بهم ۱۸

کتاب یا تلگرام!؟

به بهانه هفته کم طرفدار کتاب و کتابخوانی

کتاب یا تلگرام!؟

مجتبی نادری / دانشجوی پزشکی

29

هفته ی چهارم آبانماه هر سال هفته ی کتاب و کتابخوانی و بیست و چهارم آبانماه در تقویم کشوری روز کتاب و کتابخوانی است. این روز در واقع می بایست سرآغاز و شروعی باشد برای برنامه ریزی و ایده پردازی روز افزون جهت بالا بردن فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در تمامی سطوح کشوری ، استانی و شهرستانی!!!! اما این یا اتفاق نیفتاده و یا هرساله شاهد یک سری از برنامه های سوری و نمایشی بوده ایم.

هرسال هفته کتاب و کتابخوانی بهانه ایست برای رجوع به این سوال که نقش کتاب در زندگی روزمره ما چقدر است و ما در زندگی اجتماعی خود به چه میزان از آموخته هایمان از کتابهایمان بهره میبریم یا اینکه به خواندن مطالب گوناگون در فضای مجازی و سایت ها بسنده میکنیم؟

واقعیت آنست که هیچ چیز جای کتاب را نمیگیرد ؛ ابزارهای نوظهور مهمترین هنرشان این است که مضمون کتابها و محتوای کتابها و خود کتابها را راحت و آسان منتقل کنند. جای کتاب را هیچ چیزی نمیگیرد.

اگر کمی با کتاب انس داشته باشیم متوجه خواهیم شد که تگرام با همه ی گروه ها و کانال هایش و اینستاگرام با همه پیج هایش نمیتوانند جای کتاب را بگیرند.

با اینکه در باب اهمیت کتابخوانی هم زیاد خوانده ایم و هم شنیده ایم سوال اینست که چرا هنوز تکان نمیخوریم ؟ به نظر نگارنده مهمترین علتش اینست که ارزش وقت و زمان برایمان روشن نشده است بخاطر همین با اینکه از سالهای اول تحصیل به ما یاد داده اند که من یار مهربانم دانا و خوش زبانم/ گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم و الی آخر اما باز هم این قضیه را به روزها و هفته های بعد موکول میکنیم.

در نظر بگیرید اگر هر کدام از ما روزانه فقط بیست صفحه کتاب غیر درسی مطالعه کنیم در طول یکسال میشود هفت هزار و سیصد صفحه که بطور میانگین ما یصورت سالانه چهل و هشت جلد کتاب صد و پنجاه صفحه ای خوانده ایم. حقیقتا شبی بیست صفحه چقدر از ما زمان میگیرد؟ و آیا سالانه چهل و هشت جلد کتاب برای یک دانشجو عدد کمی است ؟

یا اصلا در طول روز یک دانشجو چه زمانهایی را دارد که در اکثر موارد به هدر میرود ؛ در مسیر خوابگاه تا دانشگاه و بالعکس ، ساعات قبل و بین کلاس ها و …. همه اینها زمانهایی ایست که از نظر ما مغفول است. در اینجا نظرتان را به مطلبی از مقام معظم رهبری جلب میکنم :” افرادی که کار روزانه دارند -اداری،کاسب،روستایی،کشاورز و امثال اینها- اگر مثلا شب یا بین روز به خانه می آیند ،بخشی از زمان را ولو نیم ساعت برای کتاب خواندن بگذارند.چقدر کتابها را در همین نیم ساعتها می شود خواند. بنده خودم دوره های بیست و چند جلدی کتابها را در همین فاصله های ده دقیقه،بیست دقیقه،یک ربع ساعت خوانده ام ! شاید صدها جلد کتاب را من ، همین طور در این فاصله های کوتاه استفاده کرده باشم. مثلا یک دوره کتاب هشت جلدی را در اتوبوس مطالعه کردم! بسیاری را هم میشناسم که اینطور هستند. این بایستی یک سیره و سنت رایجی بین مردم ما بشود ،که کتاب را بخوانند و به بچه هایشان یاد بدهند.خانم ها هم در خانه کتاب بخوانند و معلومات لازم را فرا بگیرند . ” (مصاحبه پس از بازدید از سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران۱۹/۲/۱۳۶۹ )

          اگر مقوله کتاب و کتابخوانی در بین مردم ما و در بین دانشجویان ما جایگاه خود را نیابد بسیاری از مشکلات و آسیب های اجتماعی کماکان متوجه جامعه ما خواهد بود یادمان نرود که یک ساعت از عمر را به هیچ قیمتی نمی توان بازگرداند ؛ اما با پولی ناچیز می توان تجارب تمام عمر بزرگترین انسانهای جهان را تصرف کرد.گویی کتاب عمر دوباره ماست. “

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *