دی ۲۱

نقش نفت در حمایت از کالای ایرانی

صدرا طاهری ملکی / دانشجوی سال چهار داروسازی

 

در سال های متمادی نفت بعنوان یک عامل ارزساز در راستای توسعه های اقتصادی ، اجتماعی و حتی سیاسی برای کشورهایی که از این موهبت خدادادی بهره مند بودند، شناخته می شد. این ماده ذی قیمت که همواره یکی از مهمترین نقش ها را در گردش چرخ های صنعتی جهان داشته و دارد یک اهرم مثبت برای رشد و پیشرفت این کشورها محسوب می شود. کشور ما هم از این قضیه مستثنی نبوده و همیشه به لطف این نعمت الهی اقتصادی با رونق داشته است و حتی به جرئت می توان گفت که «نفت» مهمترین « کالای ایرانی» به شمار می رود!

حال سوال اینست که واقعا نفت و مشتقاتش بعنوان اصلی ترین محصول و کالای ایرانی توانسته اهرم مثبت اقتصادی و اجتماعی کشور ما باشد!؟ در اصل نفت تا به امروز برای اقتصاد تک محصولی ما نعمت بوده یا نقمت!

در این مقال هر چند کوتاه میخواهیم به این بپردازیم که آیا نفت و اقتصاد نفتی می تواند در تحقق شعار سال-حمایت از کالای ایرانی-جایگاهی داشته باشد؟

 

 

ارتباط نفت به عنوان یک ماده حیاتی در صنایع مختلف و گوناگون و همچنین ارزهایی که از سوی این ماده حیاتی به سوی کشورهای دارای این منبع بسیار ارزشمند سرازیر می شد با رشد و توسعه اقتصادی تا دهه های متمادی مورد هیچ اختلافی نبود چرا که همه اندیشمندان و اقتصاددانان توسعه، به سودمندی و مفید بودن این منابع ارزی فراوان اعتقاد راسخ داشتند. این مطلب آنقدر از بداهت برای اقتصاددانان برخوردار بود که کسی همانند روستو، منابع طبیعی سرشار را یکی از شروط لازم توسعه می دانست و کشورهای دارای فقر منابع طبیعی را کشورهایی می دید که باید مورد حمایت قرار می گرفتند.  یا همچنین یک دیدگاه قدیمی در اقتصاد توسعه وجود دارد که بر اساس آن کشورهای فقیر نیازمند «جهشی بزرگ» برای شکستن دور باطل فقر هستند (که اقتصاددانان معروفی همچون رزنشتاین-رودن و مورفی و همکاران آن را حمایت کرده اند). بدین سان که این درآمدهای بادآورده عظیم به دست آمده از نفت، گاز و منابع معدنی باید بر محدودیت های سرمایه و نرخ ارز خارجی چیره شده و «جهش» مورد نیاز را برای رشد و توسعه این کشورهای توسعه نیافته ایجاد کند. اقتصاددانان ملی نیز بر این باورند و بر نقش و سهم نفت در توسعه اقتصادی تاکید دارند ولی می گویند مدیریت نفتی درستی نداریم.( بیماری هلندی!)

اما تقریبا از دهه ۱۹۸۰ میلادی دانشمندان حوزه اقتصاد بیان داشتند که منابع طبیعی می تواند ارتباطی کاملا منفی با رشد اقتصادی داشته باشد(نفرین نفتی) واقعا چرا چنین معضلی می تواند گریبان گیر کشورهای نفت خیز شود؟!                   چرا مثلاً کشور ما با وجود داشتن همچنین موهبتی آن هم با بیش از صدسال گذشت از تاریخ کشف و بهره وری نفت مسجدسلیمان، همچنان اقتصاد پویا و توانمند و توسعه یافته ای ندارد!                                                                                                         شکی نیست که مواهب طبیعی همیشه به کمک بشر شتافته است و به همین دلیل وظیفه انسان‌ها حفظ و برداشت صیانتی از این منابع است.  اینکه موهبتی، به نقمت تبدیل می‌شود چیزی جز محصول فعالیت و تاثیرگذاری انسان بر سیستم طبیعی نیست.

درباره نفرین منابع پژوهش‌های متنوعی انجام شده است. این پژوهش‌ها تنها محدود به حوزه اقتصاد نیستند و تاثیر دستیابی به منابع غنی حاصل از صادرات مواد خام روی حوزه سیاست، فرهنگ، اجتماع و حتی هنر نیز بررسی شده است اما اگر تنها روی پژوهش‌های انجام شده در حوزه اقتصاد تمرکز کنیم باید گفت بیشتر تحقیقات در این زمینه به این اشاره دارند که درآمدهای حاصل از صادرات منابع طبیعی و بطور خاص نفت و گاز یک شمشیر دولبه برای اقتصاد است. به این معنا که اگر از این درآمدها در جای خود و به درستی و در حد ظرفیت‌های اقتصادی کشورها استفاده شود، می‌تواند فرآیند رشد اقتصادی را سرعت دهد؛ اقتصاد نروژ مثال کلاسیکی از استفاده درست از درآمدهای نفتی است. در مقابل گفته می‌شود اگر وابستگی دولت‌ها به درآمدهای نفتی بالا برود، کم‌کم اقتصاد کشورها ساختار نفتی پیدا می‌کند و در نتیجه هر نوسانی در سطح قیمت‌های جهانی نفت، اقتصاد این کشورها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و آنها را بی‌ثبات می‌کند؛ این بی‌ثباتی در کنار دیگر عوامل اقتصادی و سیاسی درنهایت فرآیند رشد اقتصادی را با مشکل مواجه می‌کند و حتی می‌تواند باعث عقبگرد کشورها شود.

یکی از مواردی که اثر سوء نفت بر رشد اقتصادی را در کشور ما شامل شده و متخصصان این حوزه بر آن تاکید دارند دولتی بودن نفت هست. مرحوم مصدق با حذف نگاه استعماریِ بریتانیا قدم بزرگی در تاریخ نفت ایران برداشتند( که البته آن هم بعدا در بحبوحه بی تدبیری ها، نفوذ اسعمار آمریکایی را تسهیل کرد) ولی در اصل نفت ما ملی نشد بلکه دولتی بود و دولتی ماند و فقط ظواهر قوانین عوض شد و حتی دست دولت در استفاده از منابع بازتر شد!

همین اقتصاد دولتی نفت بر سایر حیطه های فعالیت درآمد زای دولت تاثیر سوء داشته و حتی مانع ایجاد کسب و کار و تولید در سایر صنایع و حوزه ها می شود که البته طبیعی هست وقتی نگاه راحت طلبانه در کسب درآمد و خام فروشی نفت هست چرا مدیران دولتی باید دردسر و مشکلات کارآفرینی و فعالیت سایر صنایع را به گردن بگیرند!

مسئله اصلی هم همین هست، تا وقتی که فرهنگ نفتی در اقتصاد ما جاریست بستر مناسب برای اقتصادِ فعالِ تولید و صادرات کالاهای ایرانی دیگر مهیا نیست. بخش خصوصی ما هم قطعا قادر به رقابت با بخش دولتی نیست که در هر تنگنایی شیر لوله نفتی را کمی شل بکند می تواند سِیلی باشد بر کل سرمایه بخش خصوصی! توجه داشته باشیم که مشارکت دولتی بیشتر در اقتصادهای منابع‌محور باعث افزایش رشد نمی‌شود. در مقابل، با بیرون‌راندن سرمایه‌گذاری خصوصی، تحریک رانت‌جویی و فساد، و کاهش بهره‌وری عمومی باعث برگشت سرمایه منفی می‌شود.

اما راهکار چیست؟!

-قید نفت را در کوتاه مدت بزنیم: قطعا ایده عاقلانه ای نیست! اما با توجه به اینکه در قرن اخیر نفت نقش مهمی در رشد اقتصادی ایران داشته و چه بسا اگر وجود نداشت وضعیت ما از شرایط پیش آمده هم نامساعدتر بود، بنابراین نباید نفت را از اقتصاد ایران کاملا جدا کرد. بلکه باید تاثیر آن در بودجه کمتر شده و از این منابع در بخش‌های دیگر اقتصادی استفاده کرد. باید قانون گذاری، سرمایه گذاری و توجه به تولید و استقلال اقتصادی(توازن واردات و صادرات) در صنایع غیر وابسته نفتی بیش از پیش شود.

-اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغیه مقام معظم رهبری و مهمترین بخش آن در این حیطه یعنی جذب سرمایه گذاری مطمئنِ خارجی

-یکی از موانع اصلی رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی در بسیاری از اقتصادهای منابع‌محور، رانت‌جویی است. رانت‌جویی خصلت منحصربه‌فرد اقتصادهای منابع‌محور نیست، اما به نظر می‌رسد رانت‌جویی تاثیر خاص و نیرومندی بر اقتصاد امروز ما داشته باشد و به ضعف‌های نهادی منجر شود.

-حمایت از کالای ایرانی در بستر صنایع نفتی! همین صنایع نفت و مشتقات آن از کشف و استخراج گرفته تا بهره وری و تولیدات مختلف نیازمند دستگاه ها و امکانات و خدمات متنوعی می باشد. با ایرانی خریدن و یا حتی ایرانی تولید کردن این موارد سهم بسزایی در ایرانی کردن کالای نفت می توانیم داشته باشیم.

– نوآوری یکی از عوامل کلیدی رشد و توسعه اجتماعی است. نوآوری که می توان با تکیه بر دانش داخلی و تجربه متخصصین و انگیزه جوانان بیش از پیش به شکوفایی اقتصاد نفتی ولی غیرمتکی صرف بر نفت خام کمک کرد. انقلاب شیل آمریکا(پیشرفت در تولید هیدروکربن‌های نامتعارف) در ذات خود یک پیشرفت فناورانه گسترده است که به از بین بردن پیشداوری علیه صنایع استخراجی به مثابه صنایعی که به اندازه کافی نوآورانه نیستند کمک کرد. البته این خود نیازمند مقررات شفاف و کارآمد، رژیم مالیاتی مطلوب و موانع بوروکراتیک حداقلی می باشد.

سخن آخر در پایان به هر حال روشن است که منابع طبیعی در دنیای کنونی برخلاف چند دهه پیش، بیش از پیش به عنوان یک مصیبت و نقمت خوانده می شود و حتی این مساله سیاستمداران و اقتصاددانان را نیز به خود معطوف داشته است. بنابراین منابع طبیعی قبل از هر چیز در دنیای امروزی حداقل به عنوان یک مساله و یک تناقض مطرح هستند تا یک موهبت و یک ثروت خدادادی. بنابراین به نظر می رسد مهم ترین مساله امروز اقتصاد بیمار ایران، پیدا کردن بهترین راه حل ممکن برای چگونگی به کارگیری ارزهای نفتی در اقتصاد مستقل ایران است. استقلال اقتصادی به معنای صرف صادرات نمی باشد بلکه توازن بین واردات درست و صادرات بهینه را بیان دارد به طوری که با این اقتصاد، کشور در معادلات جهانی تاثیرگذار باشد نه تاثیرپذیر! سوالی که با بی توجهی مدیران و کارشناسان وطنی مواجه شده است، به طوری که رئیس جمهور و کابینه اقتصادی فعلی نیز از این سوال برای سردرگمی آنها به خوبی استفاده کرد.ه و شاهد وضع این چنین هستیم. هر چند راهکارهای مقاوم‌سازی اقتصاد برای رهایی از معضلات اشاره شده به راحتی امکان‌پذیر نیست و زمان بر بوده ولی نقطه شروع; آموزش صحیح و درست، هم‌پیوندی دانشگاه و تولید با هم و هر دو با نظام بین‌الملل، ارتقای آگاهی‌های اجتماعی و به‌طور خلاصه ساختن نیروی انسانی هوشمند و توسعه‌محور در قالب اقتصاد مقاومتی متکی بر تولید و حمایت از کالای ایرانی ولو کالای غیرخام نفتی است.

 

منابع مرور شده:

روزنامه سرمایه / روزنامه دنیای اقتصاد / روزنامه صمت / مجله تجارت فردا / کتاب نفحات نفت نوشته رضاامیرخانی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *