چند تا مقاله ISI داری؟

تیر ۰۹

چند تا مقاله ISI داری؟

چند تا مقاله ISI داری؟

بایرام نجاتی

دانشجوی ارشد مدیریت بهداشت ودرمان

Untitled-3sdb

 

IFشون بالاست یا نه؟ این قبیل سؤالات در فضای دانشگاههای فعلی ما علی الخصوص در بین دانشجویان رایج شده است. با یک جستجوی ساده در اینترنت نیز، صدها سایت، مدعی پذیرش مقالات ISI در مجلات معتبر–با هر سطح علمی حتی از طریق داده سازی!- می باشند. سال هاست که مسئولان وزارت علوم هم با ارایه آماری از پیشرفت قابل توجه ایران در ارسال مقالات علمی به پایگاه علمی ISI و سایر پایگاه های علمی و سهم بالای تولید علم ایران در جهان خبر می دهند. گرچه تعداد مقالات ایران در پایگاه های علمی افزایش قابل توجهی داشته و باعث بهبود وضعیت ایران در تعداد مقالات ارسالی شده است، اما اشاره و مانور بر این موضوع، تحت عنوان سهم بالای ایران در تولید علم جهان، نه تنها واقعیت ندارد، بلکه اشاره به بخش اندکی از واقعیت است. از طرف دیگر، رونق گرفتن بازار خرید و فروش مقالات ISI در کشور نیز، باعث شده، مخالفان افزایش تعداد مقالات نیز، دست پری برای انتقاد داشته باشند.

برای نمونه، چندی پیش رییس جمهور در جمع دانشگاهیان به گرایش استادان و دانشجویان به تولید مقاله معترض شد و گفت: امروز باید در هر استان‌، جهانی بیاندیشید و ملّی و محلّی حل کنید. در استان خودتان، دانشگاه خودتان، دانشگاه استان، نمی‌خواهد به مسایل استان بپردازد. برایش راه‌حل پیشنهاد کند، تحقیقاتش را در آن مسیر قرار دهد. مدام به فکر ISI نباشیم، به فکر امتیاز نباشیم، رها کنیم این شرک‌ها را و به فکر کشورمان و ملتمان باشیم.

 هم اکنون ایران از پنج شاخص عمده در سنجش تولید علم تنها در زمینه ارسال مقالات پیشرفت قابل توجهی داشته است و در سایر شاخص ها همچون رتبه کشور در میزان ارجاع به مقالات، سهم تولیدات علمی در مقایسه با سایر تولیدات، نسبت تولید علم به تولید ناخالص ملی و تعداد محققان به ازای یک میلیون نفر، از موقعیت مناسبی برخوردار نیست.

 انتقاد دیگری که مخالفان در رابطه با افزایش کمیت مقالات علمی در ایران مطرح می شود، این است که، یکی از معیار های سنجش تولید علم هر کشور که از سوی مجامع علمی معتبر در دنیا همواره به آن تاکید می شود، سهم تولید علم هر کشور از کل تولیدات آن است. براساس اطلاعات مندرج در گزارش توسعه انسانی برنامه توسعه ملل متحد در سال ۲۰۱۳، ایران در زمینه درصد تولید علم ایران در مقایسه با کل تولیدات کشور با ۱۲/۰ درصد (دوازده صدم درصد) در جایگاهی پایین تر از کشورهایی همچون عربستان سعودی، ترکیه و مصر، قرار دارد. همچنین کشور هایی همچون آمریکا با ۳۲ درصد، انگلستان با ۸/۷ درصد، آلمان با ۹/۶ درصد، ژاپن با ۸/۶ درصد، فرانسه با ۸/۴ درصد پنج کشور اول دنیا در زمینه بیشترین سهم تولید علم از کل تولیدات هستند.

فارغ از مسایل مطرح شده، آنچه در رابطه با افزایش قارچ وار مقاله های علمی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است، این است که افزایش تعداد مقالات علمی در ایران، رابطه نزدیکی با سیاست های وزارت علوم و بهداشت در این رابطه دارد. به طوریکه، وزارت علوم و بهداشت طی سال های اخیر، با تنظیم سیاست های تشویقی برای چاپ مقالات علمی، خواسته و یا ناخواسته به عطش موجود برای چاپ مقاله ISI، دامن زده است. در زیر به چند نمونه از مزایای انتشار مقاله ISI برای اساتید و دانشجویان اشاره می گردد.

مزایای انتشار مقاله ISI برای اساتید: افزایش رتبه علمی، افزایش حقوق و مزایای شغلی، امکان عضویت در بنیاد ملی نخبگان، شناخته شدن به عنوان متخصص و صاحب نظر در موضوع، امکان گرفتن پروژه های تحقیقاتی با درآمدهایی بسیار بالا و … .

مزایای انتشار مقاله ISI برای دانشجویان: پذیرش راحت تر در مقطع دکتری، گرفتن بورس تحصیلی از دانشگاه های معتبر بین المللی در سراسر جهان، استخدام راحت تر در کلیه ادارات و سایر مراکز دولتی و خصوصی، پذیرفته شدن بسیار راحت تر به عنوان عضو هیات علمی در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و … .

 مخالفت‌ها و موافقت‌ها با نگارش مقاله درISI  از زمان تأثیر گذاری آن در ارتقای اعضای هیات علمی شروع شد و به احتمال فراوان، همین، باعث گرایش اساسی پژوهشگران به انتشار مقاله در این مجله‌ها شد. براساس این آئین‌نامه به نویسنده مقاله پاداش مالی قابل توجهی داده می‌شد، در عین حال نشر این گونه مقاله‌ها در ارزیابی امتیازهای مربوط  به ارتقای علمی اعضای هیئت علمی، وزن قابل توجهی یافت.

اگر چه هم‌اکنون آئین‌نامه ارتقاء، بازنگری شده و ارائه طرح‌های کاربردی و کرسی‌های نظریه‌پردازی، ثبت اختراع، کسب رتبه در جشنواره‌های ملی و بین‌المللی مرتبط با حوزه تخصصی، و انتشار مقاله در ISC (پایگاه استنادی علوم جهان اسلام) نیز جزئی از این ارتقاء محسوب می‌شوند، اما همچنان مخالفان و موافقان باISI  بر سر عقاید خود پافشاری می‌کنند. آیا میزان فعالیت پژوهشی و علمی یک عضو هیأت علمی را می‌توان به کمک میزان نشر مقاله‌ها خارجی وی محک زد یا خیر؟ آیا افزایش مقاله‌های ایرانیان در مجله‌های علمی خارجی نشان ‌دهنده رشد مناسب و هدفمند علم در ایران است؟

دکتر محمدحسین دیانی در نوشته‌ای کوتاه با نام «کوچ اندیشه‌ها»، معایب اجرای آئین‌نامه ارتقا را شرح داد و تصریح کرد که «هر اقدام تشویقی باید رشد، بالندگی، سرزندگی و پویا شدن مراکز تحقیقاتی داخلی و منابع تبادلات اطلاعات علمی را ابتدا در داخل و سپس در خارج از ایران به دنبال داشته باشد». وی بیان داشت که به اندیشه‌هایی روی بیاوریم که بنیادهای تولید و اشاعه دانش را در داخل کشور تقویت می‌کند و جایگاه ایران را در سهم دانش جهانی ارتقا می‌بخشد. 

 یکی از مهمترین این موارد، در میزگرد نقش ISI  در رشد علمی ایران که در سال ۱۳۸۶ تشکیل شد، مطرح شد. در این میزگرد اعلام شد تنها ۲ درصد از مقاله‌هایISI  در داخل کشور قابل استفاده است، به این معنی که ما با هزینه ایران، به تولید مقاله‌هایی می‌پردازیم که به رشد علمی غرب کمک می‌کند.

 نوع رویکرد موجود به بالا بردن تولید علم در ایران، بویژه تأکید بر افزایش تعداد مقاله‌های چاپ شده در مجله‌های مورد تأیید موسسه ISI مورد انتقاد بسیاری از صاحب‌نظران در برخی کشورها و از جمله ایران قرار گرفته است. نافذترین افراد مخالف این ادعا، دکتر رضا داوری اردکانی است که «وصیت‌نامه علمی» خود را به این موضوع اختصاص داد. وی این رویکرد را نامناسب تشخیص داده و می‌گوید: «حرفى نیست، مقاله‌نویسى در مجله‌هاى ISI را تشویق کنیم، اما الزام دانشمندان به این کار و موکول کردن ارتقاء در مراتب دانشگاهى به داشتن مقاله در ISI نشانه خوبى نیست و شاید با روح علم ناسازگار باشد». 

از سوی دیگر بسیاری از موافقان انتشار مقاله در ISI معتقدند، توسعه علمی کشور، نه تنها توهم نیست، بلکه واقعیتی انکار ناپذیر است. فرآیند پژوهش در مرزهای دانش، علاوه بر رشد تعداد مقاله‌های علمی کشور، پیامد‌های بسیار با ارزش تری به همراه داشته است. در این سال‌ها، نسل جدیدی از پژوهشگران کشور تربیت شده‌اند که علاوه بر آشنایی به روش تحقیق در مرزهای دانش، نگاهی جدی به حل مسائل و موضوعات مورد نیاز کشور دارند و در این زمینه به موفقیت‌های بزرگی نیز دست یافته‌اند. پیشرفت‌های اخیر علمی ایران در زمینه‌های پزشکی، صنایع دفاعی و هسته‌ای، از جمله بارزترین این دستاوردهای علمی است. از سوی دیگر، در این سال‌ها به موازات افزایش تولید مقاله‌های علمی، گفتمان علمی که قرن‌ها در این مملکت غریب و دور افتاده بود، به عنوان یکی از گفتمان‌های رایج مسئولان کشور تبدیل شده است. از نظر این افراد انتشار مقاله در ISI نه تنها فرار مغزها نیست، بلکه منجر می‌شود صاحب‌ نظران علم بتوانند آن را ارزیابی و کم و کاستی‌های آن را گوشزد کنند.

برای سنجش رشد علمی کشور صرف این که مقاله‌ای درISI  منتشر شده، کافی نیست و نباید باقی عناصر پیشرفت ملی را نادیده گرفت. مقاله یکی از ابزارهای توسعه است، اما همه شاخص‌های توسعه، وابسته به چاپ مقاله در مجله‌هایISI  نیستند و نباید برای سنجش شاخص‌های توسعه‌ یافتگی تنها به چاپ مقاله‌ها در مجله‌های ISI  اکتفا کرد .تولید علم مفهوم وسیعی را در بر می‌گیرد که مدارک علمی، بخش مهمی از آن محسوب می‌شوند. در میان مدارک علمی نیز مقاله‌ها جایگاه مهمی دارند. در عین حال، در علم‌سنجی علاوه بر شاخص‌های مربوط به نمایه‌سازی مقاله‌ها که اطلاعات آن با استفاده از پایگاه‌های استنادی به دست می‌آید، شاخص‌های دیگری همچون «میزان دستیابی به فن‌آوری»، «پروانه‌های ثبت اختراعات»، «ارزش قراردادهای حاصل دستاوردهای علمی» و مانند آن وجود دارد که مورد توجه قرار می‌گیرد. اگر شاخص‌های دیگر را به تناسب رشد مقاله‌ها تقویت نکنیم، مقاله‌ گرا و مدرک‌ گرا می‌شویم و در نهایت نتایج آن‌ها به صنعت، فن‌آوری و رفع مشکلات کشور پیوند زده نمی‌شود. هم‌اکنون بررسی‌ها نشان می‌دهد که به نسبت هر ۱۰۰ هیأت علمی کشور، ۹۹ مقاله و تنها یک اختراع وجود دارد و این بیانگر این واقعیت است که در سال‌های اخیر تعداد مقاله‌های علمی دانشمندان ایرانی رشد قابل قبولی داشته، ولی از نظر میزان ثبت اختراع‌ها به عنوان یکی از شاخص‌های فناوری وضعیت مطلوبی نداریم. بنابراین صرف چاپ این مقاله‌ها فایده چندانی ندارد، بلکه در گردونه اقتصاد دانش‌بنیان باید علم ما به فن‌آوری تبدیل شود. یعنی ایده به محصول تبدیل شود تا ما بازار فن‌آوری داشته باشیم. 

نکته مهم دیگری که نباید از آن غافل بود این است که در جریان رقابت و رسیدن به توان بقا در محیط کنونی دانشگاه‌ها، گاه افراد ضعیف به ‌ناچار از ترفندهای دیگری غیر از دانش خود سود می‌جویند. توسل به سوء استفاده از دستاوردهای پژوهشگران دیگر و نسخه ‌برداری از مقاله‌های دیگران یکی از این راه‌های غیراخلاقی برای شرکت در مسابقه‌ای است که اعضای هیئت علمی را به رقابت وادار می‌کند. در همین چند سال گذشته که نبرد گلادیاتوری در دانشگاه‌های ایران نیز شدت گرفته است، شاهد چنین سوء استفاده‌ها و دزدی‌های علمی بوده‌ایم. برخی از این موارد داخلی بوده و بازتاب آن تنها در محافل علمی داخل کشور مطرح شده است، اما برخی دیگر، مواردی بوده است که اعضای هیأت علمی متأسفانه مقاله‌های منتشره پژوهشگران خارجی را آن هم به شکل کامل به نام خود در مجله‌های دیگر به چاپ رسانیده‌اند و از این بابت اعتبار دانشگاه‌ها و پژوهشگران ایران را در سطح بین‌المللی خدشه ‌دار کرده‌اند.

در جهان پرشتاب امروز، لزوم ارتباط با جهانِ علم، امری بدیهی و روشن است و ارائه و نقد پیشرفت‌های علمی در مجامع بین‌المللی موجب قوام، هم‌افزایی و بالا رفتن جایگاه علمی کشور می‌شود. اکنون چه بخواهیم و چه نخواهیم، همه در همه جا حاضرند، اما اگر حضور مؤثر می‌خواهیم، باید بکوشیم جهان پژوهش را بنیاد کنیم و در پی مسائل حقیقی و نه انتزاعی باشیم. در این صورت، هم علم کارساز داریم و هم در عرصه جهانی و در رتبه‌ بندی علمی کشورها جای مناسب پیدا می‌کنیم. اما اگر غایت اسم و شهرت و رتبه باشد، امکان و احتمال انحراف و ظاهرسازی بسیار است و اگر هیچ انحرافی هم نباشد دانشمندان در مسابقه پرنویسی از پژوهش جدی روی می‌گردانند و احیاناً به کارهای عادی و پیش پا افتاده که به درد هیچ چیز و هیچ کس و هیچ جا نمی‌خورد می‌پردازند.

۱ دیدگاه

  1. محمد ايماني
    ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ در ساعت ۱۳:۳۲ · پاسخ دادن

    سپاس برای زمانی که برای مطالبتون میذارین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *