در این باب شایان تفکر بسیار است چه که مى‏فرماید: فَتَلقّى‏ آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ نفرموده: وَ أَلْقى‏ الَیْهِ کَلِماتٍ، گویى با سیر إلیه کلمات را دریافت نموده است گرچه اگر «أَلْقى‏ الَیْهِ» هم بود، بى‏سیر کمالى، قبولْ امکان نداشت. و باید در آیه دیگر که راجع به همین قضیه اشاره فرموده نیز تفکر کرد، مى‏فرماید: فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَهَ گویى ذوقى و طعمى بیشتر نبوده با این وصف چون از مثل ابو البشر بوده آن پیامدها را داشته.

حال باید وضع خود را بنگریم که به تحقیق، به همه شاخه‏ها و برگها و ریشه‏هاى شجره پیوند خوردیم.

دخترم! آفات زیاد بر سر راه است. هر عضو ظاهر و باطن ما آفتها دارد که هر یک حجابى است که اگر از آنها نگذریم به اول قدم سلوک إلى اللَّه نرسیدیم. من که خود مبتلا هستم و جسم و جانم ملعبه شیطان است، به بعض آفات این عضو کوچک و این زبان سرخ که سرسبز را به باد دهد و آن گاه که ملعبه شیطان است و آلت دست او، جان و روح و فؤاد را تباه کند، اشاره مى‏کنم:

از این دشمن بزرگ انسانیت و معنویت غافل مشو، گاهى که در جلسات انس با دوستان هستى خطاهاى بزرگ این عضو کوچک را آن قدر که مى‏توانى شمارش کن و ببین با یک ساعت عمر تو که باید صرف جلب رضاى دوست شود چه مى‏کند و چه مصیبتها به بار مى‏آورد که یکى از آنها غیبت برادران و خواهران است، ببین با آبروى چه اشخاصى بازى مى‏کنى و چه اسرارى را از مسلمانان روى دایره مى‏ریزى و چه حیثیاتى را خدشه‏دار مى‏کنى و چه شخصیتهایى را مى‏شکنى؟ آن گاه این جلسه شیطانى را مقیاس‏بگیر و ملاحظه کن در یک سال در همین امر پیش پا افتاده چه کردى و در پنجاه- شصت سال دیگر چه خواهى کرد و چه مصیبتها براى خود به بار خواهى آورد، در عین حال آن را کوچک مى‏شمارى، و این کوچک شمردن از حیله‏هاى ابلیس است که خداوند به لطف خود ما را همگى از آن مصون دارد.

دخترم! نگاهى کوتاه به آنچه درباره غیبت و آزار مؤمنین و عیبجویى و کشف سرّ آنان و تهمت آنان وارد شده، دلهایى را که مُهر شیطان بر آنها نخورده مى‏لرزاند و زندگى را بر انسان تلخ مى‏کند، اینک براى علاقه‏اى که به تو و احمد دارم توصیه مى‏کنم از آفات شیطانى خصوصاً آفتهاى بسیار زبان خوددارى کنید و همّت به نگهدارى آن کنید، البته در آغاز قدرى مشکل است، لکن با عزم و اراده و تفکر در پیامدهاى آن آسان مى‏شود. از تعبیر بسیار تعییرکننده قرآن کریم عبرت بگیر که مى‏فرماید: وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ انْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً. شاید اخبار از صورت برزخیّه عمل مى‏دهد .


منبع: صحیفه امام، ج‏۱۸، صص ۴۴۲ الی ۴۵۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *