کدام راه را انتخاب می کنید؟

تیر ۱۳

کدام راه را انتخاب می کنید؟

 

بررسی جزئیات تحدید کاهش نسل و عدم تمایل به فرزندآوری

کدام راه را انتخاب می کنید؟

آرمین شمس ایلی/دانشجوی پزشکی

 Untitled-215865

اینک لحظه‌ی پر شکوه یک پیوند آسمانی از راه رسیده است.
دو رهرو جوان می خواهند بر اساس خواست و رضای خداوند، دست در دست هم، راه زندگی را به سوی هدف والای آن سیر کنند.
راستی! این چه میثاق عمیق و مهمی است!
طبع و غریزه، «زوج» می خواهد. روان پر تلاطم، «همسر» می طلبد. روح بی قرار، بدون«او» احساس نقصان و کمبود می کند.

نخستین قدم برای تشکیل یک خانواده و حفظ نیمی از دین برداشته می شود بساط  آرامش در زیر آسمان خداوند  برای دونفر پهن می شود دو شخص جوان و پرشور و شوق و با آرزوهای زیبا و تفکر بالغ شده شان می پذیرند که از یک لحظه ای از زندگی  تا زمان مرگ ، باید سختی ها و شادی ها را دونفری تجربه کنند و درک می کنندکه ساختمان آخرت را باید دونفری ساخت ..حال در میان این همه زیبایی ..هدفی از زندگی مشترک  کم اهمیت شده و در برخی خانواده ها کاملا فراموش می شود آن هم تداوم نسل و فرزندآوری است متاسفانه در جامعه امروزی کشورمان میل افراد به پدر و مادر شدن کاسته شده  و حاضر به پذیرش مسئولیت و تربیت نسل جدید نیستند.حال با توجه به سخن رهبر انقلاب در جمع مسئولین مامایی ایران که فرمودند: ((کثرت جمعیت جوان یکی از امتیازات کشور است و در صورت استمرار سیاست‌ها و اقدامات نادرستی که منجر به تحدید نسل و کاهش شدید جمعیت جوان کشور در طول سال‌های آینده خواهد شد، دچار ضربه بسیار بزرگی بنام «سالمندی عمومی» خواهیم شد.))با توجه افزایش این مشکل با یک جمعیت سالمند و غیر مولد در علم و صنعت رو به رو خواهیم بود .که این خود یکی از عوامل  عقب افتادگی در تولید  علم و خوکفا شدن صنعتی  می باشد.

 وقتی جامعه ای سالمند باشد پویایی و حس تحقیق و کنجکاوی از بین خواهد رفت و به جای آنکه جامعه ایی  پویا  و تولیدکننده باشیم تبدیل به جامعه وابسته به غیر خواهیم شد. در مرور لحظات و خاطرات گذشته به خوبی به یاد می آوریم سال ۷۱  سیاست  تحدید افزایش نسل که در آن زمان به دلیل رشد جمعیت جوان  و  افزایش باروری  ،   ، ایران به شاخص های مناسب برای جذب نیروی کار جوان و عالم دست پیدا کرده بود و ظرفیت های شغلی و آسایش اجتماعی  و دیگر شاخص های امید به زندگی  در ایران به حداکثر گنجایش خود رسیده بود به همین دلیل  متخخصصان و اهل قلم و صاحب نظران و کارگزاران نظام برآن شدن که تصمیمی برای جلوگیری از افزایش نسل  بگیرند و آن سیاست ها تا ابتدای سال ۹۰ اجرا می شد .در سال ۹۰ جمعیت جوان ایران رو به کاهش  و شاخص های امید به زندگی  با افت شدیدی مواجه شد و اجرای سیاست  هایی که در دهه ۷۰ تصمیم درمانی شده بود بر درد جامعه در دهه ۹۰ خطر بزرگی برای جامعه ایران به خصوص جمعیت شیعه همراه داشت.این موضوع انقدر مهم شد که رهبر انقلاب در دیدار با کارگزاران نظام در ۳/۵/۹۰فرمودند که: ((از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر می دادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم. کشور باید نگذارد که غلبه ی نسل جوان و نمای زیبای جوانی در کشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطوری که کارشناس ها بررسی علمی و دقیق کردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها کارهای علمی و دقیقِ کارشناسی شده است. اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما کم خواهد شد.))

حال می خواهیم با توجه عوامل فوق از این مجال استفاده کنیم تا به مشکلات و عواقب جبران ناپذیر سالمندی عمومی و کاهش میل به فرزندآوری بپردازیم و فواید وجود یک جامعه جوان را ذکر می کنیم.

جمهوری اسلامی ایران اکنون به عنوان شش کشور هسته ای جهان قرار گرفته است و این  مقام کسب نمی شد مگر با کار جهادی و حس پویایی و تحقیق .این صفات در بین گروه های سنی جامعه فقط در افراد جوان یک جامعه می توان پیدا کرد شخص جوان به دلیل آرزوها و خواسته هایی که دارد ؛ اهداف خود را براساس آن آرزوها می چیند و برای رسیدن به آنها تلاش می کند.پس شخص جوان زندگیش را بیهوده صرف نمی کند زیرا رسیدن به هدف نیازمند تلاش مستمر و خستگی ناپذیر است. بنابراین در جامعه ای که جوان باشد حس پویایی و زنده بودن همیشه درک خواهد شد.اگر حکومتی بتواند از این حس به نحو احسنت استفاده کند به بالاترین سطح پیشرفت خواهد رسید نمونه اش را ما در کشور خود داریم.الحمدالله نظام اسلامی ایران در زمینه های داروسازی و ژنتیک پیشرفت های بیشماری کرده که مدیون مطالعه و کار شبانه روزی نیروی جوانمان است.

جمعیت جوان پس می تواند یک حکومت و یک ملت را از وابستگی به تولید کننده بودن تبدیل کند.جمهوری اسلامی ایران برای اینکه در منطقه و در جهان به عنوان یک حکومت شیعه عدل و عدالت را در منطقه  و در جهان گسترش دهد موانع و مشکلاتی در پیش رویش قرار گرفت .شاید می توان گفت بزرگترین  مانع تحریم های اقتصادی بود که بر ایران تحمیل شد .تحریم هایی که با هدف عدم ارتباط ایران و فرهنگ ایرانی با دیگر کشورها و عدم پیشرفت صنعتی بود.تحریمی که می خواست ایران را ازنظراقتصادی وصنعتی و فرهنگی در آینده فلج کند و کاملا وابسته کشورهای پیشرفته و صاحب صنعت نشان دهد.اما به دلیل وجود نیروی جوان عالم و وطن دوست و دارای روحیه جهادی در همان آغاز ثانیه های شروع تحریم  صاحبان علم و صنعتکاران شروع به برنامه ریزی کردند تا به جای واردات محصولات ،شروع به ساخت و بومی سازی محصولات کنند.در زمان تحریم  برخی از موشک های برد بند ساخته و آزمایش شد.در زمان تحریم هواپیمای قاهره ساخته شد.در زمان تحریم برخی داروهای ضد سرطان به خصوص MS و داروهایی مثل فاکتور انعقادی هشت بومی سازی شد و در صنعت فولاد و مس ؛ و راه آهن سازی وبسیاری از پیشرفت ها که اکنون مجال بازگویی نیست در شرایط تحریم بدست آمد و این محقق نمی شد مگر با تلاش و کوشش و کار جهادی و روحیه وطن پرستی جوانان ایران.پس اگر ما در دوران تحریم صنعتمان موتورش روشن بود به دلیل این بود که توسط جوانانمان تغذیه می شد.

امنیت نعمتی است که سزاوار شکر گزاری است .نعمتی که سالیان سال است که  همسایگانمان از وجودش محروم مانده اند . به راستی چرا ایران با وجود حجم دشمنان و حمله های فراوان ولی همچنان ایمن ترین جای خاورمیانه است؟برای پاسخ به این پرسش برمی گردیم به دوران جوانی پدرانمان هشت سال دفاع مقدس به فرماندهی افراد جوان و نوجوان مثل شهید همت. افرادی که با نداشتن تجربه آنچنانی ولی با روحیه جهادی و ایمان قوی و جسم سالم وپرقدرت جنگیدن تا یک وجب از خاک میهن عزیزمان به دست دشمنانمان نیوفتد.سال ها گذشت و اکنون دانشگاه های افسری هرساله جوانانی را تحویل می گیرد و با همان روحیه جهادی  تربیت می کند ولی بااین تفاوت که فرد دانشجو ابزار و تجهیزات نظامی را می بیند که ساخته دست جوانان ایران است از موشک های برد کوتاه تا اسلحه های انفرادی و پدافندها. وقتی نیروی نظامی جوان باشد به دلیل قدرت و توانایی تجزیه تحلیلی که دارد می تواند در تمام صحنه های رزم قدرتمند ظاهر شود.و اگر تمام ابزار و تجهیزات نظامیمان توسط دانشمندان و جوانان ایران طراحی شده باشد هم به گونه ای بحث حفاظت اطلاعات پیش می آید به گونه ای که فقط دانشمندانمان از نقاط ضعف و نقاط قوت تجهیزاتمان خبر دارند و دشمنانمان در بکارگیری نقاط منفیمان شکست خواهند خورد و هم  می توانیم با توجه به خواسته  هایمان و تهدید هایی که می شویم  سلاح های مدرن تری بسازیم و هر وقت تحریم های صنعتی و اقتصادی بر ما اعمال شد نگران بحث امنیت و تجهیزات و سلاح های نظامی نیستیم.پس این نعمت امنیت را مدیون جوان بودن نهاد های نظامیمان هستیم.

حال به تاثیر گزاری کاهش نسل بر وابسته شدن به نیروی کار غیر ایرانی و وارد کردن نیروی غیر ایرانی به کشور می پردازیم.

در سال  ۱۳۵۰ شمسی ایران از نظر نیروی علمی متخصص در زمینه بهداشت و درمان با کمبود مواجه شده بود و این مشکل در سال ۱۳۵۷ به اوج خود رسید و پزشکان و تیم درمانی از هندوستان و پاکستان و دیگر کشورها مانند آمریکا و آلمان وارد ایران شدند .علت به وجود آمدن این مشکل نبود دانشگاه یا مراکز تخصصی آموزش عالی نبود بلکه نبود نیروی جوان که به دانشگاه ها بروند و آموزش لازم را ببیند عامل اصلی این مشکل بود.(لازم به ذکر است که بدانید که دانشگاه تهران  و واحد علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۱۳شمسی ساخته و شروع به کار کرده بودند یعنی نزدیک به۴۴سال پیش از به وجود آمدن کمبود پزشک در ایران) ایران مجبور به واردات نیروی کاری غیر ایرانی شد.زیرا یا نیروی جوان وجود نداشت یا اگر هم بودند در سنین ورود به دانشگاه نبودند و زمان کافی ایران برای تربیت آن ها نداشت یعنی یکی از نشانه های  وجود سالمندی عمومی. و وقتی یک فرد غیر ایرانی به کشور عزیزمان ایران وارد می شود فرهنگ کشور خودش را وارد می کند و امکان آسیب به فرهنگمان هم وجود دارد. واکثر تغییر زبان و رفتار وفرهنگمان ریشه در همان زمان دارد که افراد علمی ایران اکثرا غیر ایرانی بودند.پس ملاحضه می فرمایید که یه مشکل کمبود نسل جوان چه آسیبی به ایران وارد کرده بود. به حمداالله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی  مسئولین انقلاب فرهنگی و نیروهای جهادی به رهبری شهید بهشتی طرحی را برنامه ریزی و اجرا کردند که جمعیت ایران تا سال ۷۰ به حد مطلوب رسید و ایران توانست نیروهای علمی و کاری و متخصصین خودش را داشته باشد.اما متاسفانه در سال های ۹۲و۹۳ وقتی در خیابان ها قدم می زدید یا یک سری به کارخانه های صنعتی می انداختید اکثر کارگران و صنعتگران ما یا بسیار مسن و کهنسال بودندیا از افراد غیر ایرانی استفاده می شد که این امر در سال ۹۴با رشد روزافزون همراه است. علتش هم معلوم است نبود افراد جوان برای جایگزینی نیروهای بازنشسته است.وقتی نیروی جوان وجود نداشته باشد برای زنده نگه داشتن چرخه  صنعت و عمران کشور مجبور به استخدام افراد غیر ایرانی و خارج کردن پول و ارز ایرانی از مرز کشورمان  می شویم.

مسئله دیگر مسئله  ای است که بارها  رهبر انقلاب هم در کنفرانس عدم تعهدها و هم در جلساتی که با رهبران شیعه وسنی در ایام مختلف داشتند ذکر کردند سواستفاده شدیدی که از تفاوت های آموزه های دینی شیعه و سنی می شود. همانطور که مطلع هستید در چند دهه اخیر گروه هایی چه در داخل و چه در خارج تشکیل شده اند تا از همین اختلافات استفاده کنند و آتشی را با کمک گروه های تروریستی آموزش دیده توسط اسرائیل و دستگاه های اطلاعاتی آمریکا و انگلستان ، به پا کنند تا اسلام غربی و دروغین را به نسل های آیندشان نشان دهند.حال با توجه به این کشتار شیعیان و حوادث تروریستی که در ایران رخ داد مانند حوادثی که در سیستان و بلوچستان توسط عبدالمالک ریگی اتفاق افتاد و یا انفجارمسجدی در شیراز وترور دانشمندان هسته ای ایران ؛ و در جهان کشته شدن شیعیان در سوریه و عراق توسط گروهک تروریستی داعش ,جمعیت شیعه را کاسته است به اضافه اینکه بلای طبیعی هم در چند سال اخیر مانند زلزله هریس و ورزقان و سیل اخیری که در استان مازندران به خصوص شهر سوادکوه آمد ,نمکی شد بر درد کاهش جمعیت و در نتیجه آن کاهش شیعه.شاید اگر به همین منوال پیش برود و جمعیت شیعه کشته شوند ودر ازای آن شیعیان به دلیل نا امن دانستن جامعه و نداشتن ضمانت آینده زندگی فرزندشان تمایل به فرزندآوریشان کاهش یابد یا به دلیل افزایش بیماری ها و پرتوهای مضر؛ نابارور شوند ، در آینده جهانیان ؛ اسلام را در داعش و القاعده خواهند دید و وای به حال روزی که در صدای اذان نام حضرت علی نباشد , نام عدالت نباشد. این یعنی اسلام واقعی در خطر است و آن هم به خاطر کاهش نسل جوان و سالمندی عمومی و عدم تمایل به فرزندآوری است.

اینها تنها جزئیاتی چند از خطراتی که آینده ایران را از نبود نسل جوان تهدید می کند.

مقام معظم رهبری همیشه می فرمایند آینده ازآن جوانان است. این کلام را می توان دو جور تحلیل کرد یکی اینکه آینده را جوانان ایران با تحقیق وحس پویایی شان وسرزنده بودنشان

می سازند. ودیگر تحلیل آن است که برای اینکه آینده ای روشن و موفق و کشوری آباد داشته باشیم نیاز به قشر جوان داریم نه سالمندی عمومی. ایشان در کلامی دیگر فرمودند انقلاب حرکت و جریانی پویا و پیش برنده است. از این کلام می شود متوجه شد که هدف اصلی انقلاب پیشرفت و حرکت به  سمت استقلال است واین حرکتی است فعال نه سست شونده.این پیش برنده بودن و پویا بودن نیاز به قشری دارد که این خصوصیات را در فطریت و بطن خود دارد یعنی قشر جوان.

حال باتوجه به این نکاتی که گفته شد می توان نتیجه گرفت که پدیده سالمندی عمومی که پیش بینی شده است جامعه اسلامی ایران را در آینده فراخواهد گرفت چه اثرات زیان باری هم برای کشورعزیزمان ایران و هم برای  ادامه حیات دین اسلام خواهد داشت.شاید بتوان با اندکی تغییر در سبک زندگیمان و مطالعه دقیق حوادث تاریخ و پرهیز از غرق شدن در فرهنگ غرب و به تعادل رساندن آرزوها و اهداف و نیازها با توجه به تلاش و توانایی هایمان به این فکر کنیم که می شود مانع پیشرفت کشور نشد و با فرزندآوری , نیروهای کار و دانشمندان و صاحبان نظر و تاثیرگزاران در آینده کشور را تحویل وطنمان دهیم تا تصمیم گیران کشور ، خون ایرانی در رگ هایشان جاری باشد و هیچ کشوری نتواند در تصمیم گیری های کشورمان دخالت کند. حال تصمیم با شماست کام راه را انتخاب می کنید؟پیشرفت یا وابسته بودن.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *