بهم ۲۱

کتابخوانی، آیین یا نمایش ؟!

گپی با  حبیب احمدزاده

 

به کوشش:فرید نجدصفاتی،صدراطاهری ملکی،میر مسعود قمری

اشاره:

حبیب احمدزاده در ۲۷ مهرماه سال ۱۳۴۳ در آبادان متولد شد. ولی اصلیت پدری ایشان از دلوار بوشهر می باشد که در آستانه جنگ دوم جهانی به آبادان مهاجرت کرده اند. وی فارغ التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر تهران می باشد. احمدزاده از جمله فعالان در عرصه ادبیات پایداری و مقاومت بوده و تا کنون دو کتاب در این زمینه نگاشته است. گفتنی است وی در نگارش فیلمنامه آژانس شیشه ای. چتری برای کارگردان. دکل و … همکاری داشته است. آثار : ۱- کتاب داستانهای شهر جنگی (با تیراژ ۳۹۹۰۰ جلد در هفت چاپ) برنده بهترین کتاب داستان کوتاه دفاع مقدس(۱۳۷۸) برترین کتب بیست سال داستان نویسی دفاع مقدس (۱۳۷۹) ۲- شطرنج با ماشین قیامت برنده جایزه ادبی اصفهان (۱۳۸۵) تنها رمان تقدیر شده در کتاب سال دفاع مقدس(۱۳۸۵) کاندید کتاب سال انجمن نویسندگان و منتقدان مطبوعات کشور(۱۳۸۵) کاندید قلم زرین کاندید کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و البته کتاب های خواندی دیگر  مصاحبه ما با حبیب عزیز در دفتر نشر سوره مهر را می خوانید .

**

با سلام آقای احمد زاده شما دلیل کم خوانی جوانان کشور را چه می دانید؟

والله من فکر می کنم که کم خوانی ما در سیستم مدیریتی ما است مثال برایتان بزنم :ما همه کارها را می کنیم برای اینکه یک فرهنگ ترویج شود اصلا باید نگاه کنیم ببینیم طی ۳۵ سال متوجه بودیم که چی را داریم ترویج می کنیم،متوجه بودیم که خود آن فرهنگ را از آسیب دور نگه داریم یا نه صرفا آن ظاهر مطلب را من چندجا این را عرض کردم در دانشگاه همیشه چندتا عکس آفریقایی به بچه ها نشان می دهیم نمی دانم دیدید یا نه این برنامه جهان آرا شبکه افق را دیدید من یک برنامه رفتم آنجا اصلا حالت ورک شاپ کردیم چند نفر آفریقایی نیزه پرتاب می کنند جشن گرفتند پایکوبی می کنند با لباس های قدیمی شان.بعد شما ۵ کلمه در مورد اینها میخواهید بنویسید.۱۰ تا کارت ۱۰۰ تومانی هم گذاشتیم برای جایزه گفتیم هرچه نوشته درسته باری ما فرستادند نمی دانم چندتا ما به اینها گفتیم نگاه کنید این ها چند هزار سال پیش اجدادتان با همین شکل و لباس زندگی می کردند و شکار می کردند ما به این می گوییم آیین چون در زندگی جاری بوده ولی الان نوادگان آنهایی که در عکس دیدید دقیقا همان لباس ها را می پوشند همان کارها را می کنند تا از اروپایی ها یورو بگیرند ما به این می گوییم نمایش بعد چند ساعت هم لباس ها را در می آورند می روند پی زندگی شان به نشان دادم عکس بعدی را که داشتند با موبایل حرف می زدند و خلاصه گفتم شاید سوال این میشد که ما از کجا می دانستیم که این ها دارند ادا در می آورند و واقعی نیستند زندگی جاریشان نیست.گفتم آنهایی که مثلا رفتند شکار آقایان تمام لباس قرمز پوشیدند شما اگر در عمرتان یک دانه گنجشک هم زده باشید می دانید که با لباس قرمز نمیروند شکار بدن های این ها که لخت و پاتی هستند شما کفش در بیاورید و تا سره کوچه بروید و برگردید چند تا میخ شیشه در پایتان میرود چطوری میشود اینها بروند و هیچ گونه آثار جراحتی رویشان نباشد چه جوری دندانها مسواک زده و … چرا چون ما خوب نمیبینیم این تغییر آیین به نمایش مثل این که مرحوم جلال در کتاب غرب زدگی می گفت که روشنفکری ایران مثل گندم سن زده است که از توخالی شده و تا باد تند نیومده گندم زار آرومه ولی این با یه تند همشون می ریزه ما اشکالی که داریم تو جمهوری اسلامی ایران این نیست که به فرهنگ نمی پردازیم را ما داریم آیین هایمان رو تبدیل میکنیم به نمایش و این خطری است که یعنی اگر من نماز بخونم و قبول ندارم که یک نمازم مقبول خداست اگر به زور وادار به نماز کنیم این نماز بیشتر می شود نمایش اینکه ۱۰۰۰ سال پیش گفت ریا ناخالصی شرک شرک از یک حشره سیاه در شب تاریک روی سنگ سیاه تیره تر وقتی شما همه ی سیاست هایتان این است که بیاید ظاهر را پیوسته روی آن کار بکنید یک مدت باورتان میشود که این کار عمیق است ،درست است شما ایین را ترویج نکردید شما ادا را ترویج کردید این مشکل اصلی است و چون آرام آرام این ویروس می آید و از درون توهی می کند متوجه هم نمیشوید مثل همین عکس هاست که تا شما دیدید چون رسانه در ذهن شما کرده که چون افریقا در بیابان این لباس پوشیده پس آدم بدبخت و نادان دیگر نمیتوانید بگویید این یک قاب است . شما به خاره همین که زوری چادر سر مردم میکنید ما به ایین کمکی نکردیم و یا خودش گناه است اصلا مسئولین هنوز متوجه نشده اند که بسیاری ازکارهایی که انجیم دادند تاثیر گذاری در روح نیست خود این را مقام معظم رهبری میگویند اصلا میگوید کار فرهنگی کار ظاهری و پوسته ای نیست کاری است که عمیقا روی جان و دل و روح تاثیر بگذارد و آن را به این مسیر بکشاند

نگاه کنید دارد در عمق بحث میکند هر آثار آیینی یک پوسته و نمایش هم دارد من نماز هم که به جماعت بخوانیم یاد نمیگیریم ولی شما فرق تعزیه را ببینید تعزیه با دل و جان مردم سر و کار دارد این قدر که با جان و دل مردم سر و کار دارد این باعث میشود که همان اگر بیاوریم مثلا در تالار وحدت با بازیگران خارجی بگذاریم همان تاثیر را دارد؟ندارد که!ما یک چیزی داریم به اسم خلوص نیت که تاثییر دارد این یکی از این یکی از موارده که ما به آیین کار فرهنگی توجه نمیکنیم و داریم به پوسته توجه میکنیم کار دوم امار همین بحثی که شما می فرمایید خانم سیده اعظم موسوی یه صحبت خوبی دارند می فرمایند که قانون اول نیوتون کاره یعنی شما انرژی می دید که این مجله تکون بخوره اگه انرژی دادین و این مجله تکون نخورد کاری انجام شده؟نه تو کشور ما میگن میلیارد ها واحد به این انرژی میدهند ولی اصلا تکان نمی خورد اونا با تکان نخوردند کاری ندارند میگویند ١٠٠ هزار نفر راهیان نور بردیم اوردیم ولی این ١٠٠ هزار نفربعد از سه ماه چه تاثیری در این ها باقی موند آیا درکار کردنشان یا نه مثل یه ژن مغلوب زیر نظر یه ژن غالب نابود شد تو جامعه یا نه خودش ژن غالب شد رفت جامعه رو تاثیرگزاری کرد؟

وقتی آیین مان به نمایش تبدیل شد نمایش یعنی ادا دیگر  ویترین ١٠٠ هزار نفر بردیم اوردیم ما با شماره مکه کار داریم دین و آیین با شماره کار ندارد خب ما بعد خروجی رو کار نداریم دین آسیب شناسی نمی کنیم هرکار زیادی موند در واقع ایستاد وابسته شد به نمایش تبدیل میشه شما فکر کنید بالاترین درد مثلا یک نفر عاشق زیادی موند میشه عقده اب زمزم زیادی بمونه گندیده میشه آب زمزم بوده ولی الان قابل استفاده نیست یکی این که شهید مطهری حرف خوبی میزنه میگه که ما پس تا اینجا ما دوتارو رفتیم آیین و نمایش رفتیم سومیش که باید خیلی خیلی دقت کنیم و مواظبش باشیم اینه که ما شهید مطهری میگوید تو دنیا هیچ بدی و ضد ارزشی وجود ندارد خدا اصلا هیچ بدی و ضد ارزشی رو نیافریده بلکه ضد ارزش ارزشیه که تو جای غلط استفاده شده یعنی اگر شما ارزش رو تو جای غلط استفاده کنید میشه ضد ارزش و به عنوان بد میشه به عنوان مثال آب مایه حیاته دیگه اگه زیاد بشه میشه سیل کم باشه میشه قحطی و خشکسالی شما دانشجوی داروسازی هستین دیگه؟فکر کنید یه دوزش بیش از حدی به بیمار سرطانی بدین خب میکشه طرف رو یه کلدی بیش از حد بزرگ باشه کلیه کوچک باشه بازم بعد از مدتی نابود میشه هرچیزی تو هارمونی خودش مشکل اینجاست چون ما فکر می کنیم داریم به یک ارزش می پردازیم کوتاه نمی آییم ارزش دین آزادی و …خطرش اینجاست چون فکر می کنیم داریم دفاع می کنیم کوتاه نمی آییم نمیدونیم که اینا باید هارمونی داشته باشند شما بچه ی دو ساله تونم زیادی تو بغل بگیرید هولتون میده میخواد بیاد بیرون این مال اینه که شما از آزادی ایشون جلوگیری کردین پس ما وقتی که یه ارزش رو تو جای غلط استفاده کردیم خراب می شود

استاد به نظر شما نهادهای ذیربط این کار مثل وزارت ارشاد و… چقدر تاثیرگذار و حتی مقصرنددر این کم خوانی؟

ببینید وقتی بنیان کار و سیستم غلط باشد شما بیایی مسئول،وزیر عوض کنی کار به همان روال نادرست قبلی ادامه خواهد داشت به نظر خود شما چرا خدا انسان آفرید خدا که فرشته داشت خدا اختیار را در نهاد انسان قرار داد که کار غلط خودش را درست کند و به اشتباهش واقف شود ولی ما اینجا یا فرشته تعریف می کنیم یا شیطان!همافراط غلط است هم تفریط  حتی در تمجید وتعریف از آدم ها و شخصیت های زمان چرا که در ذیل صف حق بودن دلیل بر محق مطلق بودن ما نیست چه بسا مثلا سرباز عراقی که قبول نکرده در رژیم بعث جلوی ما بجنگد و اعدام شده شهید حساب می شود در درگاه الهی و چه افرادی که در ذیل صف حزب الله و اسلام و ایران در دفاع مقدس حضور داشتند ولی نیت و قصد کارش خلاف و جنایت بوده ولی یک ترکش گلوله ای به او خورده والان بنیاد شهید او را شهید حساب می کند ولی نزد خدا شهید نیست!یکی از اشکالت ما بچه مسلمانها این است که فکر می کنیم رفتیم پای روضه امام حسین گریه کردیم آمدیم بیرون شدیم خود امام حسین و حالا دنبال یزید بدبخت می گردیم در حالی که این نیست. مثلا می گویند حدودی پزشکان و کادر درمان بیشترین آمار مصرف سیگار و دخانیات را بین بقیه مشاغل دارند یعنی خود او نمی داند که که سیگارخیلی ضرر دارد؟ یا مثلا روحانیت و حزب اللهی را سخت می شود امر به معروف و نهی از منکر کرد پس وقتی خود ما حاضر نیستیم که گفته خودمان را از دیگران بپذیریم چه باید کرد؟ وهمچنین ما ها سوال کردن را خطر حساب می کنیم در حالی که کسی که از ما سوال می کند ما را دوست دارد و ارزش قائل است برای خوبی هایمان این است که فرد نقد کننده را به چشم دشمن می بینیم و این خود فاصله می اندازد بین ما و گروه های متقابل و یکی از آفت های مجموعه ها و سازمان ها و افراد ما این هست که در فرکانس و کانال جوان امروزی حرف نمی زند و هنوز ارسال پیامش به روز نشده پس نباید انتظار تاثیرگذاری و حرف شنوی از جوان امروز داشت ما خودمان هنوز کم خوان هستیم و کم مطالعه ایم! واگر از مسئولان و ماها صداقت و درستی در انجام کا و حرف هایمان را ببینند خود جوانان و مخاطبان خواهند شد.

یعنی وظیف ما است که نیاز فرد کم خوان را تامین کنیم و اگر تشنه مطلبی است آب گوارا و صاف در اختیارش بگذاریم و بعد می گوییم چرا آب نمی خوری؟! یعنی کار ما شده نمایشی نه آیینی و بنیادی !

در مقابل حرف شما تفکری هم هست که ما نباید درگیر اندیشه کج متقابل بشویم و به نوعی شاید خودمان هم تحت تاثیر دیگران قرار گرفته و دچار اختلاط فکری و آیینی بشویم ؟

اگر ما آنقدر بی عرضه هستیم که به خودمان و دینمان یقین نداریم وهنوز خودمان در مسیر حق استوار شده ایم پس اشتباه می کنیم دیگران را به این مسیر دعوت می کنیم. نباید تنبلی و بی عرضه گی خودمان را به اسلام نسبت دهیم اگر مکتب ما تاثیرگذار نیست پس این دعواها سر چی است؟! نه خیر! ما تاکتیک به روز بلد نیستیم و اصرار هم داریم که یاد نگیریم این روش های کارآمد جدید را و این  خودش علم اثر است و به نوعی ماداریم به دین اسلام خیانت می کنیم با این کار نابلدی خودمان و اینطور مکررا دایره ما کوچکتر شده و تیم از قبل باخته هستیم! ما دو نوع تکلیف داریم:تکلیف حداقلی،حداکثری.یعنی مثلا در تکلیف حداقلی یک کاری به من نوعی سپرده می شود ولی میدانم ته دلم که کننده این کار نیستم پس یک بهانه مثل عدم بودجه کافی را پیدا می کنم و کار را انجام نمی دهم ولی در تکلیف حداکثری خود فرد همه چالش ها و مشکلات را حل می کند و تمام وقت و سعی خود را برای انجام آن کار می گذارد پس کسانی که این دیدگاه سوال را دارند دنبال تکلیف حداقلی اند و تنبلی خودشان است نه ضعف مکتب و آیین ما . برای جا افتادن این مطلب می توانید به آرشیو برنامه جهان آرا شبکه افق سیما مراجعه کنید که بنده طی۲ برنامه این مباحث را با عنوان کار تمیز فرهنگی توضیح دادم.

برای راهکار هم باید بگویم که اثر و کار ما باید انقدر قوی و درست باشد که تاثیر خودش را بگذارد و در واقع الگوهای موفق ما باید تکرار و به روز شوند یک سییتم آیینی و اصولی باید شکل گیرد نه فقط کم پرسی کتاب پخش کنیم و بخواهیم فقط نمایش از کار ارائه دهیم شکل کار دوتا آشپز که با مواد اولیه یکسان و وقت مشابه دو غذای مختلف از نوع طعم و مزه تحویل می دهند و این نکته را توجه کنیم که کارمان را نگذاریم به پای گزارش کار پر کردن و تحویل دادن و در اصل نمایش بلکه عمق بدهیم به کارهایمان برای اثرگذاری بیشتر

به نظر شما نقش صدا وسیما و رسانه های تصویری در این قضیه چقدر می تواند موثر باشد؟

همه تو این قضیه به نظر من مقصرند،مثلا همین کتاب “وقتی مهتاب گم شد”را نگاه کنید به من گفتند برای این کتاب در همدان همابش گرفته ایم و به همراه شما از ۵۰ نفر هم از مسئولین دعوت کرده ایم که با هواپیما به همدان بروید

هزینه های این همایش به همراه هزینه رفت و آمد چیزی در حدود ۵۰ الی ۶۰ میلیون میشد بنده گفتم بجای این هزینه کردن از این کتاب تهیه کنید و میان فرهنگیان استان همدان مسابقه کتاب خوانی برگزار کنید. اقایان گفتند رهبری برای این کتاب تغریظ نوشته است و فرموده اند به این توجه شود من به ایشان گفتم منظور از آقا این است که این کتاب دیده شود خوانده شود مانند کسی است که با انگشت به جایی اشاره میکند ولی ما به انگشت ان فرد توجه میکنیم نه جایی که به ان جا اشاره شده

این کار چیست؟همان ادا و نمایش است و ائین نیست .

بنده مفهوم کار جهادی را از یک مستند آمریکایی آموختم در این مستند یه آقا و خانم امریکایی یه کارخانه صندلی سازی افتاح میکنند و شعار کار خود را چه چیز قرار میدهند ۱ بیسترین صندلی ۲ بالاترین کفیت ۳ کمترین قیمت هر کس از ما که جهادی انجام می دهیم باید بین این سه کار موازنه ایجاد کنیم و مشکل ما اینجاست که این سه کار باهم موازی نیستند یعنی ما هزاران کار انجام می دهیم به اسم حزب ا.. و غیره مانند همین قضیه همایش همدان که گفتم و می بینیم که این سه کار نامساوی انجام شده و تاثیر ندارد چرا که به دنبال ویترین و نمایش هستیم.

حالا اگر این سه موضوع را مسیر راه خود قرار بدهی موفق هستی ” مسیر خود بگویدت چون باید رفت” ولی اگر اگر بین کار دلی و یا آئینی با نمایشی سرگردان بودی خروجی آن جز شوخی چیز دیگری نخواهد شد با اینکه به مقصد هم رسیده باشی .به نظر من ما نباید به دنبال مقصر باشیم باید به دنبال اشتباه استراتژیک خودمان باشیم وقتی در دعاهایمان می گویم که خدایا مارا لحظه ای به خودمان وامگذار یعنی چه یعنی آئین هایمان به نمایش تبدیل نکن.

استاد شروع کردن سیر مطالعاتی را برای جوانان توصیه میکنید؟

بنده توصیه میکنم که کتاب های جنگ را بخوانید بخصوص خانم ها کتاب های جنگی که از جنس خودشان است مثل:دا ،دختر شینا،من زنده ام و…را بخوانند این کتاب ها ،کتاب هایی نیست که بگوید عراق خوب است یا بد، این کتاب ها به ما یاد می دهند چگونه خوب زندگی کنیم برای مثال برای مثال وقتی یک زندانی این کتاب را میخواند نگاه میکند میبیند مسائلی که باعث شده او خلاف کند خیلی سخت و بدتر از ان برای دیگری اتفاق افتاده و استانه تحمل او بالا می رودو به واکسینه میشود.

اخرین کتابی که خواندید چه کتابی بود و کی بود؟

“کتاب خداحافظ سالار” خاطرات شهید همدانی هفته پیش

ایا شرایط چاپ و نشر و توزیع کتاب در شرایط مناسبی قرار دارد؟

من اصلا اینگونه فکر نمیکنم من میگویم که شما چه هدفی را دنبال میکنید اگر هدف شما با کامیون ریختن کتاب برای مثال در زندان ها است نباید این کار شود ولی وقتی مسابقه کتاب خوانی برگزار می کنیم ما داریم با این کار معلمان یک استان را که قرار است ۳۰سال بچه های ما را تربیت کنند را آماده میکنیم با این کار نه شان کتاب کم می شود و نه چیز دیگری و هر کدام از این موضوع ها جای خودش را دارد.

وظیفه اصلی من و شما این است که جائی که هستید را اصلاح کنید کار انقلابی نه اینگه فلان دولت را هی نقد کنیم وباید نگاه کنیم اگر همین دولت کار خوبی انجام داد آن را هم ببینم و قدردان او باشیم .

با تشکر و سپاس

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *