و بالاخره بادیگارد!

تیر ۰۹

و بالاخره بادیگارد!

تک نگاری های یک دانشجو از جشنواره فیلم فجر۹۴

و بالاخره بادیگارد!

محمد صادق باحقیقت / دانشجوی پزشکی

34

اکران امروز : کفشهایم کو؟

کفشهایم کو داستان مردی است به نام حبیب که در زندگی به خاطر خیانت های برادر و پدرش از همسرش جدا می شود و نتیجه ی این جدایی افسردگی و در نهایت آلزایمریست که حتی نمیداند کفشهایش کجاست؟

کارگردان فیلم کیومرث پوراحمد است. آخرین اثر پوراحمد ” ۵۰ قدم آخر” که به اصلاح فیلمی دفاع مقدسی بود ، یکی از مشت نمونه خروارهای تفکرات غیرواقعی وی از واقعیت ها دارد.آنجا که رزمنده فیلم (بابک حمیدیان) در لحظات خوش حالی در صحنه نبرد می رقصد!! جای تاسف دارد که هزینه فیلم را هم انجمن سینمای دفاع مقدس پرداخت کرده بود.

نقطه ی ابهام. و در واقع مسئله فیلمنامه کفشهایم کو چگونگی فرآیند طلاق پریناز (بابازی رویا نونهالی) و حبیب (با بازی رضا کیانیان) و چرایی اختلاف قدیمی برادر حبیب با پریناز است ، که پوراحمد در مقام نویسنده خیلی ساده و بد در انتهای فیلم به مسئله پاسخ میدهد.

فیلم مثل بقیه آثار پوراحمد بویژه “شب یلدا ” که در سال ۱۳۸۰ ساخته شده بود، دارای سیاه نمایی های زیادی از وضعیت کشور و زندگی مردم دارد و هر کس در “شب یلدا” و “کفشهایم کو” می خواهد در زندگی موفق باشد ، تنها راهش زندگی در خارج از کشور است که در” شب یلدا ” کشور خوب خارجی سوئد بود و در نسخه “کفشهایم کو”  امریکا و کانادا است.

در ضمن تا به امروز فیلمی را ندیده بودم که تااین حد بین شخصیت های زن و مرد فیلم تماس فیزیکی وجود داشته باشد .آنجا که حتی ناخن های پای رضا کیانیان را در یک  لانگ شات مینا وحید میگیرد و ده ها نمونه دیگر که مجال گفتنش نیست، و واقعا باید برای وزارت ارشاد بابت مجوز دادن به همچین فیلمی تاسف خورد.

رای من به فیلم: نپسندیدم

پیشنهادم به شما: در صورت ندیدن فیلم هیچ چیزی را از دست ندادید

**

اکران امروز: دلبری

“دلبری” دومین ساخته بلند سید جلال اشکذری است که اشکذری آن را پس از فیلم خوب خانه ای کنار ابرها ساخته شده. تهیه

کننده کار هم سیدمحمود رضوی است.

فیلمنامه فیلم برداشت آزادیست از مجموعه کتاب های پنج جلدی اینک شوکران (حتما بخونیدشون، واقعا عالی هستند)

“دلبری” قصه دلبری های عاشقانه میثم جانبازی که ازناحیه کمر قطع نخاع شده و  طوبی همسرش است.

فیلم بسیار حسیست و همه این بار سنگین باید در یک لوکیشن ثابت (که خانه میثم و طوبی است) و زمانی محدود (حدود ۴،۵ساعت از یک شب) اجرا شود.

حالا فرض کنید تمام این بار سنگین باید در قالب رفتارها و دیالوگ های یک نفر یعنی طوبی گنجانده شود. و حقا که خانم هنگامه قاضیانی به بهترین نحو توانسته این بار سنگین رو از دو ش کارگردان بردارد.

نکات مثبت فیلم:بازی عالی خانم قاضیانی، فیلمنامه عالی و کامل ، کارگردانی کم نقص (با توجه به تجربه کم کارگردان) و البته فیلمبرداری خوب که در غگبیشتر زمان فیلم ثابت بود و چقدر قشنگ در دوسکانس پلان نهایی تبدیل به دوربین روی دست شده بود.

در مورد ضعف هم ، چون کارعالی بود و جشنواره هم جای نقد نیست، فقط بگم ، همو نطور که امروز بعد فیلم به کارگر دان هم گفتم ، بازی آتیلا پسیانی اصلا درنیامده و هم چنین لباسش اصلا خوب طراحی نشده بود.

ان شاالله نقد مفصل فیلم رو درزمان اکران مردمی خواهم نوشت.

درپایان:

ر ای من به فیلم:بسیار پسندیدم

پیشنهاد من به شما:حتما خیلی زود برید این فیلم رو در جشنواره ببینید،کارگردان ارزشمند و ارزشی مثل آقای اشکذری درابتدای کار نیاززیادی به حمایت ما مردم داره.

**

و بالاخره بادیگارد;

فیلمی که چیزی حدود نه ماه را لحظه شماری کردیم برای دیدنش.

فیلمی که درتیر ماه امسال در پشت صحنه اش زحمات ابراهیم حاتمی کیا ، پرویز پرستویی و مریلا زارعی را به عینه دیدم.

بادیگار به قول حاج حیدر (با بازی پرویز پرستویی) می خواهد بگوید وظیفه اصلی افراد حفاظت از شخصیت نظام است.

فیلمی که تفاوت های نظام جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ را با نظام در دهه ۹۰ مورد قیاس قرار میدهد ، با چاشنی تصاویر نابی از شهید رجایی ، شهید دکتر بهشتی و درنهایت هم حسن روحانی.

 همه چیز فیلم عالی بود ، همه چیز;

فیلمنامه و کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا ;بازی پرویز پرستویی ، مریلا زارعی و بابک حمیدیان;موسیقی کارن همایون فر; فیلمبرداری محمود کلاری; صحنه های اکشن  ; کمدی های فوق العاده در اوج جدی بودن داستان فیلم; همه و همه عالی بودند.

مدتی پیش کارن همایون فر ، آهنگساز فیلم متنی برای فیلم نوشته بود که عینا برایتان آوردم:

((بعد از این همه سال دوستی و کار مشترک ،زیباترین،خوش ساخت ترین ، هیجان انگیزترین و بی شک از نظر من بهترین، ساخت یافته ترین، نفس گیر ترین اثر حاتمی کیا را دوباره در کنارش هستم. شک نکنید زیباترین موسیقی ای که در سینما ساخته ام و لحظه به لحظه ، نت به نت آن را با عشق و هیجان مینویسم. حاتمی کیا با یک پرویز پرستویی تکرارنشدنی با بازگشت به اوجی غریب از مریلا زارعی درخشان و امیر آقایی حیرت انگیز و بابک حمیدیان متفاوت و فیلمبرداری باشکوه محمود کلاری دوست قدیمی و گروهی بی نظیر امسال قلب هایتان را تسخیر خواهد کرد.

شک نکنید حتی ثانیه ای شک نکنید. از شما چه پنهان با عشق مینویسم و ترس. میترسم یک نت یک ساز یک رنگ آمیزی یک احساس یک ملودی یک ترکیب بندی یک لحظه یک فریم از بقیه که در اوج هستند کم بیاورم. بادیگارد حاتمی کیا را اصلا اصلا اصلا به هیچ قیمتی از دست ندهید .))

رای من به فیلم:بسیار پسندیدم ( البته در گلدان رای گیری بسیار بسیار پسندیدم وجود نداشت که کاغذ رایم را در آن بیندازم) در قسمت آراء مردمی هم دونکته وجود دارد:

۱.در پردیس چارسو برای سانس ما تعداد بسیار زیادی بلیط مازاد فروخته شد و تعدادی از مردم ایستاده فیلم را تماشا می کردند.

۲. مخاطبان اکثرا ” بسیارپسندیدم” را برای فیلم انتخاب کردند که در ادامه عکسش را برایتان ارسال کردم.

واقعا نمیدانم چگونه شما را تشویق کنم به دیدن فیلم; بعد از تماشای بادیگارد تصمیم گرفتم به جای اینکه متنی در مورد فیلم بنویسم، مخاطبان متنم را دعوت کنم که حتما وحتما در همین جشنواره فیلم را ببینید

**

فیلم چهارم: وارونگی

با اشتیاق برای دیدن فیلم نویی از کارگردان قاعده تصادف ۵شنبه به سینما رفتم… ولی انقدر فیلم ضعیف بود که تا به الآن حوصله ای برای   نوشتن متن نداشتم.

بهنام بهزادی  در “قاعده تصادف ” در فرم عالی بود ، آنجا که سکانس هایی حدودا ده دقیقه ای را فقط و فقط با یک پلان گرفته بود ولی در محتوا می لنگید ، آنجا که راه پیشرفت را در خروج از کشور میدید. ولی در “وارونگی” نه فرمی را رعایت کرده بود ، نه محتوا و نه حتی فیلمش کمی موسیقی متن داشت .

رای من به فیلم:نپسندیدم (به خاطر بازی خوب علی مصفا اصلا نپسندیدم ندادم

**

فیلم پنجم: نیمه شب اتفاق افتاد

اثری از تینا پاکروان و البته با نویسندگی طلا معتضدی. با بازی رویا نونهالی ،حامد بهداد ،ستاره اسکندری ، گوهر خیراندیش و آتیلا پسیانی.

“نیمه شب…” دومین فیلم بلند پاکروان است . فیلم قبلی او “خانوم” در کل برآیند خوبی داشت.  “خانوم” فیلمی در ۳ اپیزود بود که به نقش برجسته زن خانواده در تحکیم بنیان خانواده تاکید داشت.

پاکروان این روند زن محور بودن فیلمش را در “نیمه شب…” هم ادامه داده است.

“نیمه شب…” داستان عاشقانه های نسبتا تلخ زنی به نام زیبا (با بازی رویا نونهالی) است. عاشقانه ای برای پسرش و هم چنین برادر و همسر نداشته اش. در میانسالی اش عشقی وارونه به زندگی اش ورود میکند و رونق خوبی به ز ندگی اش میدهد ، اما زیبا رازی نهفته در دل دارد که عمری آن را پنهان کرده و حالا….

کارن همایون فر به زیبایی موسیقی فیلم را نوشته و نواخته.

بازی حامد بهداد عالیست ، اما رویا نونهالی در بزنگاه ها حسی باز ی نمیکند. سکانس پایانی فیلم نیز با شاهکار گوهر خیر اندیش در بازی به اتمام میرسد.

البته فیلم در بعضی دیالوگ ها از خطوط قرمز عبور میکند.

رای من به فیلم:پسندیدم (درکل مهمترین بارزه فیلم داستان داشتن فیلم است ، چیزی که امروز در سینمایمان کمتر مشاهده می شود. هرچند فیلم در بعضی دیالوگ ها از خطوط قرمز عبور میکند.)

پیشنهادم به شما: اگر از عاشقانه های امروز سینمای ایران خسته شدید حتما این فیلم خوب راببینید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *