نگاه تو

تیر ۰۸

نگاه تو

نگاه تو

48

 

ان دم که سپیدی سحر امدن جمعه را نوید میدهد حس غریبی در دلم جوانه میزند شوق دیدار نگاهت,قلبم را طوفانی و دریای چشمانم را پرتلاطم میکند

 دل رادر کف دستانم گذارم

,لباس عاشقی بر تن کنم و به سوی صحرای ارامشت به راه می افتم

صحرایی که خاکش پذیرای قدم هایت,نسیمش یادآور بویت و نرگسانش حاصل لبخندهای توست

 می ایم,

می ایم تا ندبه را با صدای مهر تو بشنوم

 و با دلی اکنده از غم این نغمه را نجوا کنم

(الی متی احارفیک یا مولای)

ای کاش به پایان رسد این خزان هجران,که بهار من عطر شکفتن نیست

 بهار من,لمس نگاه توست

علی اسلامی راد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *