همرنگ دریا

تیر ۱۱

همرنگ دریا

 

همرنگ دریا

Untitled-2sbhsrf

همرنگ دریا

 

مبهوت روز جمعه ام جانم به بالا آمده

چون خانه دق الباب شد گویم ک آقا آمده

حیران ب دنبال توام شیرین من تلخی زچه

آیا شود تا بشنوم موروث طه آمده؟

روح و روان من تویی ای منتقم اکنون بیا

تا مفتیان گویند که فرزند زهرا آمده

غرق نماز شب شدم سوی دیارت رهسپار

این نوکر دلگیر تو همرنگ دریا آمده

راهی ب رویم باز کن کوک دلم را ساز کن

این بار مجنونت ببین با شوق لیلا آمده

یاسر حسین زاده

 

**

شوق پرواز

شهادت کار مردان خدا بود

شهادت عاری از آز و ریا بود 

در آن شب های پرنور تهجد

شهادت یک گذرگاه دعا بود

لباس خاکی اش با خون عجین شد 

شهادت اولین رکن فنا بود

به یاد گریه ی دخت پیمبر

شهید بی کفن روحش عزا بود

به یاد جان فشانی های حیدر

دل عاشق به بذل جان روا بود

یکی پروانه ای با شوق پرواز

درون سنگرش غرق دعا بود

یکی دنبال یک سربند مادر

یکی دیگر به دنبال لوا بود

به خاک کربلا سوگند دادم 

شهادت محفل انس خدا بود

محمد علی شاهمرادی

 

**

نغمه عشق

آنکه شب من چو روز، روشن از انفاس اوست.

او که همه محسنات با نظر او نکوست

او که به راه شبان زمزمه و داغ عشق

آورد و می کشد آتش دل را به پوست

عشق و حقیقت خداست،راه بسویش بجوی

بحر اگر او بود بهر مسیرش چو جوست

اشک ببار و مگوی از چه رخش هست و نیست

 هست بخاطر ولی نیست کنارت چو دوست

جمله نیکی به اوست دامن او گیرو دار

در ره او جان سپار ،هر که بیابد که جوست

گر بتوانی تو هم جمله به او ساز کن

بلبل و گل را ببین عشق چنین نغمه گوست

نغمه دل را بسوز آن که شب من چو روز

گریه کن و چشم دوز ،خنده پاکش به روست

علی صنعتکار

 

با تشکر از انجمن شعر و ادب دانشگاه( طرحی برای تو)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *